آیا جهان واقعاً از نقش رهبری آمریکا استقبال کرده است؟
https://parstoday.ir/fa/world-i35472-آیا_جهان_واقعاً_از_نقش_رهبری_آمریکا_استقبال_کرده_است
پارس‌تودی – سفیر آمریکا در سازمان ملل ادعا کرد که جهان از نقش رهبری ایالات متحده استقبال کرده است.
(last modified 2026-02-14T08:03:43+00:00 )
بهمن ۲۵, ۱۴۰۴ ۰۸:۵۶ Asia/Tehran
  • مایکل والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل
    مایکل والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل

پارس‌تودی – سفیر آمریکا در سازمان ملل ادعا کرد که جهان از نقش رهبری ایالات متحده استقبال کرده است.

به گزارش پارس‌تودی، مایکل والتز، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل، مدعی شد که بسیاری از کشورهای جهان از بازگشت آمریکا به نقش رهبری جهانی استقبال کرده‌اند.

والتز طی سخنانی در کنفرانس امنیتی مونیخ با دفاع از اقدام بحث‌برانگیز واشنگتن در ربودن و انتقال نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، به آمریکا، اظهار داشت که بازپس‌گیری رهبری جهان توسط آمریکا از سوی تعدادی از کشورها در پشت‌صحنه مورد استقبال قرار گرفته است. وی با بیان اینکه رویکرد یادشده را نشانه‌ای از «رهبری آمریکا» می‌داند، افزود که در گفت‌وگوهای خصوصی مقام‌های خارجی بارها از این رویکرد قدردانی کرده‌اند. صحبت‌های والتز در حالی بیان می‌شود که اقدام نظامی آمریکا در حمله به ونزوئلا و ربودن مادورو با انتقادات گسترده‌ای در سطح بین‌المللی همراه بوده است.

والتز همچنین درباره بودجه سازمان ملل ادعا کرد که ایالات متحده به دنبال بازگشت به اصول اولیه این نهاد با تمرکز بر ایجاد و حفظ صلح بوده و همچنین خواستار ایفای نقش‌هایی است که ناکارآمد شده‌اند.

ادعای استقبال گسترده جهان از نقش رهبری آمریکا، همان‌گونه که در سخنان سفیر آمریکا در سازمان ملل مطرح شده، بر خلاف شواهد میدانی و روندهای ساختاری نظام بین‌الملل است. بررسی رفتار دولت‌ها، نهادهای بین‌المللی و افکار عمومی در مناطق مختلف نشان می‌دهد که گرچه آمریکا تلاش می‌کند تا همچنان خود را یکی از بازیگران محوری در عرصه جهانی قلمداد کند، اما «پذیرش رهبری» با «مداخله‌جویی و زورمداری» تفاوت دارد.

تحولات ژئوپلیتیک یک دهه اخیر بیانگر حرکت نظام بین‌الملل به سوی چندقطبی شدن است. قدرت‌های بزرگ و متوسط در پی افزایش استقلال راهبردی خود هستند. حتی اتحادیه اروپا به عنوان متحد و شریک سنتی واشنگتن، به‌ویژه پس از بحران‌های امنیتی مانند جنگ اوکراین و بحران انرژی و نیز فشارهای مداوم آمریکا برای به‌دوش کشیدن بار امنیت خود، به طور فزاینده بر مفهوم «خودمختاری راهبردی» تأکید می‌کند. این رویکرد هر چند به معنای فاصله گرفتن کامل از واشنگتن نیست، اما نشان می‌دهد که حتی نزدیک‌ترین شرکای آمریکا نیز تمایل ندارند در چارچوب رهبری یک‌جانبه‌گرایانه ایالات متحده تعریف شوند.

سیاست خارجی بسیاری از اقتصادهای نوظهور به‌خصوص اعضای بریکس مبتنی بر موازنه‌گری میان قدرت‌هاست. کشورهایی مانند هند، برزیل و آفریقای جنوبی در سال‌های اخیر روابط اقتصادی و امنیتی خود را همزمان با غرب و شرق گسترش داده‌اند. این رفتار نشان‌دهنده خواست آن‌ها برای نظم بین‌المللی چندجانبه و منعطف است، نه پذیرش نظامی یک‌جانبه‌گرا مبتنی بر رهبری ایالات متحده. گسترش همکاری‌های جنوب–جنوب و تقویت گروه‌های بین‌المللی مانند بریکس نیز بر همین روند دلالت دارد.

رقابت قدرت‌های بزرگ همچنان مانعی اساسی برای اجماع جهانی در زمینه رهبری آمریکا محسوب می‌شود. چین با ابتکارهای اقتصادی و زیرساختی فراملی تلاش کرده نفوذ نهادی و مالی خود را گسترش دهد و در عین حال بر افزایش پرشتاب توانمندی نظامی خود برای رویارویی احتمالی با آمریکا تأکید دارد. روسیه نیز با ابزارهای نظامی و انرژی به دنبال تثبیت جایگاه خود در معادلات امنیتی حداقل در سطح اروپا است. حضور فعال این بازیگران موجب شده بسیاری از کشورها گزینه‌های جایگزین برای همکاری داشته باشند و وابستگی انحصاری به واشنگتن را ضروری ندانند.

اختلافات سیاستی میان آمریکا و شرکای سنتی آن به‌خصوص اروپا و حتی اختلافات بسیار جدی با کانادا درباره موضوعات تجاری و ادعاهای ترامپ مبنی بر لزوم پیوستن این کشور به آمریکا و نیز تنش بین ایالات متحده و دانمارک در خصوص ادعای واشنگتن بر گرینلند، بر تصور موهوم «استقبال جهانی از رهبری آمریکا» خط بطلان می‌کشد. در عین حال نمونه‌هایی مانند تنش‌های بین آمریکا و شرکای غربی‌اش درباره سیاست‌های تجاری، تحریم‌ها، یا شیوه مدیریت بحران‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد که حتی در بلوک غرب نیز رهبری واشنگتن امری پذیرفته‌شده نیست.

افکار عمومی جهانی نسبت به رهبری آمریکا به‌خصوص در دوره دوم ریاست‌جمهور دونالد ترامپ بسیار منفی است. نظرسنجی‌های بین‌المللی در سال‌های اخیر حاکی از آن است که بی‌اعتمادی نسبت به مداخلات نظامی، سیاست‌های تحریمی و استانداردهای دوگانه واشنگتن رو به افزایش است. به‌خصوص اینکه ترامپ به دنبال دستیابی به اهداف بلندپروازانه‌اش از طریق اعمال قدرت سخت در قالب سیاست صلح از طریق قدرت است.

در نهایت، مفهوم رهبری جهانی در قرن بیست‌ویکم دستخوش تغییر شده است. بسیاری از دولت‌ها خواهان «رهبری شبکه‌ای» مبتنی بر مشارکت، قواعد مشترک و توزیع مسئولیت‌ها هستند. در حالی که آمریکای ترامپ کاملاً برخلاف این روند حرکت می‌کند. در واقع ادعای استقبال فراگیر از رهبری ایالات متحده با واقعیت‌های نظام بین‌الملل و واکنش‌های کشورها در قبال اقدامات مداخله‌جویانه دولت ترامپ هم‌خوانی ندارد. همچنان که بسیاری از کشورها، از جمله چین و روسیه و همچنین برخی از اعضای اتحادیه اروپا و دولت‌های آمریکای لاتین، اقدام آمریکا در حمله به ونزوئلا را محکوم کرده و آن را نقض آشکار حقوق بین‌الملل و حاکمیت ملی ونزوئلا اعلام کردند./

srm