گرینلند؛ عقب‌نشینی ترامپ یا تغییر تاکتیک؟
https://parstoday.ir/fa/world-i34650-گرینلند_عقب_نشینی_ترامپ_یا_تغییر_تاکتیک
پارس‌تودی– منابع خبری به نقل از مقامات ناتو و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، از آغاز گفت‌وگوهایی میان ناتو، آمریکا و دانمارک درباره جزیره گرینلند در حاشیه اجلاس داووس خبر داده‌اند.
(last modified 2026-01-25T06:36:58+00:00 )
بهمن ۰۵, ۱۴۰۴ ۰۹:۵۱ Asia/Tehran
  • دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا
    دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا

پارس‌تودی– منابع خبری به نقل از مقامات ناتو و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، از آغاز گفت‌وگوهایی میان ناتو، آمریکا و دانمارک درباره جزیره گرینلند در حاشیه اجلاس داووس خبر داده‌اند.

 گفت‌وگوها میان ناتو، آمریکا و دانمارک درباره گرینلند بار دیگر این جزیره راهبردی را به کانون توجه محافل سیاسی و رسانه‌ای جهان بازگردانده است و گمانه‌زنی‌های گسترده‌ای درباره مفاد توافق احتمالی میان طرف‌ها مطرح شده است. گمانه‌زنی‌هایی که از تغییرات عمیق در موازنه قدرت و الگوی حاکمیت در قطب شمال حکایت دارد. بر اساس این گزارش‌ها، ایالات متحده ممکن است در چارچوب توافق جدید، اجازه انجام عملیات نظامی، اطلاعاتی و آموزشی در گرینلند را بدون هماهنگی با دولت دانمارک به دست آورد و هم‌زمان بتواند در برخی طرح‌های توسعه محلی، از جمله استخراج عناصر معدنی کمیاب، بدون اخذ مجوز مستقیم از کپنهاگ مشارکت کند. چنین سناریویی، در صورت تحقق، به معنای گسترش کم‌سابقه دامنه نفوذ عملیاتی آمریکا در این قلمرو خودمختار خواهد بود.

در واکنش به این گمانه‌زنی‌ها، مته فردریکسن، نخست‌وزیر دانمارک، موضعی محتاطانه اما صریح اتخاذ کرد و گفت: «ما می‌توانیم درباره همه چیز مذاکره کنیم، اما درباره حاکمیت خود مذاکره نخواهیم کرد.» او تأکید کرد که دانمارک آماده گفت‌وگویی «سازنده» درباره افزایش امنیت در قطب شمال، از جمله احتمال استقرار سامانه دفاع موشکی موسوم به «گنبد طلایی» آمریکا است، مشروط بر آنکه این روند با احترام کامل به تمامیت ارضی و حاکمیت دانمارک همراه باشد.

در مقابل، ترامپ با لحنی خوش‌بینانه‌تر، در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «بر اساس دیدار بسیار سازنده‌ای که با مارک روته، دبیرکل ناتو، داشتم، ما چارچوب یک توافق آتی درباره گرینلند و در واقع کل منطقه شمالگان را شکل دادیم.» او افزود که این توافق، در صورت نهایی شدن، «راه‌حلی عالی» برای ایالات متحده و تمامی اعضای ناتو خواهد بود. این اظهارات نشان می‌دهد که توافق چارچوبی ترامپ و دبیرکل ناتو را باید نقطه عطفی در مناقشه‌ای دانست که طی ماه‌های گذشته از یک ادعای جنجالی درباره «تصاحب» بزرگ‌ترین جزیره جهان، به یک معامله ژئوپلیتیکی پیچیده و چندلایه تغییر شکل داده است.

