تفسیر | نتیجه ادامه جنگ؛ آمریکای ضعیفتر و ایران قویتر
-
کریس مورفی سناتور ایالت کانتیکت در سنای ایالات متحده آمریکا
پارستودی- سناتور آمریکایی اذعان کرد که با ادامه جنگ، آمریکا ضعیفتر و ایران قویتر میشود.
سناتور دموکرات کریس مورفی اذعان کرد که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا جنگ را باخته و با ادامه درگیری نظامی ایالات متحده ضعیفتر و ایران قویتر میشود. این سناتور ایالت کانتیکت یکشنبه در مصاحبهای با شبکه انبیسی نیوز اظهار کرد: من از توافقی برای پایان دادن به این جنگ و بازگشایی تنگه هرمز حمایت خواهم کرد. من آمادهام از یک توافق بد برای پایان دادن به این جنگ و بازگشایی تنگه حمایت کنم زیرا تنها توافق موجود در این برهه از زمان، یک توافق بد و وحشتناک است.
مورفی که عضو کمیته روابط خارجی سناست، افزود: ترامپ با گزینههای ضعیفی روبرو است، بنابراین باید راهی برای ثبات بازارها و کاهش هزینهها برای آمریکاییهای عادی پیدا کند.وی تاکید کرد: جنگ باید پایان یابد زیرا هر روزی که جنگ ادامه مییابد، آمریکا ضعیفتر، ایران قویتر و مردم اینجا در ایالات متحده با افزایش قیمتها دچار مشکل میشوند.
سخنان این سناتور دموکرات مشهور آمریکایی صرفاً یک موضعگیری حزبی نیست، بلکه ارزیابی راهبردی از جنگی است که نزدیک به شش ماه ادامه داشته است. برای درک عمق این تحلیل، باید از سه زاویه فرسایش نظامی، هزینه های اقتصادی و بن بست استراتژیک به علل افول آمریکا و همزمان، صعود ایران در این درگیری نگاه کرد.
سه رکن افول آمریکا در جنگ علیه ایران را می توان برشمرد:
۱. فرسایش نظامی با تهی شدن انبارهای مهمات و آسیب پذیری راهبردی: جنگهای مدرن با شدت بالا، مصرف سرسام آوری از مهمات دقیق دارند. مورفی در این گفت وگو فاش کرد که آمریکا نزدیک به ۸۰ درصد از موشک های رهگیر و بخش عمدهای از موشک های تاماهاوک خود را از دست داده است. این یعنی سامانه های پدافندی ایالات متحده و متحدانش با خلأ جدی روبهرو شده اند. به گفته مورفی، این توسعه نظامی افراطی «به روسیه و چین این جرأت را می دهد که کارهایی را تصور کنند که قبلاً نمی توانستند، چون ما توان محافظت از خود و متحدان مان را نداریم». به عبارت دیگر، جنگی که برای مهار ایران طراحی شد، عملاً توان آمریکا را برای رویارویی با تهدیدات دیگر در جهان کاهش داده است.
۲. هزینه های اقتصادی از میدان نبرد تا سفره مردم آمریکا: پیامدهای اقتصادی جنگ، از بودجه پنتاگون فراتر رفته و به زندگی روزمره شهروندان آمریکایی رسیده است. مورفی تأکید کرد که هر روز تداوم جنگ، به معنای گران تر شدن کالاها برای خانواده های آمریکایی است. او با مثالی روشن وضعیت را تشریح کرد: امسال، هزینه تهیه غذای مدرسه برای هر دانش آموز نسبت به سال قبل ۴۰۰۰ دلار افزایش یافته که عمدتاً ناشی از همین جنگ است. بسته شدن تنگه هرمز که نزدیک به یک پنجم نفت جهان از آن عبور می کند ، مستقیماً قیمت انرژی را بالا برده و تورم سراسری را درآمریکا دامن زده است. بر اساس نظرسنجی ها، حدود ۷۰ درصد آمریکایی ها خواستار پایان جنگ هستند و بسیاری از خانواده ها در آستانه ورشکستگی مالی قرار گرفته اند.
