برآورد جدید: هر جنگ آینده با ایران، فراگیر و فرسایشی خواهد بود
پارستودی- یک تحلیل نظامی با اشاره به تحولات پس از جنگ دوازدهروزه، از تغییر بنیادین در دکترین دفاعی و تهاجمی جمهوری اسلامی ایران خبر میدهد.
یک تحلیل نظامی تازه نشان میدهد که تجربه جنگ دوازدهروزه اخیر، نقطه عطفی در دگرگونی بنیادین دکترین دفاعی و تهاجمی جمهوری اسلامی ایران بوده و برآوردها حاکی از آن است که هرگونه ماجراجویی نظامی آتی علیه ایران، هزینههایی بهمراتب سنگینتر از محاسبات پیشین برای طرفهای متخاصم در پی خواهد داشت. به گزارش پارستودی، شبکه المسیره یمن در یادداشتی تحلیلی به قلم زینالعابدین عثمان، پژوهشگر مسائل نظامی، با مرور تحولات پس از این جنگ تصریح کرده است که ارزیابی واقعبینانه مسیر تحول قدرت نظامی ایران ـ فارغ از روایتهای تبلیغاتی غرب و تلاشهای سازمانیافته برای کماهمیت جلوه دادن توان تهران ـ نشان میدهد که جمهوری اسلامی دیگر صرفاً در چارچوب بازدارندگی دفاعی کلاسیک عمل نمیکند.
به نوشته وی، ایران مفهوم «قدرت» را بازتعریف کرده و وارد مرحلهای شده است که در آن، توان آتش گسترده نه تنها برای مهار ابتکار دشمن، بلکه برای تحمیل نتایج راهبردی به کار گرفته میشود.
این یادداشت تأکید میکند که پیامدهای جنگ دوازدهروزه را نمیتوان صرفاً به اصلاحات تاکتیکی یا بازآرایی میدانی تقلیل داد. از منظر محاسبات نظامی ایران، این جنگ یک آزمون حداکثری تلقی شد که طی آن میزان تابآوری سامانههای فرماندهی و کنترل، استمرار آتش، و سطح هماهنگی میان ظرفیتهای دفاعی و تهاجمی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتیجه این آزمون، اصلاحات جزئی نبود، بلکه ضرورت یک تحول ساختاری در فلسفه مدیریت و بهکارگیری قدرت را در چارچوب یک رویارویی وجودی آشکار ساخت.
بر این اساس، ایران از منطق پاسخهای مقطعی و محدود به سقفهای دفاعی فاصله گرفته و به سمت دکترین تهاجمی فعال حرکت کرده است؛ دکترینی که بر تمرکز قدرت در واحد زمان و هدفگیری مراکز ثقل دشمن از نخستین لحظات درگیری استوار است. در این چارچوب، راهبرد جدید دیگر «تحمل ضربه و سپس پاسخ» نیست، بلکه «مواجهه شوک با شوک» و سلب ابتکار عمل از دشمن در همان آغاز جنگ است.
مطابق این تحلیل، محور راهبرد تازه ایران خنثیسازی ابتکار عمل آمریکا و رژیم صهیونیستی در لحظه نخست رویارویی است؛ رویکردی که با گسترش میدان نبرد و فروپاشی برتری هوایی و فناورانه دشمن همراه خواهد بود، بهگونهای که هیچ منطقهای برای طرف مقابل امن تلقی نشود.
در همین چارچوب، موشکها دیگر صرفاً ذخیرهای تسلیحاتی نیستند، بلکه بهعنوان یک «سامانه آتش یکپارچه» تعریف میشوند؛ سامانهای مبتنی بر انباشت سریع توان و قابلیت اجرای حملات راهبردی با ظرفیتی چندین برابر عملیات «وعده صادق ۳».
نویسنده یادداشت تصریح میکند که در صورت وقوع درگیری، طرفهای مقابل با یک موج محدود یا ضربه منفرد مواجه نخواهند شد، بلکه در محیطی اشباع از آتش قرار میگیرند؛ فضایی که در آن هزاران موشک بهجای صدها فروند به کار گرفته میشود و تمرکز اصلی بر نابودی بیسابقه زیرساختهای حیاتی دشمن خواهد بود.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که هر تقابل احتمالی آینده، رژیم صهیونیستی را در مرکز جنگ قرار خواهد داد. عمق جغرافیایی محدود و زیرساختهای حساس این رژیم، آن را به میدان عملیاتی گسترده بدل میکند و دامنه اهداف از پایگاههای نظامی فراتر رفته و مراکز انرژی، فرودگاهها، بنادر، شبکههای ارتباطی و شریانهای اقتصادی را دربر خواهد گرفت.
همچنین حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز مصون نخواهد بود و پایگاهها، ناوگانهای دریایی و مراکز فرماندهی این کشور در فهرست اهداف قرار خواهند گرفت. به نوشته این تحلیل، جنگ با ایران نه کوتاهمدت و تاکتیکی، بلکه فرسایشی و پرهزینه خواهد بود و منافع آمریکا را مستقیماً در معرض تهدید قرار میدهد.
در پایان تأکید شده است که ایران در پی جنگ نیست، اما برای آن در بالاترین سطح آمادگی قرار دارد و هرگونه خطای محاسباتی طرفهای مقابل درباره ماهیت دکترین جدید تهران، پیامدهای راهبردی سنگینی به همراه خواهد داشت.
HK