این توافق در ظاهر به معنای عقب‌نشینی ترامپ از تهدیدهای پیشین برای الحاق مستقیم گرینلند است، اما در واقع بیانگر تغییر تاکتیکی در مسیر دستیابی به همان اهداف راهبردی است که دولت او از ابتدا دنبال می‌کرد. اهدافی که ریشه در رقابت فزاینده قدرت‌های بزرگ در قطب شمال، نگرانی از نفوذ روسیه و چین و نیاز ایالات متحده به بازتعریف معماری دفاعی خود در نیمکره شمالی دارد. گرینلند در سال‌های اخیر، به‌ویژه در ارزیابی‌های اندیشکده‌هایی چون شورای روابط خارجی آمریکا و مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، به‌عنوان یکی از گلوگاه‌های نظم امنیتی آینده در قطب شمال معرفی شده است. آمریکا با تسلط بر این منطقه  با ذوب یخ‌ها، هم به مسیرهای جدید کشتیرانی و هم به منابع عظیم مواد معدنی کمیاب دست می‌یابد. این مواد معدنی کمیاب  برای صنایع نظامی و فناوری‌های پیشرفته حیاتی هستند. افزون بر این، موقعیت جغرافیایی گرینلند آن را به مکانی ایده‌آل برای استقرار سامانه‌های هشدار زودهنگام و دفاع موشکی تبدیل کرده است. موضوعی که به‌ویژه در چارچوب برنامه دفاع موشکی موسوم به «گنبد طلایی» در محاسبات ترامپ جایگاه ویژه‌ای دارد.

ترامپ از همان ابتدا با طرح ایده الحاق گرینلند، سقف مطالبات خود را به‌طور آگاهانه بالا برد . تحلیلگران اندیشکده بروکینگز آن را بخشی از الگوی معاملاتی ترامپ می‌دانند که در آن تهدید حداکثری به‌عنوان ابزار چانه‌زنی به کار گرفته می‌شود. عقب‌نشینی تدریجی او از ادبیات تصرف اجباری، بیش از آنکه نشانه ناکامی باشد، بیانگر گذار به مرحله‌ای واقع‌گرایانه‌تر است. با این سیاست کنترل عملیاتی و راهبردی جایگزین الحاق رسمی می‌شود. بر اساس گزارش‌های نیویورک‌تایمز و آکسیوس، مدل مورد بحث میان واشنگتن، ناتو و دانمارک، اعطای نوعی حاکمیت محدود و عملکردی به ایالات متحده بر پایگاه‌های نظامی در گرینلند است. مدلی شبیه به وضعیت پایگاه‌های بریتانیا در قبرس که بدون تغییر مرزهای رسمی، آزادی عمل گسترده نظامی و اطلاعاتی را فراهم می‌کند.

در این چارچوب، توافق با ناتو عملاً بخش بزرگی از خواسته‌های ترامپ را محقق می‌سازد، بی‌آنکه هزینه‌های سیاسی و حقوقی الحاق مستقیم را به همراه داشته باشد. ایالات متحده می‌تواند حضور نظامی خود را گسترش دهد، اجزایی از سامانه دفاع موشکی خود را مستقر کند، دسترسی روسیه و چین به زیرساخت‌ها و منابع راهبردی را محدود سازد و هم‌زمان، این اقدامات را در پوشش یک ابتکار چندجانبه و دفاع جمعی مشروعیت ببخشد. از نگاه برخی تحلیلگران مرکز رَند، این رویکرد به آمریکا اجازه می‌دهد «تقریباً تمام مزایای حاکمیت را بدون مسئولیت‌های آن» به دست آورد.

با این حال، این توافق لزوماً پایان مناقشه بر سر گرینلند نیست. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که حضور نظامی پایدار قدرت‌های بزرگ، اغلب به نفوذ سیاسی و اقتصادی عمیق‌تر می‌انجامد و می‌تواند به‌تدریج حاکمیت عملی بازیگران محلی را تضعیف کند. در چنین شرایطی، دانمارک با حفظ حاکمیت اسمی ممکن است در عمل با محدودیت‌های فزاینده‌ای مواجه شود و خود گرینلند نیز، که جامعه‌ای کوچک اما برخوردار از گرایش‌های رو به رشد استقلال‌طلبانه است، به صحنه جدیدی از رقابت نفوذ تبدیل شود. از این منظر، توافق ترامپ با دبیرکل ناتو را باید نه نقطه پایان، بلکه مرحله‌ای در فرآیند بازطراحی موازنه قدرت در قطب شمال دانست. فرآیندی که در آن، گرینلند بیش از هر زمان دیگری به یک دارایی راهبردی در بازی بلندمدت قدرت‌های بزرگ بدل شده است.

mm