تفسیر | چرا لابی صهیونیسم در آمریکا دیگر مانند گذشته اثرگذار نیست؟
-
پیروزی عبدالرحمن السید در انتخابات مقدماتی دموکراتهای میشیگان
پارستودی- پیروزی عبدالرحمن السید در انتخابات مقدماتی دموکراتهای میشیگان، نخستین شکست آشکار این تصور بود که پول، لابی و تبلیغات منفی همواره میتوانند نتیجه سیاست را در آمریکا تعیین کنند.
رقابت مقدماتی حزب دموکرات برای کرسی سنای ایالت میشیگان، در ظاهر تنها یکی از دهها رقابت انتخاباتی درون حزبی پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا بود، اما در واقع، به صحنهای برای آزمون توازن قدرت میان ساختار سنتی سیاست آمریکا و جریان نوظهور مترقی تبدیل شد. نتیجه این رقابت، فراتر از تعیین نامزد یک حزب، حامل پیامی درباره دگرگونی تدریجی افکار عمومی آمریکا، بهویژه در قبال جنگ غزه، نفوذ لابیهای سیاسی و آینده حزب دموکرات است.
عبدالرحمن السید، پزشک و مدیر پیشین حوزه بهداشت عمومی، در شرایطی موفق شد بر هیلی استیونز، چهره مورد حمایت بخش مهمی از تشکیلات سنتی دموکراتها، غلبه کند که رقیب او از حمایت گسترده مالی و سیاسی برخوردار بود. دهها میلیون دلار از سوی گروههای نزدیک به لابیهای حامی رژیم اسرائیل، بهویژه آیپک، برای جلوگیری از پیروزی او هزینه شد. در کنار این حمایت مالی، بسیاری از چهرههای بانفوذ حزب دموکرات نیز از استیونز حمایت کردند. با این حال، نتیجه نهایی نشان داد که حجم هزینههای انتخاباتی، دیگر تضمینکننده پیروزی نیست.
آنچه این انتخابات را به یک نقطه عطف تبدیل میکند، صرفاً شکست یک نامزد یا ناکامی یک لابی نیست آشکار شدن تغییری عمیق در رفتار سیاسی بخشی از جامعه آمریکا است. پس از نزدیک به سه سال جنگ غزه، مسئله حمایت بیقیدوشرط واشنگتن از تلآویو، از یک موضوع سیاست خارجی به مسئلهای داخلی در آمریکا تبدیل شده است. نسل جوان، رأیدهندگان مترقی، بخش مهمی از مسلمانان و عربتبارهای آمریکا و حتی گروهی از رأیدهندگان مستقل، اکنون سیاست خاورمیانهای دولت آمریکا را بخشی از ارزیابی خود درباره نامزدهای انتخاباتی میدانند.
در این میان، میشیگان جایگاهی ویژه دارد. این ایالت یکی از مهمترین ایالتهای رقابتی آمریکا محسوب میشود و بزرگترین جمعیت عربتبار و یکی از بزرگترین جوامع مسلمان این کشور را نیز در خود جای داده است. همین ویژگی باعث شد جنگ غزه و سیاست آمریکا در قبال رژیم صهیونیستی برخلاف بسیاری از انتخابات گذشته به یکی از محورهای اصلی رقابت تبدیل شود. رأیدهندگان در این ایالت تنها درباره اقتصاد، مالیات یا بیمه درمانی تصمیم نگرفتند. آنها درباره جهتگیری اخلاقی و سیاسی آمریکا نیز رأی دادند.
نکته مهمتر، ناکارآمدی نسبی راهبرد سنتی لابیهای سیاسی بود. طی دهههای گذشته، آیپک بزرگترین و موثرترین لابی صهیونیسم در انتخابات آمریکا به شمار میرفت و با سرمایهگذاری سنگین توانسته بود بسیاری از منتقدان سیاستهای رژیم صهیونیستی را از صحنه رقابت حذف کند. روزنامه «هاآرتص» مجموع هزینهکرد در حمایت از استیونز را حدود ۶۰ میلیون دلار اعلام کرد که بیش از ۳۰ میلیون دلار آن از سوی آیپک تأمین شده بود. این روزنامه، رقابت میشیگان را گرانترین انتخابات مقدماتی تاریخ آمریکا توصیف کرد.
اما انتخابات درون حزبی دموکراتهای میشیگان نشان داد که افزایش هزینههای تبلیغاتی، در شرایطی که افکار عمومی دچار تغییر شده باشد، نهتنها الزاماً مؤثر نیست، بلکه حتی میتواند نتیجه معکوس ایجاد کند. هنگامی که رأیدهندگان احساس کنند منابع مالی بیرونی در حال مهندسی نتیجه انتخابات هستند، احتمال شکلگیری واکنش اعتراضی افزایش مییابد. رخدادی که بسیاری از تحلیلگران آمریکایی نیز به آن اشاره کردهاند.
واکنش تند دونالد ترامپ به پیروزی السید نیز از همین منظر قابل ارزیابی است. استفاده از برچسبهایی مانند «کمونیست» یا متهم کردن منتقدان سیاستهای رژیم صهیونیستی به دشمنی با یهودیان، سالها بخشی از ادبیات سیاسی آمریکا بوده است. اما تکرار این ادبیات، بیش از گذشته نشانه دشواری دفاع از وضع موجود است. فضای سیاسی آمریکا دیگر مانند گذشته یکدست نیست و شکاف بر سر سیاست خاورمیانه، اکنون به درون هر دو حزب اصلی نیز کشیده شده است.
در سوی دیگر، پیروزی السید را باید در امتداد روندی دانست که طی سالهای اخیر با قدرت گرفتن چهرههای مترقی در حزب دموکرات شکل گرفته است. این جریان میکوشد اولویت سیاست آمریکا را از مداخلات خارجی به مسائل داخلی، از افزایش بودجههای نظامی به سرمایهگذاری در سلامت، آموزش و زیرساختها منتقل کند. موفقیت عبدالرحمن السید، صرفنظر از نتیجه انتخابات نهایی نوامبر، نشان میدهد این گفتمان دیگر یک صدای حاشیهای نیست، بلکه به بخشی از رقابت اصلی قدرت در آمریکا تبدیل شده است.
mm