تحلیل‌گر هندی در گفتگو با پارس تودی: سکوت هند درباره ناو دنا، محدودیت‌های استقلال راهبردی این کشور در برابر آمریکا را آشکار کرد
https://parstoday.ir/fa/world-i39630-تحلیل_گر_هندی_در_گفتگو_با_پارس_تودی_سکوت_هند_درباره_ناو_دنا_محدودیت_های_استقلال_راهبردی_این_کشور_در_برابر_آمریکا_را_آشکار_کرد
پارس تودی- رنجان سولومون، تحلیلگر هندی، معتقد است غرق شدن ناوشکن ایرانی «دنا» فراتر از یک رویداد نظامی، نمادی از تداوم سلطه‌گری قدرت‌های بزرگ و چالش‌های نظم بین‌المللی است. به گفته وی، این حادثه در کشورهای جنوب جهانی به‌عنوان هشداری درباره نابرابری قدرت و شکنندگی قواعد بین‌المللی تلقی شده است.
(last modified 2026-06-09T11:28:05+00:00 )
خرداد ۱۸, ۱۴۰۵ ۲۰:۵۳ Asia/Tehran
  • رنجان سولومون، تحلیلگر سیاسی و پژوهشگر هندی
    رنجان سولومون، تحلیلگر سیاسی و پژوهشگر هندی

پارس تودی- رنجان سولومون، تحلیلگر هندی، معتقد است غرق شدن ناوشکن ایرانی «دنا» فراتر از یک رویداد نظامی، نمادی از تداوم سلطه‌گری قدرت‌های بزرگ و چالش‌های نظم بین‌المللی است. به گفته وی، این حادثه در کشورهای جنوب جهانی به‌عنوان هشداری درباره نابرابری قدرت و شکنندگی قواعد بین‌المللی تلقی شده است.

در گفت‌وگوی اختصاصی با پارس‌تودی، رنجان سولومون، تحلیلگر سیاسی و پژوهشگر هندی، به بررسی ابعاد سیاسی، ژئوپلیتیکی و رسانه‌ای غرق شدن ناوشکن ایرانی «دنا» و پیامدهای آن برای نظم بین‌المللی می‌پردازد.

سولومون معتقد است این اقدام آمریکا فراتر از یک رویارویی نظامی بوده و پرسش‌های مهمی درباره یک‌جانبه‌گرایی، اعتبار نظم مبتنی بر قواعد، نقش رسانه‌های غربی و محدودیت‌های استقلال راهبردی هند در شرایط فشارهای ژئوپلیتیکی مطرح کرده است. او همچنین پیامدهای این رویداد را برای کشورهای جنوب جهانی، روابط ایران و هند و جایگاه ایالات متحده در افکار عمومی جهانی مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

 

متن کامل این گفتگو در ادامه آمده است:

پارس تودی- غرق شدن ناوشکن ایرانی «دنا» توسط یک زیردریایی آمریکایی، به‌ویژه پس از بازگشت این شناور از یک رزمایش دریایی بین‌المللی در هند، حامل پیام سیاسی سنگینی است. این اتفاق چه نوع پیام سیاسی و نمادینی برای افکار عمومی جهان، به‌ویژه برای کشورهای «جنوب جهانی» داشت؟
 

غرق شدن ناوشکن ایرانی «دنا» پیامدهایی داشت که فراتر از حوزه نظامی بود. از نظر سیاسی و نمادین، این حادثه از سوی بسیاری از کشورهای جنوب جهانی به عنوان جلوه‌ای از تداوم سلطه‌گری نظامی قدرت‌های بزرگ، حتی در آب‌های بین‌المللی و خارج از مناطق رسمی جنگی، تفسیر شد. این واقعیت که این شناور درست پس از بازگشت از رزمایش‌های دریایی چندملیتی در هند هدف قرار گرفت، بعد ژئوپلیتیک عمیق‌تری به ماجرا بخشید؛ این رویداد نشان داد که وقتی پای رقابت‌های راهبردی بزرگ‌تر در میان باشد، مشارکت در دیپلماسی بین‌المللی و همکاری‌های نظامی، لزوماً از کشورهای غیرغربی در برابر اقدامات قهرآمیز محافظت نمی‌کند.

