چرا اروپا به دنبال بازتعریف روابط خود با چین است؟
خرداد ۱۴, ۱۴۰۵ ۱۴:۰۶ Asia/Tehran
-
چین و اتحادیه اروپا
پارس تودی - فرانسه و چهار کشور دیگر اروپایی، در آستانه نشست راهبردی کمیسیون اروپا درباره چین، ایجاد ابزارهای جدید دفاع تجاری برای حمایت از صنایع اروپایی و مقابله با رقابت شرکتهای مورد حمایت دولت پکن را خواستار شدند.
این خبر در ظاهر تنها یک اختلاف تجاری میان دو شریک بزرگ اقتصادی جهان به نظر میرسد، اما در واقع نشانهای از یک تحول عمیقتر در ساختار روابط چین و اتحادیه اروپا است. تحولی که میتواند یکی از مهمترین بازآراییهای ژئواکونومیک جهان در دهه پیش رو را رقم بزند.
برای درک اهمیت این تحول باید فراتر از مناقشههای جاری بر سر تعرفهها، خودروهای برقی یا فولاد نگاه کرد. آنچه امروز در بروکسل جریان دارد، بازتاب نگرانی فزاینده اروپا از کاهش قدرت رقابتپذیری صنعتی خود در برابر چین است. طی دو دهه گذشته، چین با اجرای سیاستهای صنعتی بلندمدت، سرمایهگذاری گسترده در زیرساختها، توسعه فناوریهای نوظهور و حمایت سازمانیافته از صنایع راهبردی توانست خود را از یک مرکز تولید کالاهای کمارزش به یکی از مهمترین قدرتهای صنعتی و فناورانه جهان تبدیل کند.
اکنون بسیاری از صنایع اروپایی با رقیبی مواجه هستند که با هزینه تولید پایینتر بازار اروپا را تسخیر کرده است. کسری تجاری حدود ۳۶۰ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا با چین در سال ۲۰۲۵، به نماد این نگرانی تبدیل شده است. بسیاری از سیاستمداران اروپایی این کسری تجاری را نشانهای از عدم توازن ساختاری در روابط اقتصادی با چین میدانند.
آنچه نگرانی بروکسل را تشدید کرده، تنها حجم صادرات چین نیست، بلکه تغییر ماهیت این صادرات است. در گذشته اروپا عمدتاً کالاهای مصرفی ارزانقیمت از چین وارد میکرد، اما اکنون بخش مهمی از صادرات چین به اروپا شامل خودروهای برقی، باتریهای لیتیومی، پنلهای خورشیدی و فناوریهای پیشرفته است؛ همان حوزههایی که قرار بود موتور رشد اقتصادی اروپا در عصر گذار سبز باشند. چین از یک شریک تجاری به رقیبی مستقیم برای آینده صنعتی اروپا تبدیل شده است.
در همین چارچوب باید درخواست فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، هلند و لیتوانی برای ایجاد ابزارهای جدید دفاع تجاری را ارزیابی کرد. این کشورها معتقدند قواعد سنتی تجارت آزاد دیگر پاسخگوی رقابت با اقتصادهایی نیست که از حمایتهای گسترده دولتی برخوردارند. از این رو خواستار آن هستند که اتحادیه اروپا بتواند با استناد به ملاحظات امنیت اقتصادی و امنیت ملی، تعرفههای جدید وضع کند، سهمیههای وارداتی اعمال نماید و از صنایع حساس خود حمایت بیشتری به عمل آورد.
این رویکرد در واقع بازتاب گذار اروپا از منطق کلاسیک تجارت آزاد به سمت نوعی حمایتگرایی راهبردی است؛ روندی که پیش از این در ایالات متحده نیز مشاهده شده بود. با این حال، مسئله تنها به رقابت اقتصادی محدود نمیشود. تجربه جنگ اوکراین و وابستگی اروپا به انرژی روسیه، نگرش رهبران اروپایی به موضوع وابستگیهای اقتصادی را بهطور بنیادین تغییر داده است. اکنون در بروکسل این نگرانی وجود دارد که وابستگی بیش از حد به چین در حوزه مواد معدنی کمیاب، باتریها، تراشهها و فناوریهای پیشرفته میتواند در آینده به یک آسیبپذیری راهبردی تبدیل شود. محدودیتهای صادراتی چین بر برخی مواد معدنی حیاتی در سالهای اخیر نیز این نگرانی را تقویت کرده است.
