تفسیر | آمریکا ؛ ظاهر قدرتمند اما باطن توخالی
https://parstoday.ir/fa/world-i43578-تفسیر_آمریکا_ظاهر_قدرتمند_اما_باطن_توخالی
پارس تودی – محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران در اشاره به وضعیت واقعی ایالات متحده گفت :آمریکا برخلاف ظاهرش آسیب‌پذیر و در معرض خطر است.
(last modified 2026-09-21T14:03:12+00:00 )
شهریور ۳۰, ۱۴۰۵ ۱۶:۰۵ Asia/Tehran
  • هلدینگ بانکداری جی‌پی‌مورگان
    هلدینگ بانکداری جی‌پی‌مورگان

پارس تودی – محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران در اشاره به وضعیت واقعی ایالات متحده گفت :آمریکا برخلاف ظاهرش آسیب‌پذیر و در معرض خطر است.

 

به گزارش پارس تودی، در روزهای اخیر هلدینگ بانکداری جی‌پی‌مورگان گزارش هفتگی پیش‌بینی بازار نفت خود را با جمله‌ای غیرمنتظره آغاز کرد: «برای نخستین بار از زمان آغاز درگیری با ایران، ما هیچ چشم‌انداز پایه‌ای (سناریوی مبنا) در اختیار نداریم. ما واقعاً نمی‌دانیم چگونه باید سرانجام این وضعیت را مدل‌سازی و پیش‌بینی کنیم.»
در واکنش به این موضع بی‌سابقه تحلیلگران بزرگ بازارهای مالی، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در صفحه شخصی خود در شبکه ایکس نوشت: این وضعیت دقیقاً شبیه پارادوکس شرودینگر است: امپراتوری آمریکا در حکم همان کابینت شرودینگر با بشقاب‌های در حال سقوط است؛ در ظاهر هژمونی و قدرت برتر خود را به نمایش می‌گذارد. اما در واقعیت کاملاً آسیب‌پذیر و در معرض خطر است و تلاش می‌کند ایران را بدون هیچ پیامد و تاوانی خفه کند که این غیرممکن است.
قالیباف با استناد به موضع بی‌سابقه تحلیلگران جی‌پی‌مورگان که برای نخستین بار از آغاز درگیری با ایران اعلام کردند هیچ سناریوی مبنایی برای پیش‌بینی بازار نفت ندارند، وضعیت آمریکا را به «پارادوکس شرودینگر» تشبیه کرده است: کابینتی حاوی تعداد زیادی بشقاب که ظاهرا سالم هستند اما بشدت در معرض سقوط و شکستن قرار دارند وبا گشوده شدن در کابینت همه آنها سقوط می کنند. او بر اساس معتقد است که این وضعیت مصداق وضعیت کنونی آمریکا است که در ظاهر هژمونی و برتری خود را نمایش می‌دهد، اما در واقعیت به شدت آسیب‌پذیر و در آستانه فروپاشی است. این تصویر استعاری، ریشه در واقعیت‌های عینی و قابل مشاهده‌ای دارد که ساختار قدرت آمریکا را از درون دچار فرسایش کرده است.
در بعد اقتصادی، آمارهای رسمی عمق این فرسایش را آشکار می‌سازند. بدهی ناخالص ملی آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۶ از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و بدهی عمومی به ۳۲.۴۲ تریلیون دلار رسیده است. نسبت بدهی فدرال به تولید ناخالص داخلی به حدود ۱۰۱ درصد رسیده و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۶ به ۱۲۰ درصد افزایش یابد. هزینه‌های بهره پرداختی به تنهایی به سومین قلم بزرگ بودجه فدرال تبدیل شده و تنها در نیمه نخست ۲۰۲۶ بالغ بر ۵۲۹ میلیارد دلار بوده است. 
همزمان، شکاف طبقاتی به سطحی بی‌سابقه رسیده است: سهم دستمزد و مزایای کارگران از درآمد ملی به پایین‌ترین سطح از دهه ۱۹۵۰ سقوط کرده، در حالی که سود شرکت‌ها به بالاترین حد پس از جنگ جهانی دوم رسیده است. یک درصد ثروتمند آمریکا نزدیک به ۳۰ درصد کل ثروت کشور را در اختیار دارند، در حالی که نصیب نیمه پایین جامعه تنها کمی بیش از ۵ درصد است. این وضعیت اقتصادی نشان می‌دهد که ثمرات رشد اقتصادی تنها نصیب لایه‌های بالایی می‌شود و بدنه جامعه را روزبه‌روز از ثروت تهی‌تر می‌کند.
فرسایش در بعد اجتماعی و سیاسی نیز مشهود است. زیرساخت‌های حیاتی آمریکا بر اساس ارزیابی انجمن مهندسان عمران این کشور تنها نمره «C» دریافت کرده‌اند و ناتوانی در تأمین برق پایدار و شبکه ارتباطی پرسرعت، حتی بازگشت صنایع به آمریکا را با مانع جدی مواجه کرده است. در دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال، حداقل هفت ایالت از مشارکت در نمایشگاه ملی «آمریکای بزرگ» خودداری کردند و تحلیلگران از «قطبی‌شدگی ریشه‌دار» و کاهش اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی سخن می‌گویند که توانایی واشنگتن برای ارائه رهبری جهانی پایدار را تضعیف کرده است. این شکