اذعان به گسست تاریخی میان اروپا و آمریکا؛ پایان یک دوران یا آغاز تولد اروپای جدید؟
اردیبهشت ۱۷, ۱۴۰۵ ۱۷:۳۶ Asia/Tehran
-
فردریش مرتس، صدراعظم آلمان
پارس تودی - فریدریش مرتس صدراعظم آلمان در اظهاراتی جدید گسست تاریخی میان اروپا و آمریکا را بسیار سریع توصیف کرد.
صدراعظم آلمان در مصاحبهای با شبکه زد دی اف، از یک تجربه تاریخی در خصوص شکاف و اختلاف میان اروپا و آمریکا سخن گفت؛ او گفت: «ما شاهد یک گسست عمیق تاریخی هستیم، از آن نوعی که هر نسل تنها یکبار در طول زندگی خود تجربه میکند. ما، نسلی که پس از جنگ جهانی دوم متولد شدهایم، تا امروز صرفاً خوششانس بودهایم.»
به گزارش پارس تودی، این سخنان فردریش مرتس صدراعظم آلمان بازتاب گستردهای در سطح محافل سیاسی و رسانه ای داشت. صدراعظم آلمان در اولین سالگرد به قدرت رسیدنش از گسست تاریخی با آمریکا سخن گفت.
مرتس با لحنی هشداردهنده و تأملبرانگیز تصریح کرد که اکنون ۸۰ سال پس از پایان جنگ جهانی دوم آن گسست تاریخی فرا رسیده است؛ گسستی که به باور او بسیار سریع و گاهی «بسیار غیردوستانه» پیش میرود.
اما این «گسست» دقیقاً چیست و چرا صدراعظم قدرتمندترین اقتصاد اروپا چنین تعبیری را به کار میبرد؟ پاسخ را باید در تحولات هفتههای اخیر جستجو کرد، جایی که تنش میان واشنگتن و برلین به سطحی بیسابقه از زمان جنگ سرد رسید.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اقدامی که بسیاری از تحلیلگران آن را «تنبیه راهبردی» آلمان توصیف کردهاند، دستور خروج ۵ هزار سرباز آمریکایی از خاک آلمان و لغو استقرار موشکهای کروز در این کشور را صادر کرده است. این تصمیم تنها یک اقدام تاکتیکی نبود، پیامی روشن به اروپا داشت که دیگر نمیتوانید روی چتر امنیتی رایگان آمریکا حساب کنید.
بنیانگذاران اتحادیه اروپا پس از دو جنگ جهانی، معماری جدیدی برای قاره اروپا ترسیم کردند. در این معماری دولتهای پیروز جنگ جهانی دوم، آلمان را از داشتن یک ارتش قوی محروم کردند. این محرومیت موجب شد آلمان به غول صادرات، لوکوموتیو اقتصادی و بانکدار اروپا تبدیل شود. ضمن اینکه از چتر امنیتی ناتو نیز برخوردار شد.
وابستگی به سپر دفاعی آمریکا، در کنار دریافت انرژی ارزان از روسیه ، مثلثی از راحتی و رفاه برای این کشور ایجاد کرد که اکنون در حال فروپاشی است. جنگ اوکراین خط لولههای انرژی را از کار انداخت و گسست ترامپ-مرتس، پایههای امنیتی آلمان را لرزاند.
به تعبیر مارک لئونارد، اندیشمند ارشد شورای روابط خارجی اروپا (ECFR)، دنیا از «بیقانونی» به «بینظمی مطلق» تغییر ماهیت داده است . یعنی فقط نبود قانون مشکل نیست، بلکه خود مفهوم نظم در حال ناپدید شدن است. در چنین جهان هرجومرج مانندی، کشوری مثل آلمان که فلسفه وجودی خود را بر تجارت و قدرت نرم بنا کرده، بیدفاع و بیپناه میماند.
اندیشکدههای معتبر جهان در هفتههای اخیر یادداشتهای متعددی در تحلیل این گسست منتشر کردهاند. مؤسسه روابط بینالمللی برلین (SWP) در گزارشی با عنوان «اروپا در میان دو غول» هشدار داده که عدم اتخاذ تصمیمات فوری، اروپا را به قلمروی انفعالی تبدیل خواهد کرد که منافعش توسط واشنگتن و پکن تعیین میشود . بنیاد کُربِر (Körber Foundation) در نظرسنجی جدید خود نشان داده که ۶۷ درصد آلمانیها معتقدند اروپا باید مسیر دفاعی و سیاست خارجی مستقلی از آمریکا دنبال کند رقمی که نسبت به دو سال قبل ۲۳ درصد افزایش یافته است و این آمار نشان میدهد که مرتس صرفاً یک تحلیل شخصی را مطرح نکرده، بلکه خواست جمعی بخش بزرگی از جامعه آلمان را مطرح کرده است.
