دیگر رسانه‌ها | فروپاشی هژمونی آمریکا از درون به روایت «جان مرشایمر»
https://parstoday.ir/fa/world-i32482-دیگر_رسانه_ها_فروپاشی_هژمونی_آمریکا_از_درون_به_روایت_جان_مرشایمر
پارس‌تودی- تحلیل اخیر جان مرشایمر، استراتژیست معروف تکان‌دهنده‌تر از همیشه است؛ او می گوید: ما نه با تهدیدی خارجی بلکه با فرآیند «خودویرانگری امپراتوری آمریکا» روبرو هستیم.
(last modified 2025-12-27T10:56:25+00:00 )
دی ۰۶, ۱۴۰۴ ۰۷:۴۲ Asia/Tehran
  • «جان مرشایمر» اندیشمند روابط بین‌الملل
    «جان مرشایمر» اندیشمند روابط بین‌الملل

پارس‌تودی- تحلیل اخیر جان مرشایمر، استراتژیست معروف تکان‌دهنده‌تر از همیشه است؛ او می گوید: ما نه با تهدیدی خارجی بلکه با فرآیند «خودویرانگری امپراتوری آمریکا» روبرو هستیم.

اظهارات «جان مرشایمر» اندیشمند روابط بین‌الملل مبنی بر اینکه «ما شاهد فروپاشی امپراتوری آمریکا هستیم، اما نه از بیرون بلکه از درون» بازتاب دهنده تحولی عمیق در وضعیت قدرت آمریکا است. به گزارش پارس‌تودی به نقل از خبرگزاری مهر، او معتقد است: آمریکا نه در برابر تهدید خارجی، بلکه از درون ساختار نظم جهانی خود در حال سست شدن است؛ به دلیل غرور امپراتوری‌گرایانه و ناکارآمدی دیپلماتیک که از یک سو متحدان اروپایی را از واشنگتن دور می‌کند و از سوی دیگر به سیاست‌های نظامی یک‌جانبه می‌انجامد.

این برداشت اگرچه تند به نظر می‌رسد، اما واقعیت‌هایی را آشکار می‌کند که نشان می‌دهد بسیاری از شاخص‌های سنتی قدرت آمریکا در حال افول یا دچار چالش‌های جدی شده‌اند. در دهه‌های پس از پایان جنگ جهانی دوم، آمریکا به عنوان مرکز یک نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد ظاهر شد؛ نظمی که در آن پیمان‌های امنیتی، سازمان‌های چندجانبه و نهادهای بین‌المللی ستون‌های اصلی تعاملات جهانی بودند. اما امروز واقعیت‌ها نشان می‌دهند که مشروعیت این نظم در حال کاهش است؛ نه تنها بخش‌هایی از جهانیان از سیاست‌های واشنگتن فاصله گرفته‌اند، بلکه قدرت‌های شرقی با سرعت در حال شکل‌دادن به ساختارهای موازی و جدیدی هستند که نظم تک‌قطبی آمریکا را به چالش کشیده‌اند.

مرشایمر اشاره می‌کند که آمریکا در حال اتکا به قدرت سخت و نظامی است و کمتر به قدرت نرم یا همکاری بین‌المللی توجه می‌کند. آمریکا بیش از ۷۰۰ پایگاه نظامی در بیش از ۸۰ کشور دارد و بودجه دفاعی زیادی هم دارد اما این حضور گسترده دیگر ابزاری برای بازدارندگی و ثبات نیست و به نشانه‌ای از سیاست مداخله‌جویانه و تلاش برای حفظ نفوذ جهانی تبدیل شده است. این رویکرد باعث شکاف با متحدان غربی و ایجاد تنش در ائتلاف‌های سنتی شده که می‌تواند به فروریختن شبکه هژمونیک غرب منجر شود و نشان می‌دهد آمریکا برای حفظ موقعیت خود به زور متکی شده است.

زیرساخت‌های اقتصادی قدرت آمریکا نیز در حال تضعیف است. سهم آمریکا از ارزش افزوده صنعت جهانی نسبت به گذشته کاهش یافته و سهم کشورهای در حال توسعه، به ویژه چین به طور چشمگیری افزایش یافته است. این انتقال اقتصادی که پایه قدرت ملی و نفوذ جهانی را تشکیل می‌دهد، یکی از عوامل اصلی افول نسبی هژمونی آمریکا است. جهان در حال گذار از یک نظام تک‌قطبی به سوی چندقطبی بدون قواعد جهانی واحد است، وضعیتی که قدرت‌های نوظهور مانند چین، روسیه، هند و دیگر اقتصادهای آسیایی در حال گسترش نفوذ خود هستند و به وضوح نشان می‌دهد که آمریکا دیگر نمی‌تواند نظم جهانی را به طور کامل در اختیار داشته باشد.

یکی از پیامدهای سیاست‌های اخیر آمریکا، افزایش بی‌اعتمادی متحدان سنتی است. تبادل اطلاعات امنیتی میان آمریکا و انگلیس در برخی حوزه‌ها متوقف شده و شکاف جدی در روابط متحدان ایجاد شده است. این وضعیت نه تنها علاقه به همکاری اطلاعاتی و نظامی را کاهش داده، بلکه باعث شده دولتها بیشتر به دنبال استقلال راهبردی، چندجانبه‌گرایی اقتصادی و کاهش وابستگی به آمریکا باشند. این روند می‌تواند در بلندمدت موجب افت موقعیت دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی، تضعیف نفوذ مالی آمریکا و تقویت جایگزین‌های دیگر شود و نشانه آشکاری از پایان انحصار آمریکا در نظام مالی جهانی است.

مرشایمر تأکید می‌کند که آمریکا مفهوم حاکمیت ملی را به سخره گرفته است. تقابل‌ها بر سر مسائل جدی مانند گرینلند و انتصاب غیرمتخصصان در سمت‌های دیپلماتیک نشان‌دهنده بی‌توجهی به اصول حقوقی بین‌المللی است؛ اصولی که سنگ‌بنای تعاملات میان کشورها پس از جنگ جهانی دوم بوده‌اند. این رفتارها مشروعیت بین‌المللی آمریکا را تضعیف کرده و نهادهای قضایی بین‌المللی در کنترل عملکرد دولت‌ها ناتوان شده‌اند. در چنین دنیایی، کشورها نه بر اساس قواعد مشترک، بلکه بر اساس منافع و زور عمل می‌کنند و این می‌تواند به افزایش تنش‌ها و احتمال برخوردهای مستقیم نظامی بینجامد.

در نهایت، مرشایمر این وضعیت را ناشی از نفوذ سیاست‌های کینه‌توزانه داخلی بر کشورداری مسئولانه می‌داند. او معتقد است سیاست «اول آمریکا» در عمل به «آمریکای تنها» منجر شده که نه‌تنها امنیت مالی و جایگاه دلار را به خطر انداخته، بلکه به دلیل حذف کارشناسان و جایگزینی آن‌ها با چاپلوسان سیاسی، توان محاسبات عقلانی را از دست داده است. از نظر او، جهان امروز به انبار باروتی تبدیل شده که آمریکا با شعله‌افکن در آن می‌دود و این مسیر، چیزی جز یک خودکشی راهبردی در لباس قدرت نیست.

mrt