رنج استعمار| غارت طلا در ساحل طلا؛ روایت جنایات بریتانیا در غنا
https://parstoday.ir/fa/world-i34794-رنج_استعمار_غارت_طلا_در_ساحل_طلا_روایت_جنایات_بریتانیا_در_غنا
پارس‌تودی- در دل تاریخ استعمار آفریقا، یکی از تاریک‌ترین فصل‌ها به بریتانیا و سرزمین ساحل طلا تعلق دارد. این منطقه که به دلیل منابع غنی طلا شهرت داشت، یکی از اهداف اصلی امپراتوری بریتانیا بود.
(last modified 2026-02-08T10:10:12+00:00 )
بهمن ۰۸, ۱۴۰۴ ۱۲:۱۶ Asia/Tehran
  • بومیان غنا از هر سنی در معادن طلا به‌کار گرفته شدند
    بومیان غنا از هر سنی در معادن طلا به‌کار گرفته شدند

پارس‌تودی- در دل تاریخ استعمار آفریقا، یکی از تاریک‌ترین فصل‌ها به بریتانیا و سرزمین ساحل طلا تعلق دارد. این منطقه که به دلیل منابع غنی طلا شهرت داشت، یکی از اهداف اصلی امپراتوری بریتانیا بود.

بریتانیا در قرن نوزدهم میلادی قدرت استعماری خود را در بخش‌های مختلف جهان گسترش داد و یکی از مهم‌ترین هدف‌هایش در قاره آفریقا بهره‌برداری از منابع طبیعی و انسانی بود. منطقه‌ای که اروپایی‌ها آن را ساحل طلا نامیدند، در انتهای غربی قاره و در ساحل خلیج گینه قرار داشت و به دلیل ذخایر غنی طلا، معادن و دیگر منابع بسیار مورد توجه قرار گرفت. این منطقه بعدها به‌عنوان مستعمره بریتانیا شناخته شد و امروز کشور غنا را تشکیل می‌دهد.

بریتانیایی‌ها حضور خود در ساحل طلا را ابتدا با پایگاه‌های تجاری و قلعه‌های ساحلی آغاز کردند که نقش آن‌ها فراتر از مراکز بازرگانی بود و به تدریج به پایگاه‌های نظامی و اداری تبدیل شدند. بریتانیا بعد از تصرف کامل این نواحی و حذف رقبا، مانند هلند، دانمارک و پرتغال، کنترل تمامی مناطق ساحلی را به‌دست گرفت و آن‌ها را به قلمروی تحت فرمان مستقیم تاج بریتانیا تبدیل کرد.

یکی از شاخص‌ترین جنایات بریتانیا در این منطقه استخراج و استثمار گسترده منابع طلا بود. نام «ساحل طلا» نه تنها نمادی جغرافیایی بود، بلکه نمایانگر این واقعیت بود که بریتانیا و دیگر قدرت‌های اروپایی از دیرباز می‌دانستند این سرزمین سرمایۀ عظیمی از طلا در اختیار دارد. با استقرار کامل نظام استعماری، بریتانیایی‌ها شروع به کنترل مستقیم معادن و استخراج طلا به سود صنایع خود کردند. بخش اعظم این طلا نه برای توسعه منطقه بلکه برای پایه‌گذاری و تقویت صنایع غربی و مخصوصاً صنعت انگلستان به کار گرفته می‌شد.

این استخراج بی‌حد و حصر موجب شد که به جای بازگرداندن ارزش به جوامع محلی، منابع ارزشمند به شکل خام به اروپا ارسال شود و اقتصاد منطقه به بهره‌کشی و وابستگی به بازارها و صنایع خارجی تبدیل گردد. در این دوره، مردم بومی نه تنها از سود این منابع بهره‌مند نشدند، بلکه اغلب از دسترسی به مناطق معدنی و منابع طبیعی محروم شدند. بریتانیا با ایجاد سیستم اداری و قانونی خود، مالکیت زمین‌ها و منابع را به‌نفع خود تعریف کرد و مقامات مستعمره‌ای را منصوب کرد که مستقیماً به لندن پاسخگو بودند.

