نگاهی به راهبرد جدید آمریکا در آسیای مرکزی
-
نشست ترامپ با سران کشورهای آسیای مرکزی
پارستودی– آمریکا قصد دارد در چارچوب راهبرد جدید خود در آسیای مرکزی روابط اقتصادیاش با کشورهای این منطقه را گسترش دهد.
به گزارش پارستودی، روابط اقتصادی آمریکا با کشورهای آسیای مرکزی در سالهای اخیر روند کندی داشت، اما در یکسال اخیر در دومین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، این تعاملات بهشکل قابلتوجهی افزایش یافته و توافقهای اخیر نشان میدهند که واشنگتن قصد دارد حضور اقتصادی خود در این منطقه را گسترش دهد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، لغو محدودیتهای تجاری قدیمی در چارچوب اصلاحیه جکسون–ونیک (Jackson–Vanik amendment) را راهکاری برای توسعه تجارت با آسیای مرکزی و تقویت امنیت انرژی آمریکا معرفی کرده است.
اصلاحیه جکسون- ونیک به قانون تجارت ۱۹۷۴، با هدف تأثیرگذاری بر روابط تجاری ایالات متحده با کشورهای دارای اقتصاد غیربازاری (در ابتدا کشورهای بلوک شوروی) که آزادی مهاجرت و سایر حقوق بشر را محدود میکردند، وضع شد. لغو این اصلاحیه برای اوکراین در سال ۲۰۰۶ و برای روسیه و مولداوی در سال ۲۰۱۲ انجام شد، اما همچنان شامل کشورهای جمهوری آذربایجان، قزاقستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان میشود که تنها روابط تجاری موقت دارند. یانبک سولیف، تحلیلگر سیاسی، با اشاره به اهمیت سیاسی لغو اصلاحیه جکسون–وانیک گفت: «آسیای مرکزی صحنه رقابت استراتژیک بین چین، روسیه و غرب شده است و لغو این اصلاحیه، علاوه بر بهبود روابط اقتصادی، میتواند نقش سیاسی آمریکا در منطقه را تقویت کند.»
در سال ۲۰۲۵ روابط اقتصادی آمریکا با قزاقستان و ازبکستان بهطور قابلتوجهی افزایش یافت. در اجلاس آسیای مرکزی- آمریکا (C5+1) در واشنگتن، سران پنج کشور آسیای مرکزی با دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا دیدار و توافقهای گستردهای در زمینه هواپیمایی، انرژی، منابع معدنی و فناوری دیجیتال منعقد کردند. ارزش قراردادهای قزاقستان با شرکتهای آمریکایی ۱۷ میلیارد دلار برآورد شده است.
شواهد حاکی از آن است که راهبرد آمریکا در دولت دوم دونالد ترامپ در زمینه آسیای مرکزی، چرخشی مشخص و اقتصادی–ژئوپلیتیکی را نشان میدهد که در پی کاهش نفوذ رقبای اصلی واشنگتن بهویژه چین و روسیه در این منطقه راهبردی است. نقطه عطف اصلی این رویکرد جدید، برگزاری نشست نوامبر ۲۰۲۵ در کاخ سفید بود که در آن ترامپ میزبان سران پنج کشور قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان شد. این نخستین بار بود که رئیسجمهور آمریکا تمام مجموعه C5+1 را در کاخ سفید گرد هم میآورد. اهداف اصلی این راهبرد را میتوان در چند محور کلیدی خلاصه کرد.
محور اول، دسترسی به مواد معدنی حیاتی است. دولت ترامپ منطقه را به دلیل دارا بودن حداقل ۲۵ مورد از ۵۴ ماده معدنی که واشنگتن آنها را "حیاتی" طبقهبندی کرده، "منطقهای بسیار ثروتمند" توصیف میکند. هدف صریح آمریکا، متنوعسازی زنجیره تأمین این منابع استراتژیک و کاهش وابستگی شدید خود به چین است. در این نشست، قزاقستان بر همکاری نزدیک در این حوزه تأکید کرد و ازبکستان نیز متعهد به سرمایهگذاری کلان در آمریکا شد. کارشناسان معتقدند ذخایر عناصر خاکی کمیاب در آسیای مرکزی و پروژههای توسعه معادن تنگستن میتواند نقش مهمی در کاهش وابستگی آمریکا و جهان به چین در بازار این مواد داشته باشد.
محور دوم، استفاده از ابزار اقتصادی بهعنوان اهرم ژئوپلیتیک است. واشنگتن تلاش میکند تا از طریق سرمایهگذاری، قراردادهای تجاری و توسعه زیرساخت، حضور خود را در منطقهای که دههها تحت نفوذ روسیه و اخیراً چین بوده، تقویت کند. این رویکرد "نرم" و مبتنی بر اقتصاد، جایگزین الگوی قدیمی حضور نظامی پررنگ (مانند پایگاههای دوران جنگ افغانستان) شده است. با این حال، آمریکا همچنان به رزمایشهای نظامی مشترک با کشورهای منطقه ادامه میدهد، اما تحلیلگران هشدار میدهند که گسترش این فعالیتهای نظامی میتواند در منطقهای با حضور امنیتی قوی روسیه، خطرناک و غیرضروری باشد.
محور سوم، تلاش برای تغییر توازن قدرت و کریدورهای تجاری است. آمریکا از "راهگذر میانی" (کریدور میانی) که کالا را از آسیای مرکزی و قزاقستان از طریق دریای خزر و قفقاز به ترکیه و اروپا متصل میکند، حمایت میکند. این کریدور بهعنوان جایگزینی برای مسیرهای تجاری تحت کنترل یا نفوذ روسیه و چین (مانند ابتکار "یک کمربند، یک جاده") ترویج میشود. پیوستن قزاقستان به این کریدور میتواند شتابدهنده جایگزینی مسیرهای ترانزیتی باشد.
علاوه بر اینها، یک اقدام نمادین بحثبرانگیز، پیوستن قزاقستان به «توافق ابراهیم» بود که ترامپ آن را اعلام کرد. اگرچه این کشور از سال ۱۹۹۲ روابط دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی داشته و این حرکت تا حد زیادی نمادین ارزیابی میشود، اما از دید تحلیلگران نشاندهنده تلاش واشنگتن برای گسترش دایره نفوذ دیپلماتیک خود و گره زدن همکاریهای اقتصادی آسیای مرکزی به اولویتهای سیاسی خود درغرب آسیا است.
بهطور کلی راهبرد دولت ترامپ در آسیای مرکزی را میتوان ترکیبی از تعامل اقتصادی هدفمند، رقابت ژئوپلیتیک غیرمستقیم با چین و روسیه، و تلاش برای ایجاد جایپایی پایدار در قلب اوراسیا توصیف کرد. با این حال، موفقیت این راهبرد به عواملی مانند تمایل کشورهای منطقه برای حفظ سیاست خارجی چندجانبه و عدم تمایل به کشیده شدن کامل به صفبندیهای قدرتهای بزرگ بستگی دارد. این کشورها عموماً به دنبال متنوعسازی شرکای خود بدون قطع روابط با مسکو و پکن هستند، و هرگونه رویکرد صفر و یک از سوی واشنگتن میتواند با مقاومت آنها مواجه شود.
srm