پارستودی- نظرسنجی رویترز نشان میدهد که جنگ آمریکا با ایران از هماکنون تأثیر خود را بر صندوقهای انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ گذاشته و دموکراتها پیشتازی نسبتاً چشمگیری را در مقایسه با جمهوریخواهان دارند.
به گزارش پارستودی، آمریکاییها برای نخستین بار در نزدیک به یک دهه گذشته، در یک نظرسنجی رویترز - ایپسوس، دموکراتها را به جمهوریخواهان برای مدیریت اقتصاد ترجیح دادند. این نظرسنجی همچنین حاکی از آن است که میزان رضایت آنها از عملکرد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به ۳۵ درصد کاهش یافته است؛ درحالیکه این میزان در ماه گذشته میلادی ۳۷ درصد بود. این نظرسنجی نشان میدهد که چگونه نحوه مدیریت اقتصاد توسط ترامپ، از جمله افزایش قیمت انرژی ناشی از حمله علیه ایران، میتواند بر شانس حزب او در انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ تأثیر منفی بگذارد.
طبق این نظرسنجی، ۴۲ درصد از رأیدهندگان ثبتنامشده در انتخابات کنگره به یک دموکرات رأی میدهند و ۳۷ درصد اگر رقابت اکنون برگزار شود، به یک جمهوریخواه رأی خواهند داد. افراد مستقل در این نظرسنجی، دموکراتها را با ۱۲ درصد اختلاف نسبت به جمهوریخواهان انتخاب کردند. بدینترتیب، اقدام غیرقانونی ترامپ در تهاجم به ایران، شانس پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر ۲۰۲۶ را به میزان قابلتوجهی کاهش داده است.
سؤال مهم این است که چرا جنگ با ایران به سود دموکراتها تمام شده است؟ در این زمینه به چند مورد میتوان اشاره کرد:
۱- افزایش سرسامآور قیمت انرژی موجب فروپاشی مزیت سنتی جمهوریخواهان شده است.
جمهوریخواهان سالها در موضوع اقتصاد بر دموکراتها برتری داشتند، اما با شروع حملات نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، این مزیت بهسرعت از میان رفت. جنگ مستقیماً بر هزینههای روزمره خانوارهای آمریکایی تأثیر گذاشته است. قیمت بنزین از زمان آغاز درگیری با ایران بیش از ۲۵ درصد افزایش یافته و هر گالن بهطور میانگین بیش از یک دلار گرانتر شده است. به گزارش بلومبرگ، حملات تلافیجویانه ایران موجب اختلال در حدود یکپنجم تجارت نفت جهان شده است.
وقتی فشار هزینههای روزمره از تیتر خبرها به قبضهای پمپ بنزین هر خانواده راه مییابد، نارضایتی رأیدهندگان از حزب حاکم از یک نگرش انتزاعی به یک انگیزه قطعی برای رأیدهی تبدیل میشود. همانطور که رویترز تحلیل کرده، مزیت جمهوریخواهان در موضوع اقتصادی «در طول دوره کنونی ریاستجمهوری ترامپ بهتدریج رو به زوال بوده و در ماههای اخیر به صفر رسیده است».
۲- جنگ آمریکا علیه ایران در نزد افکار عمومی ایالات متحده محبوب نیست.
ترامپ در ابتدا این حمله را «اقدامی برای نمایش قدرت» معرفی کرد، اما دادههای افکار عمومی واقعیتی کاملاً متفاوت را نشان میدهند:
در روزهای آغازین درگیری، تنها ۲۷ درصد از آمریکاییها از حمله نظامی به ایران حمایت کردند و ۴۳ درصد بهصراحت مخالف بودند. تا پایان ژوئیه، میزان حمایت از جنگ همواره زیر ۴۰ درصد باقی ماند. از سوی دیگر، نظرسنجی دانشگاه کوئینیپیاک نشان داد ۶۰ درصد از رأیدهندگان با اقدامات نظامی آمریکا در ایران مخالفاند. طبق نظرسنجی آسوشیتدپرس-اناوآرسی، حتی در میان هواداران جمهوریخواه، فقط ۲۰ درصد از اعزام نیروی زمینی به ایران حمایت میکنند.
