رنج استعمار| قتل‌عام سوتیک؛ جنایتی کمتر شناخته‌شده در شرق آفریقا
https://parstoday.ir/fa/world-i35222-رنج_استعمار_قتل_عام_سوتیک_جنایتی_کمتر_شناخته_شده_در_شرق_آفریقا
پارس‌تودی- در طول تاریخ، استعمار اروپاییان در آفریقا همواره با تصاحب زمین‌ها، بهره‌کشی اقتصادی و سرکوب نظامی جوامع بومی همراه بوده است.
(last modified 2026-02-08T10:06:31+00:00 )
بهمن ۱۸, ۱۴۰۴ ۱۱:۲۷ Asia/Tehran
  • قتل‌عام سوتیک در شرق آفریقا توسط بریتانیا
    قتل‌عام سوتیک در شرق آفریقا توسط بریتانیا

پارس‌تودی- در طول تاریخ، استعمار اروپاییان در آفریقا همواره با تصاحب زمین‌ها، بهره‌کشی اقتصادی و سرکوب نظامی جوامع بومی همراه بوده است.

 قدرت‌های استعماری با توسل به خشونت و ایجاد ترس، کنترل کامل سرزمین‌ها و مردم آن‌ها را به دست می‌گرفتند و مرز میان «امنیت» و «جنایت» به‌طور سیستماتیک مبهم می‌شد. بریتانیا، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های جهان در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، از سیاست‌های نظامی و اقتصادی برای تثبیت سلطه خود در شرق آفریقا استفاده می‌کرد و بسیاری از قبایل و جوامع بومی را با زور و تهدید وادار به اطاعت می‌کرد. قتل‌عام «سوتیک» تنها یکی از نمونه‌های تکان‌دهنده این خشونت‌هاست؛ عملیاتی که نه تنها جان هزاران نفر از ساکنان بومی شرق آفریقا را گرفت، بلکه تأثیرات آن بر ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه کیپسگیس تا نسل‌های بعدی ادامه یافت.

در سال ۱۹۰۵ و در جریان گسترش امپراتوری بریتانیا در شرق آفریقا، یکی از خشونت‌بارترین و کمتر شناخته‌شده‌ترین عملیات‌های نظامی استعمار در منطقه‌ای که امروز بخشی از شهرستان کریچو و بومِت در کنیا است رخ داد. این واقعه که در تاریخ به «قتل‌عام سوتیک» شناخته می‌شود، نمونه‌ای تکان‌دهنده از استفاده بی‌رحمانه از قدرت نظامی برای تثبیت سلطه استعماری بود. در این حمله، بین ۹۰۰ تا هزار و 850  نفر از مردان، زنان و کودکان قوم کیپسگیس به دست نیروهای بریتانیایی کشته شدند.

در اوایل قرن بیستم، منطقه‌ای که امروز بخش‌هایی از جنوب و غرب کنیا را تشکیل می‌دهد، محل زندگی چندین قوم مهم شرق آفریقا بود. قوم ماسایی که بیشتر در منطقه بین دریاچه ویکتوریا و جنوب کنیا و شمال تانزانیا سکونت داشت، با سبک زندگی نیمه‌چادرنشینی و دامداری شناخته می‌شد و قدرت نظامی و اجتماعی قابل توجهی در منطقه داشت. در همان زمان، قوم کیپسگیس، شاخه‌ای از قبیله ناندی، در بخش‌های غرب و جنوب غرب کنیا، در مناطقی مانند کریچو و بومِت زندگی می‌کرد و توان نظامی و نفوذ اقتصادی خود را با تصاحب زمین‌ها و منابع طبیعی اطراف گسترش داده بود. این شرایط در حالی بود که امپراتوری بریتانیا نیز در آن زمان مستعمره کنیا را تحت کنترل داشت و به دنبال تثبیت قدرت و تضمین امنیت مسیرهای اقتصادی و استعماری بود. روابط بریتانیا با قوم ماسایی نسبتا مثبت و تاکتیکی بود؛ انگلیسی‌ها از ماسایی‌ها برای حمایت نظامی در مقابل قبایل دیگر بهره می‌بردند و به عنوان متحدان محلی خود، امنیت مسیرها و ثبات منطقه را تضمین می‌کردند. همین تعامل‌ها باعث شد که هرگونه تهدید به ماسایی‌ها، بهانه‌ای برای مداخله نظامی گسترده بریتانیا فراهم آورد، خصوصاً که قبایل مختلف منطقه همواره اختلافاتی بر سر زمین، دام و قلمرو داشتند و این درگیری‌ها زمینه مناسبی برای اعمال خشونت بریتانیا فراهم می‌کرد.

در بهار ۱۹۰۵، تنش‌ها میان کیپسگیس و قوم ماسایی به اوج خود رسید. ماسایی‌ها که دولت بریتانیا آن‌ها را به عنوان «قبیله دوستانه» می‌نامید، تحت فشار قرار گرفته بودند زیرا قوم کیپسگیس در یکی از درگیری‌ها اقدام به بردن اسرا و دام‌های وابسته به ماسایی‌ها کرده بود. این اقدام بهانه‌ای برای  دولت بریتانیا بود،به طوری که بریتانیا هشدار داد که اسرا و اموال ماسایی‌ها باید بازگردانده شوند و زمانی که کیپسگیس‌ها از اطاعت این درخواست خودداری کردند، این امر برای بریتانیا بهانه‌ای فراهم آورد تا عملیات تنبیهی وسیعی علیه آن‌ها آغاز کند.