برای بسیاری از جوامع در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، این حمله خاطرات تاریخی مداخله‌گرایی، حاکمیت نابرابر و برخوردهای گزینشی با حقوق بین‌الملل را زنده کرد. کشورهایی که از دل استعمار برخواسته‌اند، همچنان نسبت به اقداماتی که به نظر می‌رسد این ایده را تقویت می‌کنند حساس هستند؛ ایده‌ای که می‌گوید برخی قدرت‌ها برای خود این حق را قائلند که فراتر از هنجارهای پذیرفته‌شده جهانی و پاسخگویی بین‌المللی، دست به اقدام نظامی بزنند. از این حیث، حادثه ناوشکن دنا نه تنها به عنوان حمله‌ای به ایران، بلکه به مثابه هشداری به بازیگران مستقل منطقه‌ای تلقی شد که تلاش می‌کنند سیاست خارجی مستقل خود را خارج از چارچوب‌های راهبردی غرب دنبال کنند.

این بار نمادین زمانی قوی‌تر شد که ایران به طور فزاینده‌ای خود را به عنوان بخشی از مقاومت گسترده‌تر جنوب جهانی در برابر یک‌جانبه‌گرایی و دیپلماسی مبتنی بر تحریم بازتعریف کرده است. از این رو، انهدام یک شناور ایرانی در آب‌های بین‌المللی، بازتاب سیاسی گسترده‌ای در میان ملت‌هایی داشت که پیش از این نیز منتقد چیزی بودند که آن را «نظامی‌سازی نظم جهانی توسط قدرت‌های مسلط» می‌دانند.

این واقعه همچنین به اعتبار اصطلاحِ مکرر غربی‌ها یعنی «نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد» آسیب زد. بسیاری از ناظران یک سوال بنیادی را مطرح کردند: اگر آب‌های بین‌المللی دیگر از تنش‌زایی نظامی و یک‌جانبه در امان نیستند، پس واقعاً چه قواعدی بر سیستم جهانی حاکم است؟ برای بخش بزرگی از جنوب جهانی، پاسخ بیش از پیش نشان می‌دهد که این نظم نه به خودِ حقوق بین‌الملل، بلکه به توزیع نابرابر قدرت نظامی و سیاسی بستگی دارد.


پارس تودی-  چرا رسانه‌های غربی رویکردی ساده‌انگارانه را برگزیده و این حمله را صرفاً به عنوان یک «تنش‌زایی نظامی» دسته‌بندی کردند؟ در مقابل، چرا بسیاری در آسیا و جنوب جهانی بر شهادت ملوانان ایرانی و بعد انسانی این حادثه تأکید داشتند؟ آیا افکار عمومی و جامعه بین‌المللی باید این هجمه را به عنوان بخشی از یک جنگ رسانه‌ای گسترده‌تر و انحصار غرب بر روایت‌های جهانی متمایز و تحلیل کنند؟
 

واکنش‌های متناقض رسانه‌ای، نشان‌دهنده شکاف‌های عمیق ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک در سیستم اطلاعاتی جهان است. بخش عمده‌ای از پوشش رسانه‌ای غرب، غرق شدن ناوشکن دنا را اصولاً در چارچوب راهبرد نظامی، بازدارندگی، مدیریت تنش و رقابت‌های ژئوپلیتیک بررسی کرد. در این نوع ادبیات و گفتمان، رنج‌های انسانی اغلب تحت‌الشعاع زبان فنی و بوروکراتیک محاسبات امنیتی و موازنه استراتژیک قرار می‌گیرد.

در مقابل، رسانه‌ها و افکار عمومی در بخش‌هایی از آسیا، غرب آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، تمرکز بسیار قوی‌تری روی پیامدهای انسانی این حمله داشتند. جان باختن ملوانان ایرانی صرفاً به عنوان یک تلفات عملیاتی در یک تقابل راهبردی نگریسته نشد، بلکه آن‌ها انسان‌هایی دیده شدند که زندگی‌شان قربانی یک نظم بین‌المللی به شدت نظامی‌شده شده است. در بسیاری از جوامعی که تاریخ آن‌ها با استعمار، تهاجم، تحریم یا اشغال گره خورده است، جنگ به عنوان یک تمرین ژئوپلیتیک و انتزاعی تجربه نمی‌شود، بلکه یک ترومای انسانی ملموس و زیسته‌شده است.

