بحران بشر؛ کودکان غزه و فراموشی بینالمللی
-
کشتار کودکان غزه
پارستودی - یونیسف اعلام کرد که نقض آتشبس توسط رژیم صهیونیستی در غزه باعث شهادت بیش از ۱۰۰ کودک شده است؛ این سازمان همچنین نسبت به وخامت اوضاع در غزه هشدار داد.
به گزارش پارستودی، صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) اعلام کرد که نقض آتشبس از سوی رژیم صهیونیستی در غزه باعث شهادت بیش از ۱۰۰ کودک شده است. سخنگوی یونیسف همچنین با هشدار درباره وخامت اوضاع انسانی در غزه، به جانباختن ۶ کودک بر اثر سرمای شدید طی چند روز گذشته و کمبود شدید سرپناه و وسایل گرمایشی اشاره کرد.
هشدار یونیسف تنها بخشی از واقعیت تلخ میدانی است؛ واقعیتی که نشان میدهد حتی پس از اعلام آتشبس نیز کودکان غزه از تیررس حملات اسرائیل در امان نماندهاند. این گزارش، تصویری فشرده از فاجعهای گستردهتر است؛ فاجعهای که در آن نهتنها آتشبس رعایت نمیشود، بلکه مسیرهای کمکرسانی نیز بهطور سیستماتیک بسته شده و سازمانهای بشردوستانه از فعالیت در غزه منع شدهاند.
ساکنان غزه اکنون بیش از دو سال است که در شرایطی وخیم و غیرقابل تصور در چادرهای فرسوده زندگی میکنند و از کمبود پتو، وسایل گرمایشی، پوشاک زمستانی، دارو و غذا رنج میبرند. در چنین شرایطی، ممنوعیت فعالیت سازمانهای امدادی، عملاً به معنای رها کردن ساکنان غزه در برابر مرگ تدریجی است. گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد که ناامنی غذایی در غزه به سطحی رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً نتیجه فقر دانست؛ این وضعیت محصول مستقیم جلوگیری از ورود کمکها است. وعدههای رژیم صهیونیستی برای اجازه ورود صدها کامیون کمک، در عمل هیچگاه محقق نشده و میزان واقعی ورود کمکها فاصلهای عمیق با نیازهای انسانی دارد. این شکاف، صدها هزار نفر را در معرض سوءتغذیه قرار داده و کودکان بیش از همه آسیب دیدهاند.
نظام سلامت نیز در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد. بیمارستانها با کمبود داروهای ضروری، نبود خدمات اورژانسی و کمبود پزشک و کادر درمان روبهرو هستند. «محمد ابوسلمیه» مدیر مرکز درمانی الشفاء در غزه تأکید کرده است که بحران بهداشتی در این شهر به دلیل جلوگیری مداوم اشغالگران از ورود داروها و تجهیزات پزشکی، بهشدت وخیم است.
تداوم حملات اسرائیل در غزه نشان میدهد که این رژیم هیچ التزامی به توقف خشونت ندارد و حتی در دورههایی که متعهد به رعایت مفاد آتشبس از جمله توقف جنگ، شده است، همچنان غیرنظامیان غزه را هدف قرار میدهد و جان آنان را میگیرد. در این میان، کودکان نخستین و بیدفاعترین قربانیان هستند. چنین اقداماتی نقض آشکار قوانین بینالمللی و اصول بنیادین حقوق بشر است؛ قوانینی که بر حفاظت از غیرنظامیان، بهویژه کودکان، در هر شرایطی تأکید دارند. با این حال، اسرائیل بیاعتنا به قوانین و معاهدات بینالمللی، به این روند ادامه میدهد.
این درحالی است که نقضهای مکرر اسرائیل در غزه نه تخطیهای پراکنده و نه اشتباهات میدانی، بلکه شکستن ستونهای اصلی حقوق بینالملل بشردوستانه است. کنوانسیونهای ژنو، بهویژه ماده ۳ مشترک و پروتکلهای الحاقی، صراحتاً بر ضرورت حفاظت از غیرنظامیان، تضمین دسترسی به کمکهای بشردوستانه و ممنوعیت مجازات جمعی تأکید میکنند. حمله به کودکان، جلوگیری از ورود دارو و غذا و محدودسازی فعالیت سازمانهای امدادی، مصادیق روشن «جنایت جنگی» و «نقض فاحش تعهدات بینالمللی» بهشمار میروند. این اقدامات نهتنها با اصول بنیادین حقوق بشر در تضاد است، بلکه با فلسفه معاهداتی که برای جلوگیری از تکرار فجایع انسانی تدوین شدهاند نیز، ناسازگار است. با وجود این، اسرائیل آشکارا این قوانین را نادیده میگیرد و سکوت و حمایت بخشی از جامعه بینالملل نیز عملاً به تداوم این نقضها مشروعیت میبخشد.
از سوی دیگر، ممنوعیت فعالیت سازمانهای بشردوستانه و ایجاد مانع در مسیر کمکرسانی، نقض مستقیم ماده ۵۴ پروتکل اول الحاقی کنوانسیون ژنو است که هرگونه حمله یا مانعتراشی نسبت به منابع حیاتی غیرنظامیان را ممنوع میکند. جلوگیری از ورود کارکنان بینالمللی، بستن گذرگاهها و محدودسازی امدادرسانی، عملاً به معنای استفاده از «گرسنگی و محرومیت» بهعنوان ابزار جنگی است؛ اقدامی که در حقوق بینالملل بهعنوان جنایت جنگی شناخته میشود. افزون بر این، محاصره طولانیمدت غزه و تشدید آن در دوران جنگ، مصداق بارز «مجازات جمعی» است. با وجود این، اسرائیل بدون نگرانی از پیامدهای حقوقی، به نقض این اصول ادامه میدهد؛ وضعیتی که نهتنها اعتبار نظام حقوق بینالملل را تضعیف میکند، بلکه نشان میدهد شعارهای کشورهای غربی درباره حقوق بشر و آزادی تا چه اندازه تهی و بیپشتوانه است.
در این میان، نقش میانجیگران بینالمللی نیز بهشدت زیر سؤال است. وظیفه آنها تضمین اجرای آتشبس، باز کردن گذرگاهها و فراهم کردن شرایط برای ورود کمکهاست؛ اما در عمل، هیچ اقدام مؤثری برای مقابله با سیاستهای تهاجمی اسرائیل انجام نشده است. نتیجه چنین بیعملی، یخزدن کودکان غزه در سرمای زمستان، مرگ بیماران در بیمارستانهای بیدارو و گسترش رنجی است که هر روز عمیقتر میشود.
در پایان، سکوت جامعه جهانی در برابر آنچه در غزه رخ میدهد، تنها یک بیتفاوتی منفعلانه نیست؛ بلکه بهنوعی مشارکت در همان جنایتی است که باید محکوم شود. وقتی قدرتهای بزرگ، با وجود اسناد روشن از نقض آتشبس، کشتار کودکان، محاصره کمکها و فروپاشی کامل زندگی غیرنظامیان، همچنان از اتخاذ موضعی قاطع خودداری میکنند، این سکوت به ابزاری برای تداوم فاجعه تبدیل میشود. به نظر میرسد سکوت امروز غرب، نه حاشیهای بر یک تراژدی، بلکه بخشی از متن آن است.
ad