در ژوئن ۱۹۰۵، نیروهای بریتانیایی با فرماندهی سرگرد «ریچارد پاپ-هنسی» به منطقه‌ای که به «سوتیک» شناخته می‌شد وارد شدند. این نیروها شامل یگان‌های ارتش محافظت بریتانیا و متحدان محلی بودند که به سلاح‌های مدرن مانند مسلسل ماکسیم مجهز بودند. هدف اعلام‌شده آن‌ها بازگرداندن ۲۰ هزار راس گاو و همچنین زنان و کودکان ماسایی بود که در درگیری‌ها اسیر شده بودند. اما در عمل، این عملیات به یک حمله نظامی گسترده تبدیل شد که در آن نیروهای بریتانیایی بی‌امان روستاها و اجتماعات کیپسگیس را مورد حمله قرار دادند و نسل‌کشی بزرگی را آغاز کردند.

نتیجه این حمله فاجعه‌بار بود: بین ۹۰۰ تا هزار و 850  نفر از مردان، زنان و کودکان کیپسگیس که در آن زمان در منطقه زندگی می‌کردند، کشته شدند. در این واقعه، جمعیت زیادی از غیرنظامیان بدون تفکیک سنی یا جنسی هدف قرار گرفتند، به طوری که مستندات نشان می‌دهد این عملیات نه یک درگیری متقابل، بلکه قتل‌عامی یک‌طرفه و برنامه‌ریزی‌شده بود. نیروهای بریتانیایی تقریباً تمام روستاها را محاصره کردند، مردم را به طرز سیستماتیک قربانی کردند و املاک و دام‌ها را مصادره کردند.

پس از پایان عملیات، نیروهای بریتانیایی اعلام کردند که موفق شده‌اند اهداف خود را عملی کنند، اما پیامدهای این واقعه بسیار فراتر از بازگرداندن اسرا بود. زمین‌های اصلی قوم کیپسگیس که در بخش‌های حاصلخیز منطقه سوتیک قرار داشت، توسط دولت بریتانیا ضبط شد و بخشی از آن به «فلات‌های سفید» تبدیل گردید؛ فلات‌های سفید در واقع مناطقی اختصاص‌یافته به کشاورزی در مقیاس بزرگ و ساخت سکونتگاه‌های اروپایی‌ها بود. استعمارگران این پاکسازی قومی را با این ادعا که «مناطق کوهستانی سفید و پرآب برای پرورش یک کودک اروپایی مناسب است» توجیه کردند. به این ترتیب باقی مانده مردم کیپسگیس به جایی منتقل شدند که می‌دانستند برای سکونت انسان نامناسب است.

مصادره زمین‌ها و سیاست‌های پس از قتل‌عام باعث شد که جمعیت زیادی از کیپسگیس‌ها در همان مناطق جدید با مشکلات اقتصادی و اجتماعی شدید روبه‌رو شوند. وضعیت به‌قدری وخیم بود که در سال‌های اخیر، رهبران محلی مانند پل چپکونی، فرماندار کریچو، و دیگر فعالان حقوق بشر تلاش کردند تا این جنایت در دادگاه‌های بین‌المللی مطرح شود و حتی خواستار آموزش این واقعه در متون درسی بریتانیا شده‌اند.

از منظر تاریخی، قتل‌عام سوتیک نمونه‌ای از سیاست‌های خشونت‌آمیز و نامتقارن استعماری بریتانیا در آفریقا به شمار می‌رود. این عملیات نه تنها با استفاده از نیروی نظامی برتری‌طلبانه اجرا شد، بلکه بعدها برای مشروعیت‌بخشی به اشغال و مصادره سرزمین‌های بومی نیز به‌عنوان پیش‌زمینه استفاده گردید. تحلیلگران معاصر اشاره می‌کنند که این واقعه نشان‌دهنده رویکردی است که در آن «تنبیه» مجرداً به عنوان توجیهی برای حذف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یک جامعه استفاده شد و پیامدهای آن برای نسل‌های بعدی هنوز هم ادامه دارد.

رخداد سوتیک نه تنها یکی از تاریک‌ترین صفحات تاریخ کنیا و استعمار بریتانیا است، بلکه نمونه‌ای است از این‌که چگونه قدرت‌های استعماری می‌توانستند با توسل به خشونت مطلق و سیاست‌های تبعیض‌آمیز، سرزمین‌ها و جوامع را به‌طور کامل نابود کنند. یاد این فاجعه امروز به عنوان هشداری تاریخی باقی مانده است تا نشان دهد که استعمار چگونه با توسل به خشونت، حق زندگی و مالکیت جوامع بومی را پایمال کرده و پیامدهای آن هنوز در جامعه کیپسگیس قابل مشاهده است.

ad