این تفاوت رویکرد، فراتر از یک سلیقه یا اولویت تحریریه است؛ این مسئله از نابرابری پایدار در «قدرت روایت‌گری جهانی» پرده برمی‌دارد. نهادهای رسانه‌ای غرب هنوز بر بخش اعظم فضای اطلاعاتی بین‌المللی مسلط هستند و بنابراین، نفوذ و قدرت عظیمی در تعریف زبانی دارند که منازعات با آن تفسیر می‌شوند. اصطلاحاتی مانند «حمله جراحی‌شده» (دقیق)، «تنش‌زایی» یا «بازدارندگی» اغلب سیاست‌زدایی از خشونت را دنبال می‌کنند و تراژدی‌های انسانی را تا سطح واژگان استراتژیک تقلیل می‌دهند.

در عین حال، شبکه‌های رسانه‌ای جایگزین در سراسر جنوب جهانی، به طور فزاینده‌ای در حال به چالش کشیدن این انحصار هستند. کشورها و جوامعی که به طور تاریخی مداخله خارجی را تجربه کرده‌اند، دیگر تمایلی ندارند قاب‌بندی‌های غربی را به عنوان روایت‌هایی بی‌طرف یا منصفانه بپذیرند. از این رو، حادثه ناوشکن دنا به بخشی از یک مبارزه گسترده‌تر تبدیل شد؛ مبارزه بر سر اینکه چه کسی روایت‌های جهانی را کنترل می‌کند و رنج و مظلومیت چه کسانی به رسمیت شناخته می‌شود.

برای بسیاری در جنوب جهانی، تأکید بر شهادت ملوانان ایرانی، پافشاری بر یک دیدگاه اخلاقی در برابر فرهنگ رسانه‌ای بود؛ فرهنگ رسانه‌ای غربی که اغلب خشونت‌های اعمال‌شده از سوی دولت‌های قدرتمند را عادی‌سازی می‌کند. بنابراین، این بحث صرفاً درباره روزنامه‌نگاری نبود، بلکه درباره دیدگاه‌های رقابتی بر سر عدالت، حافظه تاریخی و مشروعیت سیاسی در امور جهان بود.

 

پارس تودی-  برخی از تحلیل‌گران بر این باورند که هدف این حمله صرفاً نظامی نبوده، بلکه ایالات متحده به دنبال آن بوده است تا کارزار فشار و جنگ روانی خود علیه ایران را از خلیج فارس به آب‌های بین‌المللی گسترش دهد. ارزیابی شما چیست؟ و چرا این اقدام آمریکا می‌تواند یک اشتباه استراتژیک برای واشنگتن تلقی شود؟
 

کاملاً محتمل است که این حمله علاوه بر اهداف نظامی، واجد اهداف روانی و سیاسی نیز بوده باشد. جنگ‌های مدرن امروزی به همان اندازه‌ای که بر نتایج میدان نبرد متکی هستند، از طریق پیام‌رسانی، مرعوب‌سازی و پیشبرد روایت‌ها پیش می‌روند. واشنگتن با هدف قرار دادن یک شناور ایرانی فراتر از تئاتر عملیاتیِ همیشگی در خلیج فارس، احتمالاً تلاش داشته این پیام را صادر کند که عمق راهبردی ایران، حتی در فضاهای وسیع‌تر بین‌المللی نیز آسیب‌پذیر است.

چنین اقداماتی اغلب با هدف تقویت دکترین بازدارندگی و به رخ کشیدن سلطه نظامی انجام می‌شوند. با این حال، تاریخ بارها نشان داده است که اتکای بیش از حد به قدرت قهرآمیز می‌تواند نتایجی کاملاً معکوس به بار آورد. این حادثه به جای منزوی کردن ایران، ممکن است موجی از همدردی با تهران را در میان ملت‌ها و دولت‌هایی برانگیزد که پیش از این نیز منتقد مداخله‌گرایی غربی و استانداردهای دوگانه در امور بین‌المللی بوده‌اند.

