چرا هر جا آمریکا وارد شد، ثبات از آنجا خارج شد؟
https://parstoday.ir/fa/world-i34474-چرا_هر_جا_آمریکا_وارد_شد_ثبات_از_آنجا_خارج_شد
پارس‌تودی- درک سیاست خارجی آمریکا بدون توجه به نقش مداخله‌گری نظامی این کشور در دهه‌های اخیر ممکن نیست.
(last modified 2026-01-20T05:16:28+00:00 )
دی ۳۰, ۱۴۰۴ ۰۷:۵۸ Asia/Tehran
  • نظامیان آمریکایی در حال گشت‌زنی نزدیک میدان‌های نفتی سوریه در استان حسکه در سال ۲۰۲۱.
    نظامیان آمریکایی در حال گشت‌زنی نزدیک میدان‌های نفتی سوریه در استان حسکه در سال ۲۰۲۱.

پارس‌تودی- درک سیاست خارجی آمریکا بدون توجه به نقش مداخله‌گری نظامی این کشور در دهه‌های اخیر ممکن نیست.

به گزارش پارس‌تودی به نقل از ایرنا؛ از ویتنام تا افغانستان و از لیبی تا یمن، تاریخ معاصر مملو از حضور نظامی آمریکا در کشورهای مختلف است. اگرچه واشنگتن همواره از «امنیت ملی»، «مبارزه با تروریسم» و «گسترش دموکراسی» به‌عنوان دلایل رسمی حضور نظامی خود یاد می‌کند، اما بررسی تاریخی نشان می‌دهد که این مداخلات اغلب با هدف تسلط بر منابع انرژی، کنترل مسیرهای ژئوپلیتیکی و مهار رقبا انجام شده‌اند. نتیجه نیز در بسیاری از موارد نه ثبات، بلکه بحران‌های عمیق‌تر و بی‌ثباتی پایدار بوده است.

ونزوئلا

در ونزوئلا، فشارهای آمریکا بر دولت نیکلاس مادورو با ادعاهایی چون مبارزه با قاچاق مواد مخدر و فساد توجیه شد، اما واقعیت این است که ذخایر عظیم نفتی این کشور، انگیزه اصلی واشنگتن برای مداخله بود. عملیات پنهانی که به دستگیری مادورو و همسرش منجر شد، عملاً مسیر را برای نفوذ مستقیم آمریکا در صنعت نفت ونزوئلا هموار کرد و نشان داد که رقابت بر سر انرژی همچنان یکی از محورهای ثابت سیاست خارجی آمریکا در آمریکای لاتین است.

حمله آمریکا به ونزوئلا با هدف تسلط بر منابع نفت و دستگیری مقام‌های دولتی

 

عراق

حمله سال ۲۰۰۳ آمریکا به عراق، نمونه‌ای آشکار از فاصله میان اهداف اعلامی و اهداف واقعی آمریکا است. ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق هیچ‌گاه اثبات نشد، اما پیامدهای جنگ کاملاً ملموس بود. این عملیات نظامی بیش از ۲۷۰ میلیارد دلار هزینه بر جای گذاشت و باعث شد صادرات نفت عراق حدود ۵۰ درصد کاهش پیدا کند. در جریان این جنگ و پیامدهای آن، بیش از ۲۵۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند و زیرساخت‌های حیاتی عراق به‌شدت آسیب دید. در نهایت، به‌جای شکل‌گیری «دموکراسی پایدار»، خلأ قدرت و آشفتگی سیاسی زمینه را برای ظهور گروه تروریستی داعش فراهم کرد.

