سیاست‌های ترامپ در قبال ایران محصور در مثلث جنگ طلبان
https://parstoday.ir/fa/other_news-i33848-سیاست_های_ترامپ_در_قبال_ایران_محصور_در_مثلث_جنگ_طلبان
پارس تودی - چرخش سیاست آمریکا از مذاکره به تقابل با ایران، نتیجه بازگشت مثلث فشار حداکثری پمپئو، بولتون و روبیو و همراهی با لابی‌های اسرائیلی در کاخ سفید است.
(last modified 2026-01-11T07:08:21+00:00 )
دی ۲۱, ۱۴۰۴ ۱۰:۳۵ Asia/Tehran
  • مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا
    مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا

پارس تودی - چرخش سیاست آمریکا از مذاکره به تقابل با ایران، نتیجه بازگشت مثلث فشار حداکثری پمپئو، بولتون و روبیو و همراهی با لابی‌های اسرائیلی در کاخ سفید است.

به گزارش پارس تودی به نقل از ایرنا، سیاست دولت دوم ترامپ در مورد ایران از مسیردیپلماسی خارج و به‌سوی تقابل حرکت کرد. این تغییر مسیر نه یک چرخش ناگهانی، بلکه حاصل فعال‌شدن دوباره «مثلث فشار حداکثری» است؛ مثلثی متشکل از مایک پمپئو، جان بولتون و مارکو روبیو که هر یک در مقطعی معمار سیاست تقابلی واشنگتن علیه تهران بوده‌اند.

در دولت اول دونالد ترامپ، پمپئو و بولتون با طراحی راهبرد «فشار حداکثری»، خروج از برجام، تحریم‌های فلج‌کننده و تهدید نظامی را جایگزین دیپلماسی کردند. پمپئو با ۱۲ شرط حداکثری، عملاً مذاکره را ناممکن ساخت و بولتون با نگاه آشکارا جنگ‌طلبانه، کاخ سفید را تا آستانه درگیری نظامی با ایران پیش برد.

در دولت دوم ترامپ، اگرچه آن دو دیگر در ساختار رسمی حضور ندارند، اما مارکو روبیو به‌عنوان میراث‌دار فکری و سیاسی آنان، همان منطق را با قدرت نهادی بیشتر ادامه می‌دهد. روبیو که از مخالفان ریشه‌ای برجام و نزدیک به لابی‌های حامی اسرائیل (آیپک) است، پرونده ایران را از مسیر گفت‌وگو خارج و به محور امنیتی–تقابلی منتقل کرد؛ محوری که به مطالبه «غنی‌سازی صفر»، چراغ سبز به تجاوز اسرائیل و نهایتاً بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران انجامیده است. اکنون نیز با بهانه حمایت از معترضین در حال تهدید نظامی ایران است.

در واقع، مثلث پمپئوبولتونروبیو نماینده یک جریان ثابت در سیاست آمریکا است: جریانی که دیپلماسی را تاکتیکی فرعی و در مقابل فشار، تحریم و تهدید نظامی را ابزار اصلی مهار ایران می‌داند. تفاوت فقط در چهره‌هاست؛ اگر پمپئو و بولتون در دور نخست ترامپ این مسیر را هموار کردند، روبیو در دور دوم آن را به نقطه اجرا رساند. مارکو روبیو در زمان انعقاد توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵، از برجسته‌ترین مخالفان برجام در سنای آمریکا بود. او در ژوئیه ۲۰۱۵ توافق را «ضعیف، خطرناک و فاقد سازوکارهای نظارتی کافی» خواند. بعد هم نقش مهمی در فعال کردن اسنپ‌بک توسط اروپایی‌ها ایفا کرد.

خصومت او با ایران به حدی است که حتی در ماجرای ربودن مادورو توسط نیروهای آمریکایی نیز علت اصلی ورود آمریکا به ونزوئلا را نفوذ ایران دانسته و مدعی شد: «آمریکا دیگر اجازه نخواهد داد ونزوئلا به پایگاهی برای نفوذ ایران و حزب‌الله در نیم‌کره غربی تبدیل شود.» ایرنا نوشت: «نگاه تقابلی او به ایران، نه واکنشی مقطعی به تحولات اخیر، بلکه بخشی ثابت از هویت سیاسی و فکری اوست؛ هویتی که با نزدیکی راهبردی به اسرائیل و لابی آیپک گره خورده و اکنون، با در اختیار گرفتن یکی از کلیدی‌ترین مناصب سیاست خارجی آمریکا، به‌طور مستقیم بر مسیر پرونده ایران در دولت دونالد ترامپ اثر گذاشته است.

جان مرشایمر، استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو و از تئوریسین‌های مطرح جهان در مورد آیپک و لابی‌های اسرائیلی گفته است: «وقتی صحبت از ایران در میان باشد، نخستین موضوعی که باید بدانید این است که اسرائیلی‌ها و لابی اسرائیل در آمریکا، اساسا «مالک» ترامپ هستند و هر کاری که بخواهند انجام دهند، ترامپ باید همراهی بکند.»

به این ترتیب چرخش ترامپ از شعار مذاکره به تقابل سخت، بیش از آنکه ناشی از تحولات میدانی باشد، محصول نفوذ این مثلث فشار حداکثری و هم‌پوشانی آن با لابی‌های حامی اسرائیل است؛ مثلثی که سیاست ایرانِ واشنگتن را از میز مذاکره به میدان تنش و درگیری سوق داده است.
NH2