رنج استعمار| از بیابان تا اردوگاه مرگ؛ چهرهٔ واقعی استعمار آلمان
https://parstoday.ir/fa/world-i34710-رنج_استعمار_از_بیابان_تا_اردوگاه_مرگ_چهرهٔ_واقعی_استعمار_آلمان
پارس‌تودی- گزارش‌های تاریخی و اسناد منتشرشده از دوران استعمار آلمان در نامیبیا، پرده از یکی از هولناک‌ترین جنایت‌های سازمان‌یافتهٔ قرن بیستم برمی‌دارد؛ جنایتی که طی آن هزاران نفر از اقوام «هِرِرو» و «ناما» در نتیجهٔ سیاست‌های نژادپرستانه، کوچ اجباری، تشنگی، گرسنگی و کار اجباری جان باختند.
(last modified 2026-02-08T10:11:07+00:00 )
بهمن ۰۶, ۱۴۰۴ ۱۲:۰۴ Asia/Tehran
  • کشتار هزاران نفر از اقوام «هِرِرو» و «ناما» توسط آلمان
    کشتار هزاران نفر از اقوام «هِرِرو» و «ناما» توسط آلمان

پارس‌تودی- گزارش‌های تاریخی و اسناد منتشرشده از دوران استعمار آلمان در نامیبیا، پرده از یکی از هولناک‌ترین جنایت‌های سازمان‌یافتهٔ قرن بیستم برمی‌دارد؛ جنایتی که طی آن هزاران نفر از اقوام «هِرِرو» و «ناما» در نتیجهٔ سیاست‌های نژادپرستانه، کوچ اجباری، تشنگی، گرسنگی و کار اجباری جان باختند.

آنچه در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۸ در نامیبیا رخ داد، تنها یک سرکوب نظامی نبود، بلکه برنامه‌ای هدفمند برای نابودی دو قوم بومی و تصاحب کامل سرزمین‌های آنان بود؛ برنامه‌ای که امروز از آن به‌عنوان نخستین نسل‌کشی قرن بیستم یاد می‌شود. این گزارش، روایتی مستند از چهرهٔ واقعی استعمار آلمان و ابعاد کمتر گفته‌شدهٔ این فاجعهٔ تاریخی است.

عملکرد استعمار آلمان در نامیبیا، یکی از تاریک‌ترین و خشونت‌بارترین فصل‌های تاریخ آفریقا و نمونه‌ای آشکار از ماهیت واقعی استعمار اروپایی است؛ ماهیتی که بر پایهٔ غارت، نژادپرستی و نابودی ملت‌های بومی بنا شده بود. آلمان از سال ۱۸۸۴ نامیبیا را به عنوان «آفریقای جنوب‌غربی آلمان» به مستعمرهٔ خود تبدیل کرد و آن را نه صرفاً یک پایگاه تجاری، بلکه مستعمره‌ای مهاجرنشین می‌دانست. این نگاه، به معنای تصاحب کامل زمین‌ها، دام‌ها و منابع آب مردم بومی و تبدیل آنان به نیروی کار بی‌حقوق بود. مهاجران آلمانی با حمایت ارتش، زمین‌های حاصل‌خیز بومیان را مصادره کردند، مالیات‌های سنگین بر مردم تحمیل شد و ساختارهای سنتی رهبری اقوام هِرِرو و ناما تضعیف گردید. این روند، همراه با خشونت روزافزون شهرک‌نشینان، جامعهٔ بومی را به مرز نابودی کشاند و زمینهٔ قیام سال ۱۹۰۴ را فراهم کرد.

قیام هِرِروها در ژانویهٔ ۱۹۰۴ و سپس پیوستن قوم ناما، واکنشی طبیعی به دهه‌ها ستم و غارت بود. اما پاسخ آلمان، نه سرکوبی محدود، بلکه اجرای یک برنامهٔ هدفمند برای نابودی فیزیکی دو قوم بود. ژنرال «لوتار فون تروتا»، فرماندهٔ نیروهای استعماری، پس از انتصاب، فرمان berüchtigte «نابودی» را صادر کرد؛ فرمانی که صراحتاً اعلام می‌کرد هر هِرِرویی که در قلمرو آلمان یافت شود، بدون توجه به سن یا جنسیت، باید کشته شود. این فرمان، یکی از صریح‌ترین اسناد نسل‌کشی در تاریخ مدرن است و نشان می‌دهد که هدف آلمان نه پایان دادن به شورش، بلکه حذف کامل یک ملت بود.