در همین راستا، سیاست «کاهش ریسک» که از سوی کمیسیون اروپا مطرح شده، در واقع تلاشی برای کاهش وابستگیهای حساس بدون قطع کامل روابط اقتصادی با چین است. در مقابل، چین این اقدامات را نشانهای از افزایش حمایتگرایی در اروپا میداند و هشدار داده است که در برابر هرگونه محدودیت جدید، اقدامات متقابل انجام خواهد داد. پکن معتقد است بسیاری از اتهامات مطرحشده درباره مازاد ظرفیت تولید یا رقابت ناعادلانه، بیش از آنکه ریشه اقتصادی داشته باشند، تحت تأثیر فضای ژئوپلیتیکی و رقابت قدرتهای بزرگ قرار گرفتهاند. از نگاه چین، صادرات خودروهای برقی، باتری و فناوریهای سبز پاسخی به تقاضای واقعی بازارهای جهانی و نیاز اروپا به گذار انرژی است و محدود کردن این صادرات تنها هزینههای مصرفکنندگان اروپایی را افزایش خواهد داد.
با وجود این، مهمترین مانع در مسیر تدوین یک سیاست واحد اروپایی همچنان اختلافات داخلی در اتحادیه اروپا است. فرانسه خواهان رویکردی سختگیرانهتر است، اما آلمان که بزرگترین اقتصاد اروپا محسوب میشود، همچنان نسبت به پیامدهای یک رویارویی گسترده تجاری با چین محتاط است. شرکتهای بزرگ آلمانی بخش مهمی از درآمد خود را از بازار چین به دست میآورند و نگراناند که تشدید تنشها به اقدامات تلافیجویانه پکن منجر شود. همین اختلاف دیدگاهها موجب شده است که اتحادیه اروپا هنوز نتواند به اجماع کاملی درباره نحوه مواجهه با چین دست یابد.
در مجموع، آنچه امروز میان بروکسل و پکن در جریان است اختلاف بر سر تعرفهها یا کسری تجاری نیست. اروپا در حال بازنگری در یکی از بنیادیترین مفروضات اقتصادی سه دهه گذشته خود است؛ این فرض که وابستگی اقتصادی متقابل همواره به ثبات و منفعت مشترک منجر میشود. اکنون امنیت اقتصادی، رقابتپذیری صنعتی و ملاحظات ژئوپلیتیکی به اندازه تجارت و سرمایهگذاری اهمیت یافتهاند.
از همین رو، آینده روابط چین و اتحادیه اروپا نه در مسیر همکاری نامحدود گذشته قرار دارد و نه در مسیر یک جنگ تجاری تمامعیار. محتملترین سناریو، ورود دو طرف به دورهای از رقابت مدیریتشده است؛ دورهای که در آن اقتصاد بیش از هر زمان دیگری به ابزاری برای اعمال قدرت و تأمین منافع راهبردی تبدیل خواهد شد و سرنوشت آن میتواند بر شکلگیری نظم اقتصادی جهان در دهههای آینده تأثیر عمیقی بر جای بگذارد.
mm
از همین رو، آینده روابط چین و اتحادیه اروپا نه در مسیر همکاری نامحدود گذشته قرار دارد و نه در مسیر یک جنگ تجاری تمامعیار. محتملترین سناریو، ورود دو طرف به دورهای از رقابت مدیریتشده است؛ دورهای که در آن اقتصاد بیش از هر زمان دیگری به ابزاری برای اعمال قدرت و تأمین منافع راهبردی تبدیل خواهد شد و سرنوشت آن میتواند بر شکلگیری نظم اقتصادی جهان در دهههای آینده تأثیر عمیقی بر جای بگذارد.
mm
کلیدواژه