این حمله همچنین خطر آسیب زدن به اعتبار بین‌المللی و فراگیر آمریکا را به همراه دارد. ایالات متحده همواره خود را به عنوان مدافع نظم جهانی، ثبات دریانوردی و حقوق بین‌الملل معرفی می‌کند؛ اما زمانی که نیروی نظامی به صورت یک‌جانبه در آب‌های بین‌المللی اعمال می‌شود، بسیاری از کشورها میان اصول ادعایی واشنگتن و رفتار راهبردی آن، تناقض آشکاری می‌بینند. این مسئله، مرجعیت اخلاقی را که رهبری جهانی آمریکا تا حدی به آن وابسته است، تضعیف می‌کند.

از منظر استراتژیک، این حادثه ممکن است روند هماهنگی‌های نزدیک‌تر سیاسی و نظامی را در میان کشورهایی که به دنبال جایگزین‌هایی برای ساختارهای امنیتیِ تحت سلطه آمریکا هستند، شتاب ببخشد. کشورهایی که پیش از این به یک‌جانبه‌گرایی آمریکایی مشکوک بوده‌اند، ممکن است برای کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر فشارهای غرب، همکاری‌های متقابل را بیش از پیش تعمیق کنند.

عامل مهم دیگر، ادراک روانی است. برتری نظامی به طور خودکار به مشروعیت سیاسی منجر نمی‌شود. در بسیاری از نقاط جنوب جهانی، استفاده از قدرت نظامی کوبنده علیه کشورهای ضعیف‌تر یا تحت تحریم، اغلب به جای ایجاد احترام، تولید انزجار می‌کند. از این رو، حادثه ناوشکن دنا ممکن است احساسات ضدآمریکایی را فراتر از مرزهای خود ایران تقویت کرده باشد.

به همین دلیل است که این حمله در نهایت می‌تواند به یک اشتباه استراتژیک برای واشنگتن تبدیل شود. اقدامات نظامی تاکتیکی گاهی می‌توانند هزینه‌های ژئوپلیتیک بلندمدتی را از طریق از بین بردن اعتماد، افزایش مقاومت و تقویت این ذهنیت به بار آورند که سیستم بین‌المللی بر اساس قواعد نابرابرِ تحمیل‌شده از سوی قدرت‌ها اداره می‌شود، نه یک اجماع واقعی بین‌المللی.

 

پارس تودی- چرا پاسخ هند، با وجود ادعاهایی که درباره «استقلال راهبردی» خود دارد، تا این حد محتاطانه و کم‌رمق بود؟ به طوری که بسیاری از ناظران، این واکنش را فاقد اصالت و صلابت سیاسی ارزیابی کردند؟ سوالی که در محافل مطرح می‌شود این است: آیا دهلی‌نو تحت محاسبات ژئوپلیتیک و نفوذ ایالات متحده دست‌بسته شده است؟
 

پاسخ محتاطانه هند به غرق شدن ناوشکن ایرانی «دنا»، انتقادهای زیادی را برانگیخت؛ چرا که دهلی‌نو مدتی طولانی است خود را به عنوان یک بازیگر جهانی و مستقلِ متعهد به «استقلال راهبردی» معرفی می‌کند. از دوران جواهر لعل نهرو و شکل‌گیری جنبش عدم تعهد، هند همواره وجهه و تصویری بر پایه همبستگی ضد استعماری، دیپلماسی حاکمیتی و ایستادگی در برابر سلطه قدرت‌های بزرگ را برای خود پرورش داده است.

