چرا گوترش بر حاکمیت قانون جنگل بر جهان اذعان کرده است؟
-
آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد
پارستودی– دبیرکل سازمان ملل ضمن اذعان بر حاکمیت قانون جنگل بر جهان اظهار داشت که اصلاحات در شورای امنیت سازمان ملل ضروری است.
به گزارش پارس تودی، «آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل با اشاره به اینکه به جای حاکمیت قانون، شاهد حاکمیت قانون جنگل بر جهان هستیم، بار دیگر اعلام کرد: اصلاحات شورای امنیت ضروری است و همه کشورها باید به دیوان بینالمللی دادگستری احترام بگذارند و تصمیمات الزامآور آن را بدون گزینش بهطور کامل اجرا کنند.
گوترش روز دوشنبه ۲۶ ژانویه در نشست شورای امنیت سازمان ملل با عنوان «تأکید بر حاکمیت قانون بینالمللی و مسیرهایی برای تقویت صلح، عدالت و چندجانبهگرایی» افزود: حاکمیت قانون سنگبنای صلح و امنیت جهانی بوده و کلید روابط دوستانه بین کشورها و مناطق جهان و قلب تپنده منشور ملل متحد است.
به گفته دبیرکل سازمان ملل، در سال ۲۰۲۴، کشورهای عضو پیمان «آینده» را تصویب کردند که شامل تعهد به عمل مطابق با قوانین بینالمللی و انجام تعهدات با حسن نیت بود. اما کلمات با عمل مطابقت ندارند. در سراسر جهان، حاکمیت قانون با قانون جنگل جایگزین شده است. ما شاهد نقض آشکار قوانین بینالمللی و بیتوجهی وقیحانه به منشور سازمان ملل هستیم. وی تأکید کرد: از غزه تا اوکراین، از ساحل تا میانمار، در ونزوئلا و مناطق دیگر، حاکمیت قانون بهعنوان یک مسئله حاشیهای در نظر گرفته میشود. ما شاهد هستیم که کشورها با مصونیت از حاکمیت قانون سرپیچی میکنند: از طریق استفاده غیرقانونی از زور، هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی، نقض حقوق بشر و سوءاستفادهها، توسعه غیرقانونی سلاحهای هستهای، تغییرات غیرقانونی دولت و انکار کمکهای بشردوستانه حیاتی.
سخنان آنتونیو گوترش در نشست شورای امنیت، که در آن هشدار داد «حاکمیت قانون در جهان در حال جایگزین شدن با قانون جنگل است»، بازتاب نوعی بحران عمیق در نظم بینالملل است. او تأکید کرد که برای ۸۰ سال، نظام حقوقی بینالمللی و منشور ملل متحد مانع از وقوع جنگ جهانی سوم شده است، اما امروز همان نظام بهصورت فزایندهای نادیده گرفته میشود. این اذعان، نه یک اغراق سیاسی، بلکه توصیف واقعیتی است که در میدانهای مختلف بحران و جنگ دیده میشود؛ از غزه و اوکراین تا ساحل آفریقا، میانمار و ونزوئلا، جایی که قواعد حقوقی بهصورت «گزینشی بر مبنای منافع» که در اصطلاح سیاسی به آن «منوی آلاکارته» (à la carte) گفته میشود، به کار گرفته میشوند. مصداق آشکار و کامل سخنان گوترش ایالات متحده است که در برهه کنونی در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ همه مرزهای قوانین و مقررات بینالمللی و نیز منشور ملل متحد را با انواع اقدامات غیرقانونیاش زیر پا گذاشته است.
نخستین دلیل این تعبیر تند، گسترش بیسابقه نقض آشکار حقوق بینالملل است. گوترش به صراحت از «نقضهای فاحش» سخن گفت؛ نقضهایی که شامل حمله به غیرنظامیان، بیاعتنایی به اصل منع توسل به زور و زیر پا گذاشتن تعهدات بشردوستانه است. وقتی دولتها و بازیگران مسلح بدون ترس از پاسخگویی، شهرها را بمباران میکنند، محاصرههای طولانیمدت انسانی ایجاد میکنند یا از زور برای تغییر مرزها استفاده میکنند، پیام عملی این است که قدرت، نه قانون، تعیینکننده است. این همان منطق قانون جنگل است: هر که قویتر است، حق بیشتری برای تحمیل اراده خود دارد.
دلیل دوم، بحران عمیق در سازوکارهای پاسخگویی و مسئولیتپذیری است. گوترش و بسیاری از سخنرانان آن نشست بر این نکته انگشت گذاشتند که شورای امنیت، به دلیل رقابت قدرتهای بزرگ و استفاده گسترده از حق وتو، در بسیاری از بحرانها فلج شده است. وقتی نهادی که باید ضامن اجرای منشور باشد، خود به میدان کشمکش ژئوپلیتیک تبدیل میشود، نقضکنندگان قانون عملاً احساس مصونیت میکنند. نبودِ پیگیری مؤثر در دادگاههای بینالمللی، فشارهای سیاسی بر نهادهای قضایی و دوگانگی در برخورد با پروندهها، همه این دیدگاه را تقویت میکند که عدالت، انتخابی و سیاسی و نه جهانشمول و بیطرف است.
سومین عامل، فرسایش اعتماد به نهادها و قواعد چندجانبه است. گوترش یادآور شد که نظام بینالملل بر مجموعهای از قواعد مشترک بنا شده که همه دولتها، «بزرگ و کوچک»، را به یکسان مقید میکند. اما در سالهای اخیر، خروج یکجانبه از معاهدات، بیاعتنایی به قطعنامهها و تضعیف سازمانهای بینالمللی، این پیام را به جهان مخابره کرده که تعهدات حقوقی تا زمانی محترماند که با منافع کوتاهمدت قدرتها تعارض نداشته باشند. در چنین فضایی، کشورها به جای تکیه بر حقوق و نهادها، به رقابت تسلیحاتی، ائتلافهای موقت و منطق بازدارندگی خشن روی میآورند که به معنای بازگشت به منطق بقا در جنگل است.
چهارمین دلیل، چندپارگی و تکهتکه شدن نظم جهانی است. افزایش تعداد بازیگران غیردولتی مسلح، شرکتهای فراملی قدرتمند و شبکههای فراملی باعث شده که مرز میان جنگ و صلح، داخلی و بینالمللی و حتی میان جرم سازمانیافته و منازعه مسلحانه مبهم شود. قواعد سنتی حقوق بینالملل، که عمدتاً برای تنظیم رفتار دولتها طراحی شده بود، در برابر این واقعیت پیچیده دچار شکاف و ناتوانی است. وقتی بازیگرانی وارد میدان میشوند که نه عضو معاهداتاند، نه خود را مقید به آنها میدانند، فضای خاکستریای شکل میگیرد که در آن خشونت بدون چارچوب حقوقی گسترش مییابد.
در نهایت، اذعان گوترش به «حاکمیت قانون جنگل» یک هشدار و در عین حال یک دعوت است. او میخواهد نشان دهد که اگر جامعه جهانی به بازسازی اعتماد به حقوق بینالملل، اصلاح نهادهایی مانند شورای امنیت، تقویت سازوکارهای پاسخگویی و پایان دادن به استانداردهای دوگانه تن ندهد، جهان به سمت وضعیتی میرود که در آن عدالت و امنیت پایدار بیمعنا خواهد بود.
srm