بازخوانی جنایات غرب | زندان بگرام؛ نماد نقض حقوق بشر توسط آمریکا
-
زندانبان های آمریکایی در زندان بگرام افغانستان
پارستودی – زندان بگرام پس از حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ به یکی از مهمترین مراکز بازداشت افغانها توسط نیروهای آمریکایی تبدیل شد.
به گزارش پارستودی، زندان بگرام که در ۵۰ کیلومتری شمال کابل قرار داشت و دارای ۱۲۰ بند با ۵ تا ۶ هزار زندانی بود، توسط ایالات متحده در سال ۲۰۰۲ در محوطه پایگاه هوایی بگرام ایجاد شد. در این زندان که به عنوان «زندان گوانتاناموی افغانستان» شناخته و توسط اداره اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) اداره میشد، هزاران افغان به بهانههای مختلف توسط نیروهای آمریکایی مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفتند.
زندان بگرام، در ابتدا به عنوان مکانی برای نگهداری افراد مظنون به همکاری با گروههای مسلح ایجاد شد، اما بهتدریج به محیطی تبدیل شد که در آن شفافیت، نظارت حقوقی و رعایت استانداردهای انسانی بهشدت زیر سؤال رفت. این زندان در حافظه بسیاری از افغانها و ناظران بینالمللی به عنوان نمادی از نقض حقوق بشر و رفتارهای غیرانسانی ثبت شده است.
گزارشهای متعدد از سازمانهای حقوق بشری، خبرنگاران مستقل و حتی برخی اسناد رسمی منتشرشده در آمریکا نشان میدهد که در بگرام، بازداشتشدگان اغلب بدون محاکمه، بدون دسترسی به وکیل و بدون اطلاع خانوادهها نگهداری میشدند. این وضعیت، زمینهساز شکلگیری رفتارهایی شد که بعدها به عنوان نقض جدی حقوق بشر شناخته شد. یکی از مهمترین انتقادها، طولانی بودن بازداشتها بدون ارائه دلیل مشخص بود. بسیاری از افراد ماهها یا حتی سالها در این مرکز نگهداری میشدند، در حالی که هیچ روند قضایی شفافی برای بررسی پرونده آنان وجود نداشت.
کمیته حقوقی دولت افغانستان که به دستور حامد کرزای، رئیسجمهور وقت این کشور درباره وضعیت زندانها تشکیل شد، در گزارش خود در ژانویه ۲۰۰۲ از جنایات گسترده نیروهای آمریکایی علیه بازداشتشدگان زندان بگرام پرده برداشت. در این گزارش تأکید شده بود که ۲۷۰۰ زندانی در زندان نظامی بگرام از تأخیر محاکمه و منع گفتوگو با وکیل سخن گفتند؛ بسیاری از آنان حتی از علت بازداشت خود به دست نیروهای آمریکایی بیخبر بودند و اغلب در معرض بدرفتاری، ضربوشتم و اهانت به مقدسات قرار گرفته بودند.
رفتارهای غیرانسانی گزارششده در بگرام، طیفی از فشارهای روانی تا بدرفتاریهای فیزیکی را شامل میشد. برخی بازداشتشدگان گفتهاند که در اتاقهای سرد نگهداری میشدند، نور شدید یا صدای بلند برای ایجاد بیخوابی به کار میرفت و بازجوییها گاه ساعتها ادامه پیدا میکرد. این روشها، هرچند در ظاهر با هدف کسب اطلاعات انجام میشد، اما در عمل باعث آسیبهای جدی روانی و جسمی به افراد میگردید. در مواردی نیز گزارشهایی درباره رفتارهای تحقیرآمیز وجود دارد؛ رفتارهایی که هدف آن شکستن روحیه بازداشتشده و ایجاد احساس بیقدرتی بود.
یکی از جنبههای مهم انتقادها، نبود نظارت مستقل بر عملکرد نیروهای آمریکایی در بگرام بود. برخلاف زندان گوانتانامو که توجه رسانهای بیشتری را به خود جلب کرد، بگرام سالها در سایه باقی ماند و همین موضوع باعث شد بسیاری از رفتارهای نادرست بدون ثبت و پیگیری باقی بماند. برخی گزارشها اشاره میکنند که بازداشتشدگان حتی از حق تماس با خانواده یا اطلاعرسانی درباره وضعیت خود محروم بودند. این محرومیت، فشار روانی شدیدی ایجاد میکرد و عملاً آنان را در وضعیت بیخبری و بلاتکلیفی قرار میداد.
در میان موارد ثبتشده، چند پرونده بهطور ویژه توجه جهانیان را جلب کرد؛ از جمله مرگ دو زندانی افغان در سال ۲۰۰۲ که بعدها در گزارشهای رسمی آمریکا نیز به عنوان نتیجه رفتارهای نادرست بازجویان و نگهبانان شناخته شد. این پروندهها باعث شد برخی از مسئولان نظامی آمریکا تحت پیگرد قرار گیرند، اما منتقدان معتقدند که برخوردها محدود و ناکافی بود و ساختار کلی بازداشت و بازجویی در بگرام همچنان بدون اصلاح اساسی ادامه یافت.
یکی دیگر از ابعاد مهم این موضوع، تأثیرات اجتماعی و سیاسی آن بر افغانستان بود. رفتارهای غیرانسانی در بگرام، احساس بیاعتمادی عمیقی نسبت به حضور نیروهای خارجی ایجاد کرد و در برخی مناطق به افزایش نارضایتی و تنش دامن زد. بسیاری از افغانها این رفتارها را نه به عنوان اقدامات فردی، بلکه به عنوان بخشی از رویکرد کلی نیروهای خارجی تلقی میکردند. این برداشت، پیامدهای بلندمدتی بر روابط میان مردم افغانستان و نیروهای بینالمللی گذاشت.
با گذشت زمان و افزایش فشارهای بینالمللی، آمریکا تلاش کرد برخی اصلاحات را در بگرام اعمال کند، اما این اصلاحات نتوانست تصویر شکلگرفته از این مرکز را تغییر دهد. در نهایت، با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، کنترل این زندان به دولت افغانستان واگذار شد، اما خاطره سالهای طولانی نقض حقوق بشر در آن همچنان باقی ماند. بررسی تجربه بگرام، تنها روایت یک زندان نیست؛ بلکه نمونهای از پیامدهای جنگ، نبود نظارت کافی و فاصله گرفتن از اصول حقوق بشری است./
srm