رنج استعمار| اریتره؛ زیر سایه آپارتاید ایتالیایی، روایت تحقیر و مقاومت
https://parstoday.ir/fa/world-i35970-رنج_استعمار_اریتره_زیر_سایه_آپارتاید_ایتالیایی_روایت_تحقیر_و_مقاومت
پارس‌تودی- استعمار ایتالیا در اریتره صرفاً پروژه‌ای عمرانی یا گسترش نفوذ سیاسی نبود، بلکه نظامی مبتنی بر اشغال نظامی، تبعیض نژادی، سرکوب مقاومت و بهره‌کشی سازمان‌یافته از نیروی انسانی بود؛ نظامی که اوج تناقض‌های آن در سال ۱۹۳۸ و در قلب رم، با اقدام اعتراضی «زرای درس» (Zerai Deres) آشکار شد.
(last modified 2026-02-22T11:52:36+00:00 )
اسفند ۰۳, ۱۴۰۴ ۱۱:۵۶ Asia/Tehran
  • چکمه‌های استعمارگران بر سرزمین‌های آفریقا
    چکمه‌های استعمارگران بر سرزمین‌های آفریقا

پارس‌تودی- استعمار ایتالیا در اریتره صرفاً پروژه‌ای عمرانی یا گسترش نفوذ سیاسی نبود، بلکه نظامی مبتنی بر اشغال نظامی، تبعیض نژادی، سرکوب مقاومت و بهره‌کشی سازمان‌یافته از نیروی انسانی بود؛ نظامی که اوج تناقض‌های آن در سال ۱۹۳۸ و در قلب رم، با اقدام اعتراضی «زرای درس» (Zerai Deres) آشکار شد.

استعمار ایتالیا در اریتره، چنان‌که اسناد تاریخی نشان می‌دهد، از آغاز با منطق سلطه و تحمیل شکل گرفت؛ منطقی که نه بر رضایت مردم بومی، بلکه بر اشغال نظامی، قراردادهای نابرابر و ساختار تبعیض استوار بود. این نظام استعماری در دهه‌های بعد با تصویب قوانین نژادی ایتالیا و تثبیت برتری‌جویی فاشیستی، به الگویی از استعمار خشن و سلسله‌مراتبی تبدیل شد؛ الگویی که اعتراض ۱۹۳۸ در رم تنها یکی از نشانه‌های انفجار درونی آن بود.

حضور ایتالیا در سواحل دریای سرخ با خرید بندر عَصَب (Assab) در سال ۱۸۶۹ آغاز شد و در ۱۸۸۲ به کنترل دولت پادشاهی ایتالیا درآمد. در سال ۱۸۸۵ نیروهای ایتالیایی بندر ماساوا را اشغال کردند و به‌تدریج نفوذ خود را به مناطق داخلی گسترش دادند. با امضای «پیمان ووچاله» (Treaty of Wuchale) در ۱۸۸۹، که تفسیر متفاوت بند ۱۷ آن به بحران دیپلماتیک میان ایتالیا و اتیوپی انجامید، ایتالیا پایه حقوقی مورد ادعای خود را برای سلطه بر این سرزمین تثبیت کرد و در اول ژانویه ۱۸۹۰ مستعمره «اریتره ایتالیا» را اعلام نمود. از همان ابتدا، اداره این سرزمین ماهیتی نظامی داشت و ساختار قدرت در دست فرمانداران منصوب رم بود.

در دهه‌های نخست، سیاست استعمار مهاجرنشین دنبال شد. آسمارا به پایتخت اداری بدل گردید و با مهاجرت گسترده شهروندان ایتالیایی، ترکیب جمعیتی شهر تغییر یافت؛ به‌طوری‌که طبق داده‌های موجود، در آستانه جنگ جهانی دوم حدود ۷۰ تا ۷۵ هزار ایتالیایی در اریتره زندگی می‌کردند و آسمارا به یکی از مراکز اصلی حضور مهاجران اروپایی در آفریقا تبدیل شده بود. این مهاجرت نه صرفاً یک جابه‌جایی جمعیتی، بلکه ابزاری برای تثبیت سلطه سیاسی و اقتصادی بود؛ زمین، سرمایه و مشاغل کلیدی عمدتاً در اختیار مهاجران قرار داشت و بومیان در سطوح پایین‌تر اداری و نظامی باقی می‌ماندند.

با روی کار آمدن رژیم «بنیتو موسولینی» در سال ۱۹۲۲، سیاست‌های تبعیض‌آمیز شکلی رسمی و ایدئولوژیک‌تر به خود گرفت. قوانین نژادی ایتالیا در سال ۱۹۳۸ ازدواج میان ایتالیایی‌ها و آفریقایی‌ها را ممنوع اعلام کرد، روابط موسوم به «ماداماتو» را جرم‌انگاری نمود و برتری نژاد ایتالیایی را در مستعمرات تثبیت کرد. این قوانین نه‌تنها روابط اجتماعی را محدود ساخت، بلکه بومیان را از دسترسی برابر به آموزش، مناصب دولتی و بسیاری از حقوق مدنی محروم کرد. در نتیجه، ساختار حقوقی مستعمره به نظامی آپارتایدگونه بدل شد که در آن تابعیت و رنگ پوست تعیین‌کننده جایگاه اجتماعی بود.

