تفسیر | چرا چین مخالف جنگ اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران است؟
https://parstoday.ir/fa/world-i42616-تفسیر_چرا_چین_مخالف_جنگ_اقتصادی_جدید_آمریکا_علیه_ایران_است
پارس‌تودی - چین مخالفت خود با جنگ اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران را اعلام کرد و درباره پیامدهای آن هشدار داد. 
(last modified 2026-08-27T13:19:32+00:00 )
شهریور ۰۵, ۱۴۰۵ ۱۶:۰۵ Asia/Tehran
  • روسای جمهور چین و آمریکا
    روسای جمهور چین و آمریکا

پارس‌تودی - چین مخالفت خود با جنگ اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران را اعلام کرد و درباره پیامدهای آن هشدار داد. 

به گزارش پارس‌تودی، خبرگزاری رسمی چین «شینهوا» با هشدار درباره تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران، تأکید کرد که تشدید فشارهای اقتصادی و مالی واشنگتن، نه‌ تنها نتیجه‌ای برای آمریکا به همراه نخواهد داشت، بلکه با افزایش تنش‌ها می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد و نظام مالی جهان ایجاد کند.واشنگتن در کارزار جدید تحریم‌های خود علیه ایران با عنوان عملیات «طرد اقتصادی» امیدوار است که تشدید انزوای مالی، تهران را به تسلیم وادار کند.

شینهوا با بیان اینکه تجربه تاریخی نشان می‌دهد که جنگ اقتصادی و سیاست «فشار حداکثری» راه‌حلی برای این مساله فراهم نمی‌کنند، افزود: این اقدامات موجب تشدید تنش‌ها و افزایش خطر سرریز بحران خواهد شد.این رسانه تاکید داشت که هرچه فشار اقتصادی بیشتر شود، اختلال در نظم اقتصادی و مالی جهانی نیز می‌تواند گسترده‌تر شود.
خبرگزاری رسمی چین تصریح کرد که در یک اقتصاد جهانی به‌هم‌پیوسته، اینکه بتوانید فشار را بر طرف مقابل افزایش دهید، بدون آنکه خودتان نیز آسیب ببینید، کار بسیار دشوارتری است.
عملیات موسوم به «طرد اقتصادی» که به تازگی از سوی ایالات متحده علیه ایران کلید خورده، در واقع فصلی نوین از کارزار بلندمدت فشار حداکثری است که این بار با تکیه بر انزوای مالی فراگیر، طراحی شده تا تهران را در تنگنایی بی‌سابقه قرار دهد. اما آنچه در این میان کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، ماهیت دووجهی این جنگ اقتصادی جدید است؛ جنگی که هرچند ظاهراً ایران را هدف گرفته، اما دامنه تبعات آن به‌سرعت در حال فراتر رفتن از مرزهای جغرافیایی و بخش‌های اقتصادی آن است و نظم شکننده اقتصاد جهانی را نیز به چالش می‌کشد. 
تجربه تاریخی نشان داده که سیاست فشار حداکثری، نه تنها ابزاری کارآمد برای وادار کردن ایران به تسلیم نیست، بلکه معادله پیچیده‌ای از هزینه‌های ناخواسته را برای همه طرف‌ها، از جمله خود آمریکا و متحدانش، به وجود می‌آورد. در این میان، هشدار اخیر خبرگزاری رسمی چین، شینهوا، را باید فراتر از یک موضع‌گیری دیپلماتیک تلقی کرد؛ این هشدار، واکاوی عمیقی از پیامدهای سیستمی تحریم‌هایی است که در جهانی به‌هم‌پیوسته، دیگر چون گذشته تک‌سویه و بی‌نتیجه نخواهند بود.
نخستین و آشکارترین پیامد منفی این عملیات، تشدید فشار بر معیشت و اقتصاد داخلی ایران است . با این حال، آنچه این سناریو را از جنگ‌های اقتصادی پیشین متمایز می‌سازد، سرایت سریع این آشفتگی به بازارهای منطقه‌ای و حتی جهانی است؛ چراکه پیامدهای جنگ اقتصادی علیه ایران به عنوان یکی از بازیگران کلیدی در زنجیره تأمین انرژی و همچنین کریدورهای ترانزیتی مهم، ، مستقیماً بر قیمت نفت، گاز و کالاهای پتروشیمی در بازارهای آسیا و اروپا اثر می‌گذارد. شینهوا به‌درستی تأکید دارد که در یک اقتصاد جهانی به‌هم‌پیوسته، افزایش فشار بر یک طرف، بدون آنکه آسیب‌هایی متوجه طرف مقابل شود، تقریباً ناممکن است؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که محاسبات راهبردی واشنگتن را با خطای بزرگی روبرو می‌کند، زیرا اختلال در نظام مالی بین‌المللی، نه تنها جریان سرمایه و مبادلات تجاری را با مانع مواجه می‌سازد، بلکه اعتماد به سازوکارهای پولی و تسویه‌حساب‌های موجود را نیز خدشه‌دار می‌سازد و کشورهای بسیاری را به جستجوی مسیرهای جایگزین برای مبادلات خود سوق می‌دهد.
از سوی دیگر، عملیات طرد اقتصادی علیه ایران، در عمل به عاملی برای تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی در منطقه غرب آسیا و فراتر از آن تبدیل می‌شود. اگر ایران در تنگنای شدید اقتصادی قرار ‌گیرد، احتمال بروز واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی و حتی رویارویی‌های نظامی افزایش می‌ یابد. چنین فضایی، هزینه‌های امنیتی سنگینی را بر کشورهای همسایه و نیز بر ناوگان کشتیرانی بین‌المللی تحمیل می‌کند که ناگزیر بر قیمت بیمه حمل‌ونقل و ریسک سرمایه‌گذاری در کل منطقه اثر منفی می‌گذارد. 
در این میان، آنچه شینهوا به‌صراحت بر آن انگشت می‌گذارد، خطر سرریز بحران از مرزهای ایران به اقتصاد جهانی است؛ خطری که به معنای واقعی، مرزهای ملی را نمی‌شناسد و می‌تواند از طریق کانال‌های مالی غیررسمی، شبکه‌های تأمین کالا و حتی بازارهای سهام، خود را در نقاط دوردست جهان نشان دهد. این در حالی است که واشنگتن با اصرار بر تشدید تحریم‌ها، گویی از این واقعیت غافل است که نظام مالی بین‌المللی امروز، شبکه‌ای چنان درهم‌تنیده از منافع و روابط متقابل است که هر گسستی در آن، به سان موجی، کل ساختار را می‌لرزاند.
واکنش پکن به این تحولات نیز مؤید آن است که بسیاری از قدرت‌های بزرگ، دیگر حاضر به پذیرش دیکته‌های یک‌جانبه آمریکا در عرصه اقتصاد و تجارت نیستند. لین جیان سخنگوی وزارت خارجه چین با تأکید بر اینکه همکاری‌های پکن و تهران در چارچوب حقوق بین‌الملل صورت می‌گیرد، و به‌صراحت اعلام می‌کند که برای دفاع از منافع مشروع خود اقدامات لازم را انجام خواهد داد، در واقع پیامی روشن به واشنگتن مخابره می‌کند که سیاست طرد اقتصادی، نمی‌تواند کشورهای مستقل را از تعامل با ایران بازدارد و این کشورها به ویژه در حوزه‌های انرژی، زیرساخت و ترانزیت، به روابط خود ادامه خواهند داد. 