نکته قابلتأملتر اینکه حتی در میان هواداران وفادار ترامپ (جنبش ماگا) نیز میزان حمایت از جنگ ۱۳ درصد کاهش یافته است. وقتی جنگی نه میتواند احترام دشمن را جلب کند و نه تأیید شهروندان خود را، هزینه سیاسی آن ناگزیر بر دوش حزب حاکم سنگینی میکند.
۳- عملکرد ترامپ در مدیریت بحران، بیاعتمادی را تشدید کرده است.
جنگ علیه ایران نهتنها نقص سیاستگذاری کاخ سفید را آشکار ساخت، بلکه کاستیهای رهبری ترامپ را نیز در معرض دید قرار داد. در این باره باید اشاره کرد که پنتاگون اعلام کرد هزینه این جنگ تاکنون به ۳۷٫۵ میلیارد دلار رسیده است. نمایندگان هر دو حزب از ترامپ و تیم او به دلیل عدم اطلاعرسانی بهموقع به کنگره درباره روند جنگ و برنامههای آتی گلایه دارند.
ترامپ چندین بار سعی کرد اعلام کند جنگ «به پایان رسیده»، اما حملات آمریکا علیه ایران ادامه یافت. وقتی رئیسجمهور آمریکا نه میتواند روند درگیری را مهار کند و نه چشمانداز روشنی به مردم آمریکا ارائه دهد، اعتماد رأیدهندگان بهشکل غیرقابلبازگشتی از دست میرود.
مجموع این شرایط پیامدهای سیاسی غیرقابلانکاری را، بهخصوص با توجه به در پیش بودن انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر ۲۰۲۶، به همراه دارد. در این زمینه میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱. تغییر ترازوی کنترل کنگره: جمهوریخواهان در هر دو مجلس کنگره تنها اکثریتی ناچیز دارند. اختلاف ۵ درصدی در نظرسنجیها، با توجه به شمار کرسیهای حساس، بهتنهایی میتواند کنترل کنگره را دچار تغییر کند. همانطور که مجله تایم اشاره کرده، چندین مؤسسه معتبر نظرسنجی همگی روند افزایشی برتری دموکراتها را در شاخصهای مختلف تأیید میکنند.
۲. انتقال «برگ اقتصادی» به دست دموکراتها به مثابه تحولی تاریخی: جمهوریخواهان از سال ۲۰۱۷ همواره «توانایی در مدیریت اقتصاد» را بهعنوان مهمترین برگ برنده انتخاباتی خود معرفی میکردند. از دست رفتن این مزیت، آن هم در سالی که اقتصاد برای رأیدهندگان بیشترین اهمیت را دارد، به این معناست که جمهوریخواهان قویترین سلاح تبلیغاتی خود را از دست دادهاند و ناچارند رقابت را بر محور موضوعات دیگر پیش ببرند.
۳. تبدیل شدن سیاست خارجی به متغیر اصلی انتخابات داخلی آمریکا: جنگ علیه ایران نشان داد که در دنیای امروز که همهچیز به هم پیوسته است، واکنشهای زنجیرهای اقتصادی یک اقدام نظامی در خارج از مرزها میتواند در عرض چند ماه، معادلات سیاسی داخل کشور را دگرگون کند.
افزایش قیمت انرژی، میدان نبرد دوردست ایران را از طریق قبضهای سوخت به سفره هر خانواده آمریکایی گره زد و سیاست خارجی را از یک «مسئله نخبگانی» به عاملی تأثیرگذار بر رفتار انتخاباتی تکتک رأیدهندگان تبدیل کرد.
به نظر میرسد که برتری دموکراتها در نظرسنجی رویترز نتیجه جذابیت ناگهانی برنامههای این حزب نیست، بلکه محصول تأثیرات ملموسی است که یک جنگ نامحبوب بر زندگی اقتصادی خانوارهای آمریکایی تحمیل کرده است. وقتی قیمت بنزین به معیار اصلی سنجش عملکرد حزب حاکم بدل میشود، جنگ ایران دیگر یک درگیری در حاشیه خلیجفارس نیست، بلکه سنگینترین وزنه سیاسی در پای صندوقهای رأی نوامبر ۲۰۲۶ خواهد بود.
srm