تحلیل | رژیم صهیونیستی و رؤیای حمله از فضا به اهداف زمینی
-
رژیم صهیونیستی و رؤیای حمله از فضا به اهداف زمینی
پارستودی-رژیم صهیونیستی در حال بررسی امکان ایجاد سامانهای برای ضربه زدن به اهداف زمینی از مدار زمین است.
بهگزارش پارستودی، رژیم صهیونیستی در حال بررسی امکان ایجاد سامانهای برای ضربه زدن به اهداف زمینی از مدار زمین چیزی شبیه به« پروژه تور » Project Thor در آمریکا است. در این طرح، میلههای سنگین تنگستنی از ماهوارهها رها میشوند تا با سرعت بالا به هدف برخورد کنند، بدون اینکه نیاز به کلاهک باشد. این پروژه شامل توسعه ارتباطات ماهوارهای، سکوهای فضایی، جنگ سایبری و سامانههای ضدموشکی هم میشود.
بودجه پیشبینیشده برای این برنامه در ده سال آینده، حدود ۵.۴ میلیارد دلار است. برای اجرای آن، باید ماهوارههای مخصوص، سامانههای هدایت و کنترل دقیق مسیر در زمان ورود به جو ساخته شوند؛ هرچند بودجه هنوز تصویب نشده و موانع فنی مثل محافظت در برابر حرارت و دقت بالا، چالشهای بزرگی هستند.
طرح مطرحشده درباره بررسی امکان حمله رژیم صهیونیستی به اهداف زمینی از مدار زمین، در صورت تبدیل شدن از یک مطالعه مفهومی به برنامه عملیاتی، میتواند یکی از بلندپروازانهترین تحولات در دکترین نظامی این رژیم باشد. ایده استفاده از اجسام فلزی سنگین که بدون مواد منفجره و صرفاً با اتکا به انرژی جنبشی خود به اهداف زمینی برخورد کنند، اساساً بر تبدیل انرژی حرکت یک جسم پرسرعت به قدرت تخریب استوار است و یادآور مفهومی است که در ادبیات نظامی با طرحهایی مانند « پروژه تور » آمریکا شناخته میشود. اهمیت این ایده برای رژیم صهیونیستی بیش از هر چیز به مسئله حمله به اهدافی بازمیگردد که در اعماق زمین یا پشت لایههای سنگین حفاظتی قرار دارند و انهدام آنها با مهمات متعارف دشوار است.
از منظر راهبردی، چنین سامانهای میتواند مکمل توانمندیهای موجود رژیم صهیونیستی در حوزه حملات دوربرد، اطلاعات ماهوارهای و جنگ شبکهمحور باشد. مزیت اصلی یک سلاح مداری در صورت تحقق، امکان ایجاد یک مسیر حمله متفاوت و بالقوه غیرمتعارف به اهدافی است که از طریق هوا یا موشکهای بالستیک و کروز بهسادگی قابل دسترسی نیستند.
در چنین سناریویی، ماهواره نه صرفاً ابزار شناسایی و ارتباطات، بلکه به بخشی از زنجیره تهاجمی تبدیل میشود. این مسئله میتواند مفهوم بازدارندگی رژیم صهیونیستی را نیز گسترش دهد، زیرا تهدید علیه تأسیسات حساس دیگر فقط از مسیر هوا و زمین مطرح نخواهد بود و فضا نیز به عرصه بالقوه عملیات نظامی تبدیل میشود.
با این حال، فاصله میان یک ایده جذاب روی کاغذ و یک سلاح عملیاتی بسیار زیاد است. رهاسازی یک جسم سنگین از مدار و هدایت دقیق آن به نقطهای مشخص روی زمین، به سامانههای بسیار پیشرفته تعیین موقعیت، هدایت، کنترل و زمانبندی نیاز دارد. سرعت بسیار بالای ورود جسم به جو نیز مسئله گرمایش شدید و پایداری آن را ایجاد میکند. افزون بر این، ماهواره حامل چنین سامانهای باید در برابر تهدیدات فضایی و ضدماهوارهای آسیبپذیری محدودی داشته باشد. هزینه ساخت، پرتاب و نگهداری چنین سامانه پیچیده ای نیز بسیار بالاست و رقم ۵.۴ میلیارد دلار طی یک دهه، در صورت صحت، نشاندهنده مقیاس قابل توجه سرمایهگذاری مورد نیاز است.
از سوی دیگر، ورود رژیم صهیونیستی به حوزه تسلیحات تهاجمی فضایی میتواند پیامدهای ژئوپلیتیکی گستردهای داشته باشد. توسعه چنین قابلیتی احتمالاً دیگر کشورهای منطقه را به تقویت سامانههای رصد فضایی، جنگ الکترونیک و توان ضدماهوارهای ترغیب خواهد کرد و به رقابت تسلیحاتی در فضا شتاب میبخشد. همچنین تبدیل ماهوارهها به سکوهای بالقوه تهاجمی، مرز میان استفاده نظامی و غیرنظامی از فضا را بیش از پیش مبهم خواهد کرد.
در مجموع، حتی اگر این طرح هنوز در مرحله مطالعه باشد، اهمیت آن در این است که نشاندهنده تلاش رژیم صهیونیستی برای یافتن راههای جدید جهت عبور از موانع دفاعی و جغرافیایی است. هدف اصلی چنین فناوریای احتمالاً ایجاد یک «گزینه حمله اضافی» برای تأسیسات بسیار مستحکم و زیرزمینی و نه جایگزین کردن کامل بمبها و موشکهای متعارف است،. بنابراین، ارزش واقعی این پروژه در کوتاهمدت نه در توانایی عملیاتی آن، بلکه در پیام راهبردی آن نهفته است: اسرائیل در حال بررسی انتقال بخشی از قدرت تهاجمی خود به حوزه فضاست؛ حوزهای که در صورت نظامیشدن بیشتر، میتواند یکی از مهمترین میدانهای رقابت امنیتی دهههای آینده باشد.
srm