جنگ سرد دوم، افول هژمونی غرب و ظهور قدرت‌های آسیایی
https://parstoday.ir/fa/world-i1662-جنگ_سرد_دوم_افول_هژمونی_غرب_و_ظهور_قدرت_های_آسیایی
پارس تودی- در جنگ سرد دوم، ایده هژمونی‌های جهانی به خودی خود نامشروع می شود.
(last modified 2026-03-05T09:56:55+00:00 )
تیر ۰۴, ۱۴۰۳ ۰۹:۴۱ Asia/Tehran
  • جنگ سرد دوم، افول هژمونی غرب و ظهور قدرت‌های آسیایی

پارس تودی- در جنگ سرد دوم، ایده هژمونی‌های جهانی به خودی خود نامشروع می شود.

«بری بوزان» نظریه پرداز معروف روابط بین‌الملل درتازه‌ترین مقاله خود تحت عنوان «جنگ سرد جدید؛ موردی برای یک مفهوم کلی»، استدلال می کند که ما در حال حاضر در جنگ سرد دوم هستیم. به گزارش پارس تودی، از نگاه بوزان، در جنگ سرد دوم که ابعاد آن در حال آشکار شدن است، تغییرات بسیاری صورت گرفته است.

 

آغاز جنگ سرد دوم

آغاز جنگ سرد  دوم ممکن است به سال 2020 مربوط شود؛ زمانی که چین با سرنگونی دو نظام در هنگ کنگ، افکار غربی را شوکه کرد. آن رویداد بسیاری از افکار غربی را به همسویی با گرایش آمریکایی ها برای تلقی چین به عنوان یک تهدید سوق داد. این تغییر در سال 2022، زمانی که روسیه تلاش کرد بخش مرزی اوکراین را ضمیمه کند، تقویت شد.

 

جنگ سرد دوم بدون ترس از جنگ

در جنگ سرد دوم، ترس روزانه بسیار کمتری از جنگ هسته‌ای در مقایسه با جنگ اول وجود دارد. با این وجود، پیچش‌های فناوری جدیدی مانند سیستم‌های ارسال فراصوت و دفاع بهتر در برابر موشک‌های ورودی وجود خواهد داشت. بهبود هوش مصنوعی هم بر عملکرد فرماندهی و کنترل و هم بر آسیب پذیری آن در برابر حملات سایبری تأثیر خواهد گذاشت. البته نگرانی در مورد تکثیر تسلیحات هسته ای همچنان یک موضوع باقی خواهد ماند.

 

نامشروع بودن هژمونی جهانی

در طول جنگ سرد دوم، ایده هر هژمونی جهانی به خودی خود نامشروع می شود. قدرت‌های غربی باید بپذیرند که دیگر مالک آینده نیستند و حق یا قدرتی برای اعمال دیدگاه خود ندارند. ساختاری که در حال حاضر از انتشار ثروت، قدرت، و اقتدار فرهنگی و سیاسی فراتر از نوسازان دور اول در غرب و ژاپن در حال گسترش است را می توان پلورالیسم عمیق نامید. این قدرت‌ها (به ویژه چین، فرانسه، هند، ایران و روسیه) که مدت‌هاست خواستار جهانی چندقطبی‌تر شده‌اند، به نظر می‌رسند که به آرزوی خود می‌رسند. همچنین هیچ‌کس نمی‌خواهد به جای آمریکا قدم بگذارد.

 

فرهنگ، مقوله مهم و جدی

فرهنگ گرایی ممکن است به ویژگی متمایز جنگ سرد دوم تبدیل شود. از این منظر، اروپا و ایالات متحده ممکن است با یکدیگر یا جداگانه به حرکت به سمت فرهنگ گرایی منطقه‌ای بپیوندند. این دور شدن هویت از جهانی شدن، اگر به خوبی مدیریت نشود، می‌تواند به درگیری در جنگ سرد دوم دامن بزند. اگر به خوبی رسیدگی شود، ادعاهای مربوط به حق تمایز فرهنگی می‌تواند با پذیرش متقابل چنین حقوقی به همزیستی منجر شود؛ به همان شیوه‌ای که در مورد حاکمیت انجام شده است.

 

جنگ نیابتی

در جنگ سرد دوم، جنگ‌های نیمه نیابتی همچنان قدرت‌های اصلی را از درگیری مستقیم با یکدیگر باز می‌دارد، اما آنها خطرناک‌تر از جنگ‌های نیابتی هستند. آنها مرز بین جنگ سرد و گرم را محو می‌کنند.

 

توزیع قدرت

توزیع قدرت متفاوتی در داخل و بین بلوک‌ها وجود دارد. چین و هند و کشوری مانند ایران در جنگ سرد دوم بسیار قدرتمندتر از جنگ اول هستند. روسیه و آمریکا قدرت کمتری دارند. با جذب مستعمرات شوروی، اروپا به طور قابل توجهی بزرگتر شده است، اگرچه شاید در قدرت نسبی خود تغییر چندانی نکرده باشد. از جنبه دموکراتیک، ایالات متحده به وضوح کمتر رهبر است و اگر رئیس جمهوری مانند ترامپ را در سال 2024 انتخاب کند ممکن است از این نقش دورتر شود.

عبارات کلیدی:هژمونی غرب، جنگ جهانی سوم، تغییرات ژئوپلتیک، آمریکا و اروپا

AT