چگونه زنی از میان جنگل‌های غنا در برابر استعمار بریتانیا ایستاد؟
https://parstoday.ir/fa/other_news-i27650-چگونه_زنی_از_میان_جنگل_های_غنا_در_برابر_استعمار_بریتانیا_ایستاد
‌پارس‎تودی- استعمار بریتانیا در آفریقا تنها به اشغال زمین و غارت منابع محدود نشد، بلکه با تحقیر فرهنگ‌ها و تلاش برای شکستن روح ملت‌ها همراه بود. در برابر این سلطه، مقاومت‌های مردمی شکل گرفت که برخی از آن‌ها به نمادهای جاودانه آزادی بدل شدند. 
(last modified 2025-11-11T09:29:41+00:00 )
آبان ۲۰, ۱۴۰۴ ۱۲:۵۱ Asia/Tehran
  •  تخت طلایی اشانتی
    تخت طلایی اشانتی

‌پارس‎تودی- استعمار بریتانیا در آفریقا تنها به اشغال زمین و غارت منابع محدود نشد، بلکه با تحقیر فرهنگ‌ها و تلاش برای شکستن روح ملت‌ها همراه بود. در برابر این سلطه، مقاومت‌های مردمی شکل گرفت که برخی از آن‌ها به نمادهای جاودانه آزادی بدل شدند. 

به‌گزارش پارس‌تودی در آغاز قرن بیستم، هنگامی که استعمار بریتانیا در آفریقا با خشونت و طمع پیش می‌رفت، زنی از دل جنگل‌های غنا برخاست تا با شجاعت و اراده‌ای استوار، نماد کرامت ملت خود را پاس بدارد. ملکه «یاسانتیوا»، نگهبان تخت طلایی اشانتی، به چهره‌ای ماندگار در تاریخ مقاومت ضد استعمار بدل شد؛ زنی که در برابر تجاوزات امپراتوری بریتانیا ایستاد و صدای آزادی را به گوش جهان رساند. 

«طارق ابوعبیده» در یادداشتی در الجزیره نوشت: پادشاهی اشانتی در غنا، سرزمینی سرشار از طلا و فرهنگ، از دیرباز هدف طمع استعمارگران اروپایی بود. بریتانیایی‌ها که در پی گسترش نفوذ خود در آفریقا بودند، نه‌تنها منابع طبیعی این سرزمین را می‌خواستند، بلکه به‌دنبال تحقیر روح ملت نیز بودند. نقطه اوج این تجاوزات در سال 1900 رقم خورد، زمانی که مقامات بریتانیایی خواستار تسلیم «تخت طلایی» اشانتی شدند؛ تختی که نه یک شیء مادی، بلکه تجسم روح و هویت ملت بود. این مطالبه، برای مردم اشانتی چیزی جز توهین آشکار به کرامتشان نبود. 

در آن لحظه حساس، بسیاری از رهبران اشانتی سکوت کردند، اما «یاسانتیوا»، ملکه‌ای که وظیفه پاسداری از تخت را بر عهده داشت، برخاست و با سخنانی آتشین سکوت را شکست. او اعلام کرد که اگر مردان از جنگیدن سرباز زنند، زنان اشانتی به میدان خواهند رفت. این کلمات نه‌تنها جرقه‌ای برای آغاز «جنگ تخت طلایی» بود، بلکه به نمادی از اراده و شجاعت زنان در برابر استعمار بدل شد. 

بریتانیایی‌ها با تمام توان نظامی خود به سرکوب این قیام پرداختند. توپخانه و تفنگ‌های مدرن آنان در برابر نیزه‌ها و طبل‌های جنگی اشانتی قرار گرفت، اما آنچه در این نبرد بیش از هر چیز می‌درخشید، روح مقاومت بود. «یاسانتیوا» با وجود آگاهی از نابرابری قدرت، مردمش را به ایستادگی فراخواند و نشان داد که استعمار تنها با زور اسلحه پیروز نمی‌شود، بلکه باید روح ملت‌ها را نیز در هم بشکند؛ و این همان چیزی بود که او اجازه نداد. 

هرچند قیام سرانجام با شکست نظامی و تبعید «یاسانتیوا» به جزایر سیشل پایان یافت، اما میراث او باقی ماند. او در تبعید درگذشت، اما نامش به‌عنوان زنی که در برابر تجاوزات بریتانیا ایستاد، در حافظه جمعی غنا و آفریقا جاودانه شد. سخنان و شجاعت او الهام‌بخش نسل‌های بعدی شد و نیم قرن بعد، هنگامی که غنا استقلال خود را به دست آورد، بسیاری این پیروزی را ادامه همان شعله‌ای دانستند که یاسانتیوا برافروخته بود. 

ملکه «یاسانتیوا» نه‌تنها در تاریخ غنا، بلکه در تاریخ جهانی مقاومت ضد استعمار جایگاهی ویژه دارد. او نشان داد که استعمار، هرچند با توپ و تفنگ می‌آید، در برابر اراده ملتی که کرامت خود را پاس می‌دارد، نمی‌تواند برای همیشه پایدار بماند. زندگی او یادآور این حقیقت است که آزادی، حتی اگر به بهای تبعید و شکست ظاهری تمام شود، سرانجام در دل ملت‌ها ریشه می‌دواند و روزی به ثمر می‌نشیند. 

ad