 

این موضع‌گیری، نشان‌دهنده شکاف عمیقی در اجماع بین‌المللی درباره تحریم‌های آمریکا است و ثابت می‌کند که عملیات طرد اقتصادی، نه تنها به انزوای ایران نمی‌انجامد، بلکه ممکن است به انزوای ایالات متحده در سطح بین‌المللی دامن بزند. چین که به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، نقش حیاتی در زنجیره‌های تأمین و بازارهای مالی ایفا می‌کند، با این هشدار عملاً اعلام می‌کند که سایه سنگین تحریم‌های آمریکا بر روابط تجاری دو کشور، نمی‌تواند مانعی جدی برای همکاری‌های راهبردی آنها باشد و این خود نشان از افول کارایی ابزار تحریم به عنوان اهرم فشار در نظم نوین اقتصادی دارد.
از منظری فراتر، آنچه جنگ اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران را از جنگ‌های مشابه در دهه‌های گذشته متمایز می‌کند، تغییر ماهیت ساختار قدرت در نظام بین‌الملل است. امروز دیگر آمریکا ابرقدرتی نیست که بتواند با صدور فرمان تحریم، دیگر کشورها را به تبعیت از خود وادارد؛ ظهور بلوک‌های اقتصادی جدید، گسترش ارزهای دیجیتال و طراحی سازوکارهای مالی مستقل از دلار، همگی حاکی از آن است که عملیات طرد اقتصادی، هر چند ممکن است در کوتاه‌مدت فشارهایی بر ایران وارد آورد، اما در میان‌مدت و بلندمدت، به تضعیف سلطه دلار و کاهش کارایی نظام مالی تحت رهبری آمریکا منجر خواهد شد. خبرگزاری شینهوا به این نکته اشاره کرده که هرچه فشار اقتصادی تشدید شود، اختلال در نظم مالی جهانی گسترده‌تر خواهد شد؛ این یعنی آمریکا با این سیاست، در واقع در حال تضعیف پایه‌های قدرتی است که دهه‌ها بر آن تکیه داشته است. بنابراین، می‌توان گفت که جنگ اقتصادی جدید علیه ایران، نه یک راهبرد هوشمندانه برای مهار جمهوری اسلامی ایران ، که قماری پرخطر از سوی ترامپ است که در نهایت، هزینه‌های آن دامن‌گیر کل نظام بین‌الملل خواهد شد و هیچ‌یک از بازیگران، حتی طراحان اصلی آن در واشنگتن، از پیامدهای منفی آن در امان نخواهند ماند./
srm