رفتار استعماری بریتانیا در ساحل طلا محدود به بهره‌کشی اقتصادی نبود، بلکه شامل سیاست‌های سرکوبگرانه و فشار بر مردم بومی نیز می‌شد. یکی از نمونه‌های بارز این سیاست‌ها، جنگ‌های متعدد با پادشاهی آشانتی بود. بریتانیایی‌ها در تلاش برای تسلط کامل بر کل سرزمین، وارد جنگ‌هایی با آشانتی‌ها شدند که بسیاری از آن‌ها منجر به کشتار، آوارگی و از بین رفتن ساختارهای سیاسی و اجتماعی بومی شد. در نهایت، پس از سلسله جنگ‌ها، بریتانیا کنترل کامل منطقه را در سال ۱۹۰۱ به دست آورد و آشانتی‌ها را تحت حاکمیت خود درآورد.

در کنار جنگ و قتل‌عام مستقیم، بریتانیایی‌ها از ابزارهای دیگری نیز برای فشار بر جامعه ساحل طلا بهره بردند. آن‌ها ساختارهای اداری و قضائی را به‌گونه‌ای طراحی کردند که حقوق سنتی مردم بومی نادیده گرفته شود و تصمیم‌گیری‌ها در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در انحصار ساختار استعماری باقی بماند. این سیاست باعث شد که مردم محلی عملاً در تعیین سرنوشت خود بی‌تأثیر باشند و حتی در بسیاری از موارد مجبور به تبعیت از قوانین نابرابر شوند که به نفع منافع بریتانیا تنظیم شده بود.

از دیگر اشکال فشار و ظلم، مالیات‌های سنگین و اجباری بود که بریتانیا برای افزایش درآمد خود وضع کرد. این مالیات‌ها فشار اقتصادی زیادی بر کشاورزان، بازرگانان و کارگران وارد می‌کرد و آن‌ها را وادار به پذیرش کارهای سخت و کم‌درآمد برای تأمین مالیات می‌نمود. به‌ویژه در بخش‌هایی که استخراج طلا و دیگر معادن رونق داشت، مردم بومی در شرایط بسیار سخت کار می‌کردند تا بتوانند مالیات خود را بپردازند، در حالی که بخش عمده سود معادن به بریتانیا و شرکت‌های مرتبط با آن منتقل می‌شد.

در کنار فشار اقتصادی، بریتانیا با ایجاد و کنترل سیستم‌های آموزشی و فرهنگی سعی در تحمیل ارزش‌ها و زبان خود به مردم بومی داشت. این امر باعث شد که بسیاری از سنت‌های فرهنگی، زبان‌ها و ارزش‌های بومی تضعیف یا حتی حذف شوند، در حالی که زبان انگلیسی و فرهنگ بریتانیایی به‌عنوان ابزارهای قدرت استعماری تثبیت شدند.

همچنین، بریتانیا برای مقابله با مقاومت‌های مردمی، از جمله کمپین‌های استقلال‌طلبانه‌ای مانند اقدام مثبت (Positive Action)، به سرکوب گسترده متوسل شد. این کمپین‌ها که با هدف دستیابی به حکومت مستقل برگزار می‌شدند، با زندانی کردن رهبران و اعلام وضعیت اضطراری پاسخ داده شدند، که نمونه‌ای دیگر از سوء‌استفاده قدرت استعماری بود تا خواست مردم برای آزادی را خفه کند.

جنایات بریتانیا در ساحل طلا نه تنها در زمینه‌های نظامی و اقتصادی رخ داد، بلکه آسیب‌های عمیق اجتماعی و فرهنگی نیز به جامعه وارد کرد. ساختارهای اجتماعی سنتی خرد شدند، مالکیت زمین‌های بومی به نفع مستعمره مصادره شد و اقتصاد جامعه به‌نفع منافع صنعتی و تجاری بریتانیا تنظیم گردید. این سیاست‌های استعماری باعث شد که دریای منابع طلا و دیگر ثروت‌ها به‌طور یک‌طرفه به سوی غرب سرازیر شود و جامعه محلی از بهره‌مندی واقعی از منابع خود محروم بماند. در تاریخ استعمار، ساحل طلا نماد یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌ها و ظلم‌ها به مردم بومی است که تنها هدف آن‌ها تأمین منافع امپراتوری بریتانیا بود.

ad