در حوزه اقتصادی نیز پروژه‌های زیربنایی، از جمله راه‌آهن «آسمارا–ماساوا» و توسعه شهری، عمدتاً در خدمت منافع نظامی و اقتصادی ایتالیا قرار داشت. نیروی کار بومی، از جمله نیروهای آسکاری، به شکل گسترده در این پروژه‌ها و ساختار نظامی به کار گرفته می‌شد. اریتره همچنین به پایگاه استراتژیک عملیات نظامی ایتالیا در شاخ آفریقا بدل شد. در جریان جنگ دوم ایتالیا و اتیوپی، نیروهای ایتالیایی از خاک اریتره برای تهاجم به اتیوپی استفاده کردند. در این جنگ، ارتش ایتالیا از سلاح‌های شیمیایی، از جمله گاز خردل، بهره برد؛ اقدامی که نقض آشکار حقوق بین‌الملل محسوب می‌شد.

نکته مهم آن است که «اریتره ایتالیا» در این جنگ صرفاً یک منطقه پشتیبانی نبود، بلکه به مرکز اصلی تدارکات، استقرار نیرو و عملیات هوایی در جبهه شمالی تبدیل شده بود. بخش قابل توجهی از پیشروی نظامی ایتالیا از مرزهای جنوبی اریتره آغاز شد و پایگاه‌های هوایی مستقر در این مستعمره نقشی تعیین‌کننده در اجرای بمباران‌ها داشتند. هواپیماهایی که از این پایگاه‌ها به پرواز درمی‌آمدند، در جریان پیشروی به داخل خاک اتیوپی از سلاح‌های شیمیایی استفاده کردند. هرچند حملات شیمیایی در داخل خاک اریتره انجام نشد، اما تبدیل این سرزمین به سکوی پرتاب جنگ شیمیایی، آن را به بخشی از زیرساخت اجرایی یکی از آشکارترین جنایات جنگی قرن بیستم بدل کرد؛ موضوعی که نشان می‌دهد اریتره نه‌فقط یک مستعمره اداری، بلکه حلقه‌ای اساسی در ماشین جنگی رژیم فاشیستی ایتالیا بود. اگرچه بخش اعظم این جنایات در خاک اتیوپی رخ داد، اما نقش لجستیکی و عملیاتی اریتره در این جنگ انکارناپذیر است.

در چنین فضایی از تبعیض نهادینه‌شده و خشونت ساختاری، رویداد ۱۵ ژوئن ۱۹۳۸ در رم معنایی فراتر از یک حادثه فردی یافت. در آن روز، «زرای درس» (Zerai Deres)، سرباز اریتره‌ایِ خدمت‌کرده در واحدهای استعماری ایتالیا، در میدان «پیاتزا دی چنکوچنتو» (Piazza dei Cinquecento) و در برابر بنای یادبود «نبرد دوگالی» (Battle of Dogali) دست به اقدام اعتراضی زد. این بنا که به «ابلیسک دوگالی» (Obelisk of Dogali) نیز شناخته می‌شود، یادبود سربازان ایتالیایی کشته‌شده در نبرد سال ۱۸۸۷ با نیروهای اتیوپی بود و در روایت رسمی فاشیستی نماد «فداکاری برای امپراتوری» به شمار می‌رفت.

بر اساس روایت‌های تاریخی، «زرای درس» شعارهایی با مضامین ضد‌استعماری سر داد و اعتراض خود را علیه سلطه ایتالیا بر سرزمین‌های آفریقایی آشکارا فریاد زد. واکنش دستگاه قضایی ایتالیا اما قابل تأمل بود. دادگاه، به جای محاکمه عادی، او را از نظر روانی «نامتعادل» اعلام کرد و به بیمارستان روان‌پزشکی منتقل نمود؛ جایی که تا پایان عمر، یعنی سال ۱۹۴۵، در آن نگهداری شد. در حقیقت مقامات ایتالیا این تصمیم را برای جلوگیری از تبدیل شدن «زرای درس» به چهره‌ای الهام‌بخش در میان مردم مستعمرات انجام دادند؛ زیرا نسبت دادن اقدام او به «اختلال روانی» می‌توانست از سیاسی‌شدن ماجرا و شکل‌گیری موج همدلی عمومی جلوگیری کند. با این حال، در حافظه تاریخی اریتره، «زرای درس» به نماد مقاومت ضد‌استعماری تبدیل شد و پس از استقلال اریتره ، مجسمه‌هایی به یاد او در آسمارا نصب گردید.

ad