نیروهای آلمانی با محاصرهٔ مناطق مسکونی، هِرِروها را به سوی صحرای «اوماهکه» راندند؛ منطقه‌ای خشک و بی‌آب که عملاً به میدان مرگ تبدیل شد. آلمانی‌ها چاه‌ها و مسیرهای آب را مسدود کردند تا هیچ‌کس نتواند به آب دسترسی پیدا کند. هزاران نفر از جمله زنان، کودکان و سالمندان در همان روزها و هفته‌های نخست بر اثر تشنگی، گرسنگی و گرمازدگی جان باختند. این اقدام، یکی از بی‌رحمانه‌ترین تاکتیک‌های پاک‌سازی نژادی در تاریخ استعمار بود.

بازماندگانی که از بیابان گریختند یا تسلیم شدند، به اردوگاه‌های کار اجباری منتقل شدند؛ اردوگاه‌هایی مانند جزیرهٔ شارک و لودریتز که بعدها پژوهشگران آن‌ها را «پیش‌نمونهٔ اردوگاه‌های مرگ قرن بیستم» توصیف کردند. در این اردوگاه‌ها، زندانیان مجبور بودند ساعت‌های طولانی در شرایط طاقت‌فرسا کار کنند؛ کارهایی مانند استخراج سنگ، ساخت راه‌آهن یا حمل بارهای سنگین در گرمای شدید. سوءتغذیه، بیماری‌های واگیردار، ضرب‌وشتم، شکنجه و کار بیش از حد، بخشی از زندگی روزمرهٔ آنان بود. نرخ مرگ‌ومیر در این اردوگاه‌ها به ۳۰ تا ۵۰ درصد می‌رسید و بسیاری از زندانیان در مدت کوتاهی جان خود را از دست می‌دادند. جزیرهٔ «شارک» به دلیل نبود آب شیرین و شرایط غیرانسانی، به «جزیرهٔ مرگ» شهرت یافت و «لودریتز» نیز به دلیل سوءتغذیه و بیماری، به یکی از مرگبارترین مراکز کار اجباری تبدیل شد.

ابعاد این جنایت تنها به کشتار مستقیم محدود نبود،عمق فاجعه زمانی بود که آلمان بخشی از اجساد قربانیان را به اروپا منتقل کرد تا در آزمایش‌های نژادپرستانه و پروژه‌های موسوم به «نژادشناسی علمی» مورد استفاده قرار گیرد. جمجمه‌ها و استخوان‌های قربانیان در دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهشی آلمان برای «اثبات برتری نژاد اروپایی» به کار گرفته شد؛ اقدامی که عمق پیوند میان استعمار، نژادپرستی و علم‌نمایی را آشکار می‌کند.

در مجموع، حدود ۸۰ درصد جمعیت قوم هِرِرو و بیش از 50 درصد قوم ناما در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۸ کشته شدند. این نسل‌کشی، یکی از نخستین نمونه‌های پاک‌سازی نژادی سازمان‌یافته در قرن بیستم است و بسیاری از پژوهشگران آن را پیش‌زمینه‌ای برای خشونت‌های گسترده‌تر آلمان در دهه‌های بعد می‌دانند. پیامدهای این جنایت هنوز در نامیبیا دیده می‌شود؛ از جمله نابرابری شدید مالکیت زمین، فقر ساختاری و زخم‌های عمیق روانی و فرهنگی که نسل‌ها ادامه یافته است.

نسل‌کشی هِرِرو و ناما، سندی تکان‌دهنده از ماهیت واقعی استعمار اروپایی است؛ یادآور این حقیقت است که استعمار، در هر شکل و هر دوره‌ای، چیزی جز ویرانگری سیستماتیک انسان و طبیعت نبوده و نیست.

ad