قفل اوراسیا بشکند، بازی قدرت عوض می‌شود
https://parstoday.ir/fa/other_news-i34666-قفل_اوراسیا_بشکند_بازی_قدرت_عوض_می_شود
پارس تودی - از کارنگی تا رَند، ایران به‌عنوان گره ژئوپلیتیکی شناخته می‌شود که فروپاشی آن پیامدهایی فراتر از خاورمیانه دارد.
(last modified 2026-01-25T06:19:59+00:00 )
بهمن ۰۵, ۱۴۰۴ ۰۷:۵۲ Asia/Tehran
  • ایران؛ آخرین سد ژئوپلیتیکی مقابل هژمونی آمریکا
    ایران؛ آخرین سد ژئوپلیتیکی مقابل هژمونی آمریکا

پارس تودی - از کارنگی تا رَند، ایران به‌عنوان گره ژئوپلیتیکی شناخته می‌شود که فروپاشی آن پیامدهایی فراتر از خاورمیانه دارد.

دِکریدل 22 ژانویه یک مقاله تحلیلی با عنوان «ایران قفل اوراسیا» به بررسی دلایل اهمیت ثبات ایران برای روسیه و چین پرداخته است. «این مقاله با بهره‌گیری از مفاهیم و چارچوب‌های تحلیلی پنج اندیشکده و نهاد مؤثر سیاست‌گذاری جهانی و چند منبع داده‌ای انرژی و مالی تهیه شده است. پارس تودی با استخراج مفاهیم و اصطلاحات نهادها و اندیشکده‌های مورد استفاده در تحلیل کریدل مطلب زیر را ارائه کرده است.

 مفاهیم اصلی که کریدل از اندیشکده‌ها و نهادها برای تبیین چرایی اهمیت ایران برای روسیه و چین وام گرفته شامل موارد زیر است:

  • بنیاد آمریکایی کارنگی:  معرفی ایران به‌عنوان «گره مرکزی اوراسیا (گره ژئوپلیتیکی)» که مانع جغرافیایی روسیه و تأمینکننده انرژی چین خارج از کنترل نیروی دریایی آمریکاست.
  • باشگاه روسی والدای: ایران را « پل زمینی حیاتی» می‌داند که ایران را فراتر از یک متحد ایدئولوژیک تبدیل کرده است. زیرا روسیه را به اقیانوس هند و چین را به غرب آسیا و اروپا متصل می‌کند.
  • شورای امور بین‌الملل روسیه: ایران به‌عنوان سنگ‌بنای مفهوم «اوراسیای بزرگ» است که بی‌ثباتی ایران پیامدهای امنیتی برای روسیه خواهد داشت.
  • شورای روابط خارجی آمریکا CFR: ایران «گره مرکزی (گره ژئواکونومیک)» در  طرح کمربند و جاده چین و نیز مسیر زمینی چین برای دور زدن گلوگاه‌های دریایی تحت کنترل آمریکا است.
  • مؤسسه رَند : ایران به‌عنوان «دیوار آتش امنیتی» در برابر استراتژی فرسایش آمریکا علیه روسیه است. با بی‌ثبات‌سازی ایران، فشار امنیتی پیرامونی بر روسیه افزایش یافته و توان راهبردی آن در بلندمدت فرسوده می‌شود.

کریدل از کنار هم چیدن این مفاهیم تولید شده در موسسات معتبر جهانی در مورد اهمیت ایران اینگونه تحلیل می‌کند: ثبات ایران در منطق ژئوپلیتیکی روسیه و چین صرفاً یک ترجیح سیاسی نیست، بلکه بخشی از یک ضرورت ساختاری در نظم در حال گذار اوراسیاست. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، نقشی ایفا می‌کند که جایگزین‌پذیر نبوده و بی‌ثباتی آن پیامدهایی فراتر از مرزهای ملی‌اش دارد.

نخست، ایران به‌مثابه گره ژئوپلیتیکی اوراسیا عمل می‌کند. این کشور تنها پل زمینی پیوسته‌ای است که قلب اوراسیا را به آب‌های آزاد متصل می‌سازد. برای روسیه، این نقش در قالب کریدور شمال–جنوب معنا می‌یابد که امکان دسترسی به اقیانوس هند را بدون عبور از گلوگاه‌های تحت کنترل ناتو فراهم می‌کند. برای چین نیز ایران حلقه‌ای کلیدی در مسیرهای زمینی ابتکار کمربند و جاده است که وابستگی پکن به مسیرهای دریایی آسیب‌پذیر را کاهش می‌دهد. از این منظر، بی‌ثباتی ایران به معنای اخلال در زیرساخت ژئواکونومیک هر دو قدرت است.

دوم، ایران به عنوان عمق و سپر امنیتی روسیه در جناح جنوبی عمل می‌کند. ثبات سیاسی و سرزمینی ایران مانع سرریز ناامنی به قفقاز و آسیای مرکزی می‌شود؛ مناطقی که مسکو آن‌ها را بخشی از امنیت وجودی خود می‌داند. فروپاشی یا تضعیف دولت مرکزی در ایران می‌تواند مسیرهای جدیدی برای افراط‌گرایی، قاچاق و بی‌ثباتی مزمن باز کند و فشار امنیتی مستقیمی بر محیط پیرامونی روسیه وارد سازد.

سوم، برای چین، اهمیت ایران بیش از آنکه امنیتی مستقیم باشد، ژئواکونومیک و انرژی‌محور است. ایران یکی از معدود تأمین‌کنندگان انرژی است که خارج از چارچوب‌های کنترلی غرب عمل می‌کند و امکان تسویه‌های غیردلاری را فراهم می‌آورد. در شرایطی که گلوگاه‌های دریایی حیاتی چین به‌شدت تحت نظارت و فشار ایالات متحده قرار دارند، نفت و مسیرهای زمینی ایران به‌مثابه یک ضربه‌گیر راهبردی برای امنیت انرژی پکن عمل می‌کند.

چهارم، ایران بخشی از یک معماری مالی و تجاری جایگزین است که روسیه و چین برای کاهش اثر تحریم‌ها و سلطه دلار به آن متکی هستند. اتصال نظام‌های پرداخت، افزایش تجارت دوجانبه و نقش ایران به‌عنوان مرکز صادرات مجدد، این کشور را به یکی از اجزای عملیاتی شبکه دور زدن فشارهای اقتصادی غرب تبدیل کرده است. بی‌ثباتی ایران، این شبکه را در سطحی فراتر از یک کشور مختل می‌کند.

در نهایت، متن نشان می‌دهد که تلاش ایالات متحده برای «جداسازی» ایران از روسیه و چین با محدودیت‌های ساختاری مواجه است. برای مسکو و پکن، مسئله نه حجم مشوق‌های غرب، بلکه تجربه انباشته بی‌اعتمادی، جغرافیا و آسیب‌پذیری‌های مشترک در برابر فشار یکجانبه است. از این رو، ثبات ایران نه‌تنها یک دارایی منطقه‌ای، بلکه یکی از پایه‌های حفظ استقلال استراتژیک روسیه و چین در نظم چندقطبی در حال شکل‌گیری به شمار می‌آید.

NH2