چرا آمریکا از ایران شکست میخورد؟
-
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا
پارستودی- در میان تهدیدهای تازه واشنگتن علیه ایران، تحلیلهای وزارت جنگ آمریکا حاکی از آن است که ارتش این کشور به دلیل "گسترش بیش از حد نیروها"، "محدودیتهای لجستیکی" و "تمرکز همزمان بر چندین جبهه جهانی"، فاقد توان لازم برای یک درگیری گسترده با ایران است و هرگونه اقدام نظامی میتواند به بهای تضعیف جایگاه استراتژیک جهانی واشنگتن تمام شود.
به گزارش پارستودی، یک کارشناس سیاسی در مطلبی در روزنامه پاتریوتیک الجزایر گفت که در واشنگتن، سخنان جنگطلبانه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا درباره ایران به طور فزایندهای با تحلیلهای داخلی پنتاگون در تضاد است. در حالی که رئیسجمهور آمریکا با تهدید به اقدام نظامی سعی در تحت فشار قرار دادن تهران دارد، چندین منبع نظامی به صورت خصوصی اعتراف میکنند که ایالات متحده در حال حاضر فاقد توان لازم برای گشودن یک جبهه اصلی جدید بدون تضعیف کل موضع استراتژیک جهانی خود است. ایت عماره اقتصاددان و جامعه شناس الجزایری نوشت: به گفته این منابع، ارتش آمریکا با پدیده «گسترش بیش از حد» بیسابقهای از پایان جنگ ویتنام روبرو است. روی کاغذ، نیروی دریایی یازده ناو هواپیمابر در اختیار دارد که نماد اصلی توان قدرتافکنی آمریکاست. در واقعیت، تقریباً یک سوم این شناورها به دلیل تعمیرات بلندمدت از چرخه عملیاتی خارج هستند. بقیه نیز بر اساس چرخههای استقرار سختگیرانهای عمل میکنند که در هر لحظه مشخص، تعداد گروههای رزمی ناوگان هوایی مستقر را به دو یا سه گروه محدود میکند که بین غرب اقیانوس آرام، خلیج فارس و مدیترانه توزیع شدهاند.
عماره نوشت: با این حال، هر عملیاتی علیه ایران مستلزم حضور چندین گروه رزمی ناوگان هوایی است، همانطور که در جریان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ چنین بود. اما برخلاف آن دوره، ایالات متحده اکنون باید همزمان چین را مهار کند، از ناتو در برابر روسیه حمایت نماید و حضور نظامی خود را در چندین منطقه بیثبات حفظ کند. یک افسر عالیرتبه با تأکید بر اینکه هر تمرکز نیرو در خلیج فارس به طور مکانیکی موضع آمریکا در برابر پکن یا مسکو را تضعیف میکند، میگوید: «هر جابجایی و بازاستقراری، خلایی در نقطهای دیگر ایجاد میکند.»
به گفته وی، محدودیتها تنها دریایی نیست. همین منابع به فشار فزاینده بر نیروی انسانی، با مشکلات جذب و حفظ نیرو در تخصصهای کلیدی، و همچنین فشار بیشتر بر زنجیرههای لجستیکی اشاره میکنند. ذخایر مهمات دقیق (precision munitions) که برای هر حمله هوایی مدرنی ضروری است، نقطه نگرانی عمده دیگری است. یک جنگ طولانی با ایران این ذخایر را در عرض چند هفته به پایان میرساند، آن هم در برابر کشوری که از دفاع هوایی پیشرفته، توانمندیهای سایبری و موشکهای ضدکشتی پیچیده برخوردار است.
این کارشناس الجزایری تصریح کرد: از جنبه استراتژیک، نظامیان همچنین درباره اثربخشی واقعی یک حمله تردید دارند. به باور آنها، حملات ژوئن ۲۰۲۵ که توسط اسرائیل با پشتیبانی آمریکا انجام شد، تنها برنامه هستهای ایران را موقتاً به تأخیر انداخت. ایران تاسیسات خود را پراکنده و مستحکم کرده است، که ایده نابودی پایدار تنها از طریق حملات هوایی را غیرواقعی میسازد. در این چارچوب، تهدید مطرح شده توسط ترامپ در نظر این مقامات عمدتاً یک بلوف سیاسی به نظر میرسد. بلوفی که هم برای افکار عمومی آمریکا و هم برای تهران طراحی شده، اما اعتبار آن با توجه به شکاف بین اظهارات و تواناییهای واقعی، در حال فرسایش است. این در حالی است که چین و روسیه دو رقیب اصلی واشنگتن هر حرکت و هر جابجایی آمریکا را برای کسب درسهای استراتژیک به دقت تحلیل میکنند.
در ادامه مطلب آمده است که این منابع خاطرنشان میکنند، با تاکید بر خطوط قرمز بدون داشتن ابزار اجرای همزمان آنها، ایالات متحده در نهایت بازدارندگی کلی و در حقیقت ساختگی خود را تضعیف میکند. به گفته آنها، این روند اکنون در سلسله بحرانهای اخیر محسوس است، جایی که رقبای واشنگتن محدودیتهای پاسخ آمریکا را آزموده و سپس به عقب راندهاند.
fz