تفسیر | چگونه شانگهای محاصره آمریکا علیه ایران را میشکند؟
شهریور ۱۲, ۱۴۰۵ ۱۸:۵۹ Asia/Tehran
-
کشورهای عضو شانگهای
پارستودی – بلومبرگ در گزارشی نوشته است: «سازمان همکاری شانگهای با آمریکا نیست؛ با ایران است؛ با اروپای غربی یا اوکراین نیست؛ با روسیه است.»
این گزاره کلیدی گزارش بلومبرگ، یک واقعیت مهم را درباره آینده سیاست فشار واشنگتن علیه ایران آشکار میکند. آمریکا هنوز توان تحریم و تنبیه اقتصادی دارد، اما دیگر نمیتواند اراده خود را بهسادگی به اراده جامعه جهانی تبدیل کند. اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا، برای پیشبرد طرح «روز D اقتصادی» علیه ایران، همان منطق قدیمی «یا با ما هستید یا علیه ما» را به میدان آورده است. این منطق در فضای پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ توانست بخش بزرگی از جهان غرب را پشت سر واشنگتن قرار دهد. اما جهان ۲۰۲۶ دیگر جهان ۲۰۰۱ نیست.
آن زمان آمریکا هژمون بلامنازع نظام بینالملل بود. چین هنوز قدرت اقتصادی امروز را نداشت. روسیه در موقعیت کنونی قرار نگرفته بود. بریکس و مفهوم جنوب جهانی شکل نگرفته بودند و سازمان همکاری شانگهای نیز نهادی محدود برای مدیریت مسائل آسیای مرکزی بود. امروز اما بخش بزرگی از اقتصاد جهانی خارج از مدار تصمیمگیری واشنگتن رشد کرده است. کارنگی در ارزیابیهای خود از سازمان همکاری شانگهای بر یک نکته اساسی تأکید دارد. این سازمان قرار نیست نسخه شرقی ناتو باشد. اهمیت آن در ایجاد چارچوبی برای همکاری و موازنه قدرت در اوراسیا است. همین ویژگی، ظرفیت آن را برای کاهش اثرگذاری فشارهای یکجانبه آمریکا افزایش میدهد.
مشکل واشنگتن این است که تحریم دیگر در خلأ اجرا نمیشود. ایران در شبکهای از روابط اقتصادی، انرژی و مالی با چین، روسیه و دیگر اقتصادهای غیرغربی قرار دارد. رویترز گزارش داده است که نفت ایران همچنان از مسیر شبکهای از واسطهها به چین میرسد و تسویه آن با سازوکارهایی خارج از سیستم مالی مستقیم آمریکا انجام میشود. این روند فقط به ایران محدود نیست. روسیه و هند نیز بخش بزرگی از تجارت خود را با روبل و روپیه تسویه میکنند. رویترز در تازهترین گزارش خود اعلام کرده است که ۹۶ درصد تجارت دوجانبه روسیه و هند اکنون با ارزهای ملی انجام میشود. هرچند این تحولات به معنای پایان سلطه دلار نیست اما نشان میدهد قدرت تحریم آمریکا از یک سلاح یکجانبه به ابزاری نیازمند ائتلاف تبدیل شده است.
البته نباید از شانگهای تصویری از یک ائتلاف کاملاً منسجم ساخت. چین و روسیه منافع خاص خود را دارند و پکن همچنان ملاحظات گستردهای در رابطه با واشنگتن دارد. چتمهاوس نیز تأکید کرده است که همکاری راهبردی چین و روسیه عمیق شده، اما این رابطه فاقد تعهدات نامحدود و بیقیدوشرط است. با این حال، مسئله اصلی چیز دیگری است. برای شکست محاصره اقتصادی ایران، تهران به یک پیمان نظامی با چین و روسیه نیاز ندارد؛ کافی است این قدرتها اجازه ندهند آمریکا اقتصاد ایران را بهطور کامل از اقتصاد جهانی قطع کند.این همان نقطهای است که محاسبه واشنگتن با واقعیت جدید برخورد میکند.
فایننشالتایمز نیز درباره «روز D اقتصادی» تردیدهایی جدی مطرح کرده و پرسش اصلی را متوجه امکان اجرای تحریمهای ثانویه علیه چین کرده است. کشوری که برای اقتصاد و بازار انرژی جهانی بیش از آن بزرگ است که بتوان رفتار آن را با همان ابزارهایی مدیریت کرد که درباره اقتصادهای کوچکتر به کار گرفته میشد. از این منظر، نبرد تحریمی واشنگتن علیه تهران یک پرونده دوجانبه نیست. این نبرد آزمونی برای میزان باقیمانده هژمونی اقتصادی آمریکا است. واشنگتن میتواند صادرات ایران را کاهش دهد، هزینه مبادلات را بالا ببرد و شرکای تهران را تهدید کند اما فشار اقتصادی با انزوای کامل تفاوت دارد. ایران در محیطی قرار گرفته که در آن چین، روسیه و هند هرکدام بنا بر منافع خود، بخشی از فشار غرب را خنثی میکنند و شبکههای تجاری و مالی جدید نیز بهتدریج گسترش مییابند.
بنابراین، مسئله اصلی واشنگتن دیگر این نیست که آیا میتواند ایران را تحت فشار قرار دهد. مسئله این است که آیا میتواند این فشار را به تسلیم ایران تبدیل کند. پاسخ جهان چندقطبی به سیاست «یا با ما یا علیه ما» روشن است: کشورها بیش از آنکه میان آمریکا و ایران انتخاب کنند در حال انتخاب منافع خود هستند. همین بزرگترین شکاف در دیوار فشار حداکثری واشنگتن است.
mm
کلیدواژه