با این حال، حادثه ناوشکن دنا تضاد روزافزون میان هویت دیپلماتیک و سنتی هند را با هم‌پیمانی‌های ژئوپلیتیک فعلی‌اش عریان کرد. این شناور ایرانی درست پیش از حادثه، در رزمایش دریایی به میزبانی هند مشارکت داشت و همین امر، حمله بعدی به آن را از نظر سیاسی برای دهلی‌نو بسیار بااهمیت می‌کرد. بسیاری از ناظران انتظار واکنش تندتری را داشتند؛ واکنشی که می‌توانست در قالب محکومیت دیپلماتیک، درخواست برای پاسخگویی عاملان حمله، یا دفاع صریح‌تر از ثبات دریانوردی و حقوق بین‌الملل تجلی یابد.

اما در مقابل، هند موضعی محافظه‌کارانه اتخاذ کرد که به شکلی ملموس، از هرگونه انتقاد مستقیم از واشنگتن پرهیز داشت. این میزان از احتیاط، بازتاب‌دهنده واقعیت‌های در حال تغییر در سیاست خارجی هند است. طی دو دهه گذشته، روابط هند با ایالات متحده از طریق توافق‌نامه‌های دفاعی، همکاری‌های اطلاعاتی، خریدهای تسلیحاتی، ابتکارات منطقه هند-آرام و هماهنگی‌های استراتژیکی که عمدتاً هدف‌شان مهار و توازن قوا در برابر چین است، به طرز چشمگیری گسترش یافته است.

اگرچه هند همچنان با ادبیاتِ چندقطبی‌گرایی و دیپلماسی مستقل سخن می‌گوید، اما ادغام روزافزون این کشور در چارچوب‌های راهبردی غرب، محدودیت‌های آشکاری را برای آن ایجاد کرده است. از نظر بسیاری از ناظران در سراسر جنوب جهانی، واکنش مسکوت و ملایم دهلی‌نو نشان داد که هرگاه منافع استراتژیک مستقیم آمریکا در میان باشد، فضای مانور مستقل برای هند تنگ‌تر می‌شود.

این مسئله به‌ویژه از آن جهت حساسیت‌برانگیز است که هند در گذشته، روابط نزدیک خود با ایران را با وجود فشارهای غرب حفظ می‌کرد. ایران نقشی کلیدی در امنیت انرژی هند و جاه‌طلبی‌های این کشور در اتصال به راه‌های مواصلاتی منطقه – به‌ویژه از طریق پروژه بندر چابهار – داشت. با این وجود، فشار تحریم‌های آمریکا و وابستگی فزاینده هند به مشارکت‌های اقتصادی و نظامی غرب، به مرور زمان فضا را برای تعاملات آشکار و مستقل با تهران کوچک و کوچک‌تر کرده است.

بنابراین، حادثه ناوشکن دنا به چیزی فراتر از یک تقابل دریایی ساده بدل شد. این رویداد به یک آزمون سیاسی بزرگ‌تر مبدل گشت؛ آزمونی برای سنجش اینکه آیا استقلال راهبردی هند در لحظات فشارهای ژئوپلیتیک، همچنان امری اصیل و بااصالت است یا بیشتر جنبه‌ای شعاری به خود گرفته است. برای بسیاری از ناظران در آسیا، آفریقا و غرب آسیا، سکوت هند کمتر به «بی‌طرفی» شباهت داشت و بیشتر نشان‌دهنده تردید و تنگنای یک قدرت منطقه‌ای بود که زیر بار واقعیت‌های نفوذ آمریکا قرار گرفته است.

بسیار پس از آنکه دود حاصل از این واقعه بر فراز اقیانوس هند محو شود، معنا و دلالت سیاسی حادثه دنا پابرجا خواهد ماند. برای بسیاری در سراسر جنوب جهانی، دیگر سوال این نیست که آیا «قدرت» بر سیستم بین‌المللی مسلط است یا خیر؛ بلکه پرسش این است: آیا بشریت هنوز می‌تواند جهانی بسازد که در آن «قانون» مانع از قدرت‌نمایی مفرط شود، پیش از آنکه خودِ قدرت، قانون را نابود سازد؟

SD
 

دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها و ارزیابی‌های مطرح‌شده در این مصاحبه صرفاً بیانگر نظرات شخصی مصاحبه‌شونده است و لزوماً منعکس‌کننده مواضع، سیاست‌ها یا دیدگاه‌های پارس‌تودی نیست.