استاندارد دوگانه آزادی؛ قانون برای دیگران، زور برای مخالفان
https://parstoday.ir/fa/world-i34806-استاندارد_دوگانه_آزادی_قانون_برای_دیگران_زور_برای_مخالفان
پارس تودی- گفت‌وگویی سیاسی بین دو مدعی دفاع از حقوق مردم در واشنگتن نشان می‌دهد چگونه مفاهیم حقوق بشر و آزادی از سوی آنها مصادره می‌شود تا به ابزاری برای توجیه مداخله، فشار و استفاده از زور خارجی تبدیل می‌شوند.
(last modified 2026-02-09T08:49:46+00:00 )
بهمن ۰۸, ۱۴۰۴ ۱۹:۴۳ Asia/Tehran
  •  سمت راست: مسیح علینژاد، کارمند صدای آمریکا، سمت چپ: ماچادو
    سمت راست: مسیح علینژاد، کارمند صدای آمریکا، سمت چپ: ماچادو

پارس تودی- گفت‌وگویی سیاسی بین دو مدعی دفاع از حقوق مردم در واشنگتن نشان می‌دهد چگونه مفاهیم حقوق بشر و آزادی از سوی آنها مصادره می‌شود تا به ابزاری برای توجیه مداخله، فشار و استفاده از زور خارجی تبدیل می‌شوند.

واشنگتن؛ گفت‌وگویی در خدمت عادی‌سازی مداخله خارجی

گفت‌وگوی اخیر مسیح علینژاد و ماریا کورینا ماچادو در واشنگتن‌دی‌سی، در ظاهر با شعار «آزادی» و «حقوق بشر» آغاز شد، اما در عمل به صحنه‌ای برای بازتولید گفتمان مداخله‌جویانه تبدیل شد؛ گفتمانی که سال‌هاست در سیاست خارجی ایالات متحده برای تضعیف حاکمیت ملی کشورها و مشروعیت‌بخشی به اقدامات یک‌جانبه به کار گرفته می‌شود. به گزارش پارس تودی به نقل از کارشناسان این گفت‌وگو نه تنها فاقد انسجام حرفه‌ای بود، بلکه با مجموعه‌ای از تناقض‌ها، اغراق‌ها و روایت‌سازی‌های جهت‌دار همراه شد که بیش از هر چیز، نشان‌دهنده تلاش برای جا انداختن ایده «ضرورت دخالت خارجی» است.

 شخصیت‌ها؛ کنشگران سیاسی در پوشش رسانه و اپوزیسیون

 مسیح علینژاد، فعال سیاسی با نقاب خبرنگار در این برنامه، نه در جایگاه یک خبرنگار بی‌طرف، بلکه به‌عنوان کنشگری ظاهر شد که پرسش‌هایش از ابتدا تا انتها با پیش‌فرض‌های سیاسی مشخص طراحی شده بود. آمارهای متناقض، ادعاهای بدون سند، و پرسش‌هایی که عملاً پاسخ مطلوب را در خود حمل می‌کردند، نشان می‌داد هدف اصلی نه کشف حقیقت، بلکه ساختن روایتی هماهنگ با سیاست‌های مداخله‌جویانه واشنگتن است. در تناقضات و بدو سند صحبت کردن علینژاد همین بس که در آغاز از عدد بیست هزار کشته برای معترضان ایرانی یاد می‌کند و در پایان به 30 هزار کشته اشاره می‌کند. در چنین چارچوبی، رسانه به ابزار فشار سیاسی تبدیل می‌شود؛ نه برای اطلاع‌رسانی، بلکه برای آماده‌سازی افکار عمومی جهت پذیرش دخالت خارجی.

 ماریا کورینا ماچادو، چهره شناخته‌شده اپوزیسیون ونزوئلا است که در این روایت مردم را گروگان روایت خود می‌گیرد، در این گفت‌وگو خود را «صدای مردم» معرفی می‌کند و مدعی می‌شود ۹۰ درصد مردم کشورش از «دزدیده شدن مادورو» حمایت کرده‌اند؛ ادعایی که نه تنها فاقد هرگونه سند است، بلکه نشان می‌دهد چگونه یک سیاستمدار می‌تواند مردم را به ابزاری برای توجیه دخالت خارجی تبدیل کند. او آشکارا از «استفاده از زور» و «حمایت خارجی» دفاع می‌کند؛ موضعی که عملاً حقوق بین‌الملل را بی‌اعتبار و مفهوم حقوق بشر را به پوششی برای نظامی‌سازی سیاست تبدیل می‌کند.

سه محور اصلی تناقض‌ها

 ۱) دفاع از مردم با نسخه‌ای که جان مردم را تهدید می‌کند

در حالی که هر دو طرف از «کشتار» و «بی‌دفاع بودن مردم» سخن می‌گویند، نسخه پیشنهادی‌شان چیزی جز مداخله نظامی نیست. این تناقض آشکار، یکی از بنیادی‌ترین اصول حقوق بین‌الملل بشردوستانه را نقض می‌کند:
استفاده از زور خارجی، حتی با ادعای حمایت از مردم، خطر نقض حق حیات غیرنظامیان را افزایش می‌دهد.
اما در این گفت‌وگو، این واقعیت نادیده گرفته می‌شود تا راه برای عادی‌سازی دخالت نظامی هموار شود.

 ۲) ستایش نقض حاکمیت ملی به نام «عدالت»

بازداشت رئیس‌جمهور ونزوئلا توسط ایالات متحده در این گفت‌وگو نه تنها نقد نمی‌شود، بلکه «عملیات بی‌نقص» توصیف می‌گردد. این رویکرد، اصل حاکمیت ملی و منع مداخله—دو رکن اصلی منشور سازمان ملل—را به‌طور کامل کنار می‌گذارد. تناقض زمانی عمیق‌تر می‌شود که همین جریان‌ها معمولاً سایر کشورها را به نقض همین اصول متهم می‌کنند.

 ۳) قانون به‌عنوان ابزار فشار، نه معیار بی‌طرف

در حالی که طرفین مدام از «اجرای قانون» سخن می‌گویند، در عمل از تهدید، فشار خارجی و حتی زور نظامی دفاع می‌کنند. در این روایت، قانون نه چارچوبی بی‌طرف، بلکه ابزاری انتخابی برای پیشبرد اهداف سیاسی است؛ همان استاندارد دوگانه‌ای که خودشان مدعی مبارزه با آن هستند.

حقوق بشر در خدمت سیاست، نه مردم

این گفت‌وگو نمونه‌ای روشن از سیاسی‌سازی حقوق بشر است؛ جایی که مفاهیمی چون آزادی و کرامت انسانی نه به‌عنوان اصول جهان‌شمول، بلکه به‌عنوان ابزار مشروعیت‌بخش برای فشار، مداخله و حتی خشونت خارجی به کار گرفته می‌شوند. پارادوکس اصلی این روایت آن است که در تلاش برای «نجات مردم»، همان اصولی زیر پا گذاشته می‌شود که قرار است از مردم محافظت کند. در نهایت، آنچه در واشنگتن رقم خورد، نه دفاع از حقوق بشر، بلکه بازتولید همان الگوی قدیمی بود: تضعیف حاکمیت ملی کشورها زیر پوشش «آزادی».

NH2