حمله آمریکا به عراق با بهانه‌ آزادی اما با هدف غارت نفت

 

افغانستان

در پی حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آمریکا با ادعای مبارزه با تروریسم به افغانستان حمله کرد. در طول این جنگ، بیش از ۲۳۰ هزار نفر کشته شدند و هزینه‌ای بالغ بر ۲۱۱ میلیارد دلار صرف عملیات نظامی و بازسازی شد. این روند فرسایشی سرانجام به خروج کامل نیروهای آمریکا در ۳۰ اوت ۲۰۲۱ انجامید؛ خروجی که به دلیل سرعت فروپاشی دولت کابل، به یکی از آشفته‌ترین صحنه‌های تاریخ مداخلات خارجی آمریکا تبدیل شد. تنها چند روز پس از این عقب‌نشینی، طالبان بار دیگر قدرت را در کابل به دست گرفت و عملاً تمام دستاوردهای دو دهه حضور نظامی آمریکا فرو ریخت.

حمله آمریکا به افغانستان؛ چهره‌ای از جنگ و پیامدهای دردناک آن

 

ویتنام

جنگ ویتنام میان سال‌های ۱۹۵۴ تا ۱۹۷۵، یکی از مهم‌ترین نقاط شکست در تاریخ مداخله‌گری آمریکا است. حضور بیش از ۵۰۰ هزار نیروی نظامی در ویتنام جنوبی نیز نتوانست مانع پیروزی ویت‌کنگ و حامیانش شود. این جنگ نه‌تنها هزینه‌های انسانی و اقتصادی سنگینی بر آمریکا تحمیل کرد، بلکه نخستین شکاف جدی را در تصویر ابرقدرتی واشنگتن ایجاد کرد و اعتماد عمومی در داخل و خارج از آمریکا را نسبت به سیاست‌های کاخ سفید کاهش داد.

حمله آمریکا به ویتنام؛ شکستی به وسعت یک ابرقدرت

 

لیبی، سوریه و یمن

در لیبی، مداخله سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و آمریکا در سال ۲۰۱۱ با شعار دفاع از حقوق بشر آغاز شد، اما نتیجه آن فروپاشی ساختارهای حکومتی و کاهش ۷۰ درصدی صادرات نفت بود. این کشور به‌جای ثبات، به میدان رقابت بازیگران خارجی و گسترش تروریسم تبدیل شد.

مداخله آمریکا در لیبی و آغاز هرج و مرج در این کشور

در سوریه، حمایت آشکار و پنهان آمریکا از برخی گروه‌های تروریستی از سال ۲۰۱۳، عملاً این کشور را به صحنه رقابت ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل کرد. پیامدهای این مداخله شامل تخریب گسترده زیرساخت‌ها، آوارگی بیش از پنج میلیون نفر و ظهور داعش بود.

در یمن نیز، حمایت آمریکا از ائتلاف عربی از سال ۲۰۱۵، این کشور را وارد یکی از شدیدترین بحران‌های انسانی جهان کرد. در جریان این جنگ، حدود ۹۰ درصد زیرساخت‌های خدماتی تخریب شد و نرخ بیکاری و فقر به‌شدت افزایش یافت.

جمع‌بندی

مرور این پرونده‌ها نشان می‌دهد که مداخله‌گری نظامی آمریکا بیش از آنکه به امنیت جهانی کمک کند، به بازتولید بی‌ثباتی، تخریب زیرساخت‌ها و گسترش خشونت منجر شده است. اهداف واقعی واشنگتن اغلب در حوزه کنترل منابع انرژی، تسلط بر مسیرهای راهبردی و مهار رقبای ژئوپلیتیکی تعریف شده‌اند، در حالی که پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این مداخلات برای کشورهای هدف بسیار سنگین بوده است.

تجربه ویتنام، عراق، افغانستان و سایر میدان‌های درگیری نشان می‌دهد که سیاست‌های مداخله‌گرایانه آمریکا نه‌تنها اهداف اعلامی خود را محقق نکرده‌اند، بلکه به شکل‌گیری بحران‌های عمیق‌تر و تهدید ثبات منطقه‌ای انجامیده‌اند. بازخوانی این سیاست‌ها، امروز بیش از هر زمان دیگری، برای جهان و حتی برای خود ایالات متحده ضروری است.

mrt