آیا اروپا بدون آمریکا قادر به دفاع از خود است؟
-
«یوهان وادهفول» وزیر امور خارجه آلمان
پارستودی- «یوهان وادهفول» وزیر امور خارجه آلمان در پاسخ به این سوال که چرا اوکراین پدافند هوایی ندارد، صریحا گفت: «تا حدودی به این دلیل که ما دیگر پدافند هوایی نداریم.»
طبق گزارش روزنامه «گاردین»، وزیر خارجه آلمان با اشاره به موشکهای پاتریوت گفت: «آنچه هنوز وجود دارد، از تولیدات آمریکایی است. راستش را بخواهید، هر چیزی که از سالنهای تولید آنجا بیرون میآید، اکنون مستقیما به اوکراین میرود. ما هر آنچه را که داشتیم در دسترس قرار دادهایم.» او در ادامه مسئولیت ارسال سلاح به کییف را بر دوش دیگر کشورهای اروپایی گذاشت و گفت: «کشورهای دیگر اروپا میتوانند بیشتر در اوکراین کمک کنند. سیستمهای دفاع هوایی دیگری در یک یا چند کشور اروپایی وجود دارد.» آلمان بعد از آمریکا بزرگترین کشور ارسال تسلیحات به اوکراین است. اکنون به نظر میرسد دیگر توان تامین انتظارات تسلیحاتی اوکراین را ندارد.
وزیر خارجه آلمان جملات صریح تری از ناتوانی تجهیز پدافند هوایی اوکراین نیز گفت؛ او با بیان اینکه اروپا بدون ایالات متحده نمیتواند از خود دفاع کند، افزود: «ما فقط میتوانیم به همراه ایالات متحده از خود دفاع کنیم، نه به تنهایی.» این گزاره صریح از سوی یوهان وادهفول نهتنها بیانگر وضعیت فوری امنیتی اروپا در قبال جنگ اوکراین است، بلکه بازتابی عمیق از بحران راهبردی دیرپای قاره سبز در زمینه «خوداتکایی امنیتی» محسوب میشود. بحرانی که طی دهههای گذشته بارها از سوی اندیشکدهها و تحلیلگران غربی هشدار داده شده اما هیچگاه به یک دگرگونی ساختاری منجر نشده است.
گزارش روزنامه گاردین از اتمام ذخایر پدافندی آلمان و وابستگی کامل سامانههای باقیمانده به تولیدات آمریکایی، تصویری عینی از شکاف میان آرمان «حاکمیت راهبردی اروپا» و واقعیتهای میدانی ارائه میدهد. این شکاف را میتوان محصول سه روند همزمان کاهش مستمر بودجههای دفاعی پس از جنگ سرد، اتکای ساختاری به چتر هستهای ایالات متحده و ناتوانی اتحادیه اروپا در تبدیل قدرت اقتصادی به ظرفیت سختافزاری نظامی دانست. اندیشکدههایی مانند شورای روابط خارجی اروپا و مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی طی سالهای اخیر بارها تأکید کردهاند که پروژه «استقلال راهبردی» بدون سرمایهگذاری کلان دفاعی و یکپارچگی صنعتی ممکن نیست. سخنان وزیر خارجه آلمان دقیقاً همین بنبست را آشکار میکند. اروپا حتی برای تداوم حمایت تسلیحاتی از اوکراین نیز به زنجیره تولید و اطلاعاتی آمریکا وابسته است.
در چنین شرایطی، مفهوم خوداتکایی امنیتی بیشتر به یک گفتمان سیاسی تا یک واقعیت عملیاتی شباهت دارد . نکته قابل توجه دیگر در اظهارات وادهفول، نقد صریح او به فرانسه است؛ کشوری که سنتاً پرچمدار ایده «اروپای مستقل» شناخته میشود. از دید بسیاری از تحلیلگران، اختلاف پاریس و برلین بر سر میزان هزینهکرد دفاعی و نحوه رابطه با واشنگتن، مهمترین مانع شکلگیری یک معماری امنیتی مستقل اروپایی است. فرانسه بر خودمختاری راهبردی تأکید میکند، اما سایر دولتها بهویژه کشورهای شرق اروپا امنیت خود را همچنان در چارچوب ناتو و پیوند با آمریکا تعریف میکنند. این دوگانگی، پروژه همگرایی دفاعی اروپا را در سطحی نمادین نگه داشته است.
در سطح نظری، وابستگی امنیتی اروپا را میتوان با رویکرد «وابستگی متقابل نامتقارن» توضیح داد. مفهومی که نشان میدهد هرچند دو سوی آتلانتیک به یکدیگر نیاز دارند، اما هزینه قطع این رابطه برای اروپا بهمراتب سنگینتر است. برتری اطلاعاتی، هستهای و فناورانه آمریکا به اذعان وزیر خارجه آلمان موجب شده ساختار بازدارندگی قاره اروپا عملاً بر پایه قدرت واشنگتن بنا شود. حتی تلاشهایی مانند سیاست امنیتی و دفاع مشترک اتحادیه اروپا یا ابتکارهای صنعتی دفاعی نیز نتوانستهاند این عدم توازن را تغییر دهند. از سوی دیگر رد .صریح چین بهعنوان جایگزین امنیتی، نشان میدهد اروپا در یک دوگانگی ژئوپلیتیکی ، نارضایتی از وابستگی به آمریکا، اما ناتوانی از تصور نظمی متفاوت گرفتار است. بسیاری از پژوهشگران روابط بینالملل معتقدند این وضعیت، اروپا را به «قدرتی ژئوپلیتیکی ناقص» تبدیل کرده ،بازیگری بزرگ در اقتصاد جهانی، اما محدود در تعیین سرنوشت امنیتی خود است. با این حال، جنگ اوکراین میتواند نقطه عطفی تاریخی باشد. افزایش بودجههای دفاعی آلمان، بحثهای تازه درباره بازدارندگی هستهای اروپایی و تلاش برای تقویت صنایع نظامی مشترک، همگی نشانههایی از یک بیداری تدریجیاند. پرسش کلیدی این است که آیا این تحولات به استقلال واقعی میانجامد یا صرفاً وابستگی به آمریکا را در قالبی نو بازتولید میکند.
سخنان وزیر خارجه آلمان را باید بیش از یک اظهار نظر مقطعی دانست. این سخنان اعترافی راهبردی به محدودیتهای قدرت اروپا است. خوداتکایی امنیتی بدون اراده سیاسی مشترک، سرمایهگذاری دفاعی پایدار و بازتعریف رابطه با آمریکا تحقق نخواهد یافت. تا زمانی که این شروط فراهم نشود، اروپا در میانه پرتنشترین جنگ قاره پس از جنگ جهانی دوم همچنان زیر سایه امنیتی واشنگتن باقی خواهد ماند. سایهای که هم ضامن بقا است و هم نشانهای از ناتوانی راهبردی است.
mm