باب‌المندب، جبهه جدید بازدارندگی و تثبیت معادله «وحدت ساحات»
https://parstoday.ir/fa/west_of_asia-i39618-باب_المندب_جبهه_جدید_بازدارندگی_و_تثبیت_معادله_وحدت_ساحات
پارس تودی - سخنگوی نیروهای مسلح یمن اعلام کرد: «ما ممنوعیت کامل و همه‌جانبه کشتیرانی دریایی اسرائیل در دریای سرخ را اعلام می‌کنیم و از این لحظه تمامی تحرکات دشمن، اهداف نظامی مشروع برای نیروهای مسلح یمن محسوب می‌شوند.»
(last modified 2026-06-08T11:48:11+00:00 )
خرداد ۱۸, ۱۴۰۵ ۱۵:۰۹ Asia/Tehran
  • باب المندب
    باب المندب

پارس تودی - سخنگوی نیروهای مسلح یمن اعلام کرد: «ما ممنوعیت کامل و همه‌جانبه کشتیرانی دریایی اسرائیل در دریای سرخ را اعلام می‌کنیم و از این لحظه تمامی تحرکات دشمن، اهداف نظامی مشروع برای نیروهای مسلح یمن محسوب می‌شوند.»

این جمله «یحیی سریع»، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، اعلام رسمی ورود منطقه به مرحله‌ای جدید از بازدارندگی متقابل و گسترش جغرافیای رویارویی با رژیم صهیونیستی به یکی از حساس‌ترین گذرگاه‌های راهبردی جهان است. همزمان با پاسخ موشکی ایران به تجاوز رژیم صهیونیستی علیه جنوب لبنان و ضاحیه در جنوب بیروت، صنعا نیز با بستن دریای سرخ و تنگه باب‌المندب به روی کشتی‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی نشان داد که مفهوم «وحدت ساحات» به یک متغیر مهم در معادلات امنیتی منطقه تبدیل شده است.

واکنش ایران به حملات رژیم صهیونیستی علیه لبنان، از منظر بسیاری از ناظران منطقه‌ای و بین‌المللی، فراتر از یک پاسخ متعارف نظامی بود. تهران با هدف قرار دادن مواضع نظامی اسرائیل، این پیام را مخابره کرد که حمله به هر یک از اضلاع محور مقاومت بدون هزینه نخواهد بود. اهمیت این تحول زمانی آشکارتر شد که تنها ساعاتی بعد، یمن نیز به صورت رسمی ورود مستقیم خود به میدان رویارویی را اعلام کرد. بدین ترتیب، یکی از مهم‌ترین شریان‌های دریایی جهان به بخشی از معادله بازدارندگی تبدیل شده است.
در سال‌های اخیر، بسیاری از اندیشکده‌های غربی درباره شکل‌گیری ساختاری جدید در محور مقاومت هشدار داده بودند. تحلیلگران معتقد بودند که پس از جنگ غزه، همکاری میان نیروهای مقاومت در ایران، لبنان، عراق، یمن و فلسطین وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن هرگونه درگیری در یک جبهه می‌تواند واکنش‌هایی زنجیره‌ای در جبهه‌های دیگر به دنبال داشته باشد. تحولات اخیر نشان می‌دهد این ارزیابی‌ها تا حد زیادی به واقعیت نزدیک شده است.
اعلام ممنوعیت تردد کشتی‌های رژیم صهیونیستی در دریای سرخ از سوی یمن اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا باب‌المندب یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های تجارت جهانی به شمار می‌رود. این آبراه، راه اتصال اقیانوس هند به دریای سرخ و کانال سوئز است و بخش مهمی از تجارت بین آسیا، اروپا و آفریقا از این مسیر انجام می‌شود. از همین رو، هرگونه اختلال در این منطقه تنها یک مسئله امنیتی برای رژیم اسرائیل نیست و می‌تواند پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی گسترده‌ای در سطح جهانی داشته باشد.
رسانه‌های معتبر غربی بارها به آسیب‌پذیری راهبردی اسرائیل در برابر ناامنی دریای سرخ اشاره کرده‌اند. بندر ایلات در جنوب سرزمین‌های اشغالی به شدت به امنیت مسیر باب‌المندب وابسته است. هرگونه محدودیت در این مسیر می‌تواند فشار اقتصادی و لجستیکی قابل توجهی بر رژیم صهیونیستی وارد کند. به همین دلیل، تصمیم یمن استفاده از یک اهرم ژئوپلیتیکی مهم علیه رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود.
از سوی دیگر، واکنش یمن حامل پیامی روشن برای آمریکا نیز هست. طی ماه‌های گذشته، بسیاری از محافل سیاسی و امنیتی واشنگتن بر این فرض بودند که می‌توان هرگونه رویارویی احتمالی با ایران یا محور مقاومت را در محدوده‌ای کنترل‌شده نگه داشت. اما آنچه اکنون در منطقه مشاهده می‌شود، خلاف این تصور را نشان می‌دهد. پاسخ ایران به تجاوز علیه لبنان و اقدام متعاقب یمن بیانگر آن است که در صورت وقوع یک جنگ گسترده‌تر، دامنه درگیری از مرزهای فلسطین اشغالی فراتر خواهد رفت و مناطقی چون دریای سرخ، باب‌المندب، خلیج فارس و حتی پایگاه‌های آمریکا در منطقه را دربر خواهد گرفت.
اظهارات مقامات انصارالله نیز دقیقاً بر همین نکته تأکید دارد. آنها معتقدند تحولات اخیر نشان داده است که هرگونه تجاوز جدید علیه ایران یا لبنان، یک اقدام محدود علیه یک بازیگر خاص تلقی نخواهد شد و حمله‌ای علیه کل محور مقاومت ارزیابی می‌شود. این همان منطقی است که طی سال‌های اخیر تحت عنوان «وحدت ساحات» مطرح شده و اکنون در میدان عمل خود را نشان می‌دهد.
در همین چارچوب، واکنش ایران به تجاوز اسرائیل علیه لبنان و تصمیم یمن برای بستن باب‌المندب را باید دو ضلع یک راهبرد مشترک دانست؛ راهبردی که هدف آن افزایش هزینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی هرگونه ماجراجویی جدید رژیم صهیونیستی و حامیان آن است. معادله جدیدی که از تهران تا صنعا امتداد یافته، این پیام را منتقل می‌کند که دوران محدود ماندن بحران‌ها در یک جغرافیای مشخص رو به پایان است و هرگونه تشدید تنش می‌تواند شریان‌های حیاتی تجارت و انرژی جهان را نیز درگیر کند.
بر این اساس، تحولات اخیر تنها یک فصل جدید در تقابل میان محور مقاومت و رژیم صهیونیستی نیست، بلکه نشانه ظهور نظم بازدارندگی تازه‌ای در غرب آسیا است؛ نظمی که در آن باب‌المندب، دریای سرخ، لبنان، فلسطین و ایران دیگر جبهه‌های جداگانه محسوب نمی‌شوند و اجزای یک معادله واحد راهبردی هستند که می‌تواند آینده معادلات امنیت منطقه را دگرگون سازد.
mm