۳. بن بست راهبردی با گرفتار شدن در باتلاقی بدون خروج: پس از شش ماه درگیری با ایران ، وضعیت به یک بن بست کامل تبدیل شده است. ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، به طور محرمانه به کاخ سفید هشدار داده که باید «راه خروج» یافت و پذیرفته که تشدید اقدامات نظامی نه تنها ثمربخش نیست، بلکه با قدرت هوایی صرف نمی توان به اهداف تعیین شده دست یافت. آمریکا در این مدت تقریباً ۴۰ روز بمباران سنگین، دو ماه محاصره دریایی وادامه آن پس از وقفه ای کوتاه، امضای تفاهمنامه موقت، و ۱۳ روز حملات نقطه ای مستمر را تجربه کرد ، اما هیچ یک از این تاکتیک ها نتوانست تهران را به زانو درآورد. سرهنگ بازنشسته ارتش، دانیل دیویس، در تحلیلی نوشت: «آمریکا جنگ با ایران را در سطح راهبردی باخته است. هر اقدامی که از این به بعد انجام دهیم، نمیتواند این نتیجه را معکوس کند.»
این در حالی است که ایران در این جنگ سه ستون قدرت افزایی را به دست آورد:
۱. اهرم ژئوپلیتیک با تسلط بر تنگه هرمز: قوی ترین سلاح ایران در این نبرد، موشک نیست، بلکه موقعیت جغرافیایی آن است. در برابر برتری هوایی و دریایی آمریکا، ایران از مؤثرترین ابزار نامتقارن خود یعنی کنترل بر تنگه هرمزبه طور موثری بهره می برد. تهران به روشنی اعلام کرده که تا زمانی که شروط ایران پذیرفته نشود، این تنگه باز نخواهد شد. این شروط عبارت از رفع تحریم ها، توقف جنگ، پایان محاصره بنادر ایران، جبران خسارت های جنگی، و آزادسازی بدون قید و شرط دارایی های بلوکه شده ایران هستند.
۲. تاب آوری نظامی بابهره گیری از شهرهای موشکی زیرزمینی و توان جنگ فرسایشی: استراتژی نظامی ایران بر یک اصل کلیدی استوار است: آمریکا نمی تواند با حملات هوایی، زیرساخت های نظامی و هستهای آن را به طور کامل نابود کند. ایران در طول دو دهه، شبکه ای گسترده از تأسیسات زیرزمینی یعنی«شهرهای موشکی» را ساخته که محل انبار، پرتاب و حتی تولید مستمر پهپادهای دوربرد و موشک های بالستیک هستند. به اعتقاد دیویس، «هیچ عملیات بمباران متعارفی هرچند شدید و طولانی قادر به نابودی تمام تأسیسات زیرزمینی ایران نخواهد بود.» این عمق راهبردی به ایران امکان می دهد بدون از دست دادن قدرت پاسخ دهی، جنگ را به مرحله ای بکشاند که برای آمریکا بسیار گران تمام شود.
۳. ارتقای جایگاه ژئوپلیتیکی از یک بازیگر منطقه ای به یک رقیب جهانی: ادامه جنگ، نه تنها قدرت ایران را در داخل حفظ کرده، بلکه معادلات منطقه ای را نیز دگرگون ساخته است. تحلیلگران معتقدند استراتژی آمریکا در غرب آسیا شکست خورده و این جنگ به «یک فاجعه راهبردی عظیم» بدل شده است. ایران نه تنها تضعیف نشده، بلکه بسیاری از خلأهای اطلاعاتی و نفوذ منطقه ای را نیز پر کرده و جایگاهش بیش از پیش ارتقا یافته است.
نکته مهم تر، شکل گیری شتابزده ائتلاف دفاعی سه جانبه عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان است که برخی ناظران آن را نشانه «فرار» آمریکا از غرب آسیا تعبیر می کنند. روزگاری نه چندان دور، آمریکا با شبکه گسترده پایگاه های خود بر این منطقه حضور داشت اما امروز، هم رقیبان و هم متحدان سابق، در مورد پایایی و کارآمدی حضور آمریکا در منطقه بازنگری میکنند.
در مجموع باید گفت که اظهارات صریح سناتور مورفی از آن رو اهمیت دارد که واقعیتی را بر زبان آورده که بسیاری از سیاستمداران آمریکایی حاضر به پذیرش آن نیستند. این واقعیت عبارت از آن است که برتری نظامی ادعایی آمریکا در جنگ با ایران مبدل به پیروزی راهبردی نشده است. این جنگ نه تنها به اهداف اعلام شده ترامپ نرسیده، بلکه از طریق فرسایش نظامی، فشار اقتصادی و بن بست راهبردی، به عامل شتاب دهنده افول آمریکا تبدیل شده و هم زمان ایران را، با بهره گیری از اهرم ژئوپلیتیک، تاب آوری نظامی و ارتقای جایگاه منطقه ای، در جایگاهی بسیار مستحکم تر نشانده است.
srm