از سوی دیگر، شورای آتلانتیک (Atlantic Council) با نگاهی هشدارآمیز نوشته که گسست کنونی برای آمریکا نیز خطرناک است، زیرا اگر اروپا از دایره نفوذ واشنگتن خارج شود، ایالات متحده در رقابت با چین یک متحد استراتژیک قدرتمند را از دست خواهد داد. اظهارات صریح مرتس در حالی مطرح میشود که جایگاه داخلی او در شکنندهترین وضعیت ممکن قرار دارد؛ تنها ۱۹ درصد از آلمانیها از عملکرد او رضایت دارند که پایینترین میزان محبوبیت برای یک صدراعظم در این کشور است . ائتلاف سهگانه حاکم بر آلمان یعنی حزب دموکرات مسیحی ،حزب سوسیال دموکرات (SPD) و سبزها (Greens) روزبهروز شکنندهتر میشود، بهطوری که اختلافات بر سر بودجه دفاعی، مهاجرت و انتقال انرژی به بنبست رسیده و منتقدان داخلی مرتس را به «بلاهت در عمل» و «تندخویی در گفتار» متهم میکنند .
هفتهنامه اشپیگل در گزارشی تحلیلی نوشت: «مرتس وعده حکمرانی میدهد اما در عمل درمانده است. او بحران را به درستی تشخیص میدهد اما راهبردی برای برونرفت از آن ندارد.» صنعت خودروسازی آلمان که ستون فقرات اقتصاد این کشور است در محاصره تعرفههای ترامپ و رقابت شدید تولیدکنندگان چینی قرار گرفته و هزاران شغل در معرض خطر هستند. توماس کلی، کارشناس ارشد مؤسسه مارشال آلمان (GMF) معتقد است: «لحظه کنونی، ثانیه سقوط دیوار برلین برای اروپا است نه از نظر سمبلیک، بلکه از نظر تاریخی. دیوار وابستگی اروپا به آمریکا اکنون در حال فروریختن است» .
در سطح اروپا، گفتگوها برای تشکیل «ارتش اروپایی» مستقل از ناتو شدت گرفته است ایدهای که سالها تنها در حاشیه مطرح میشد و اکنون به متن بحث تبدیل شده است . اما اروپا برای رسیدن به پیمان امنیتی جمعی مستقل از آمریکا راه دشوار و پیچیده ای پیش روی دارد و مهمترین آن فقدان سیاست خارجی و امنیتی مشترک است. کشورهای اروپایی آنچنان که در عرصه اقتصادی و تجاری توانسته اند با هزینه و فایده در اتحادیه اروپا کنار هم بیایند اما در درک مفهوم امنیت و تهدید اختلاف نظر عمیقی دارند. این در حالی است که لازمه هر پیمان امنیتی، سیاست خارجی و امنیتی مشترک است. اظهارات فریدریش مرتس مبنی بر «گسست تاریخی» را نمیتوان به سادگی یک واکنش آنی به سیاستهای ترامپ تلقی کرد، بلکه این سخنان تشخیص واقعیتی عمیقتر است، جهان دوقطبی دوران جنگ سرد و جهان تکقطبی دهه ۱۹۹۰ برای همیشه جای خود را به جهانی داده که در آن هیچ کشوری نمیتواند روی اتحادهای از پیش تعیینشده حساب باز کند.
mm
در سطح اروپا، گفتگوها برای تشکیل «ارتش اروپایی» مستقل از ناتو شدت گرفته است ایدهای که سالها تنها در حاشیه مطرح میشد و اکنون به متن بحث تبدیل شده است . اما اروپا برای رسیدن به پیمان امنیتی جمعی مستقل از آمریکا راه دشوار و پیچیده ای پیش روی دارد و مهمترین آن فقدان سیاست خارجی و امنیتی مشترک است. کشورهای اروپایی آنچنان که در عرصه اقتصادی و تجاری توانسته اند با هزینه و فایده در اتحادیه اروپا کنار هم بیایند اما در درک مفهوم امنیت و تهدید اختلاف نظر عمیقی دارند. این در حالی است که لازمه هر پیمان امنیتی، سیاست خارجی و امنیتی مشترک است. اظهارات فریدریش مرتس مبنی بر «گسست تاریخی» را نمیتوان به سادگی یک واکنش آنی به سیاستهای ترامپ تلقی کرد، بلکه این سخنان تشخیص واقعیتی عمیقتر است، جهان دوقطبی دوران جنگ سرد و جهان تکقطبی دهه ۱۹۹۰ برای همیشه جای خود را به جهانی داده که در آن هیچ کشوری نمیتواند روی اتحادهای از پیش تعیینشده حساب باز کند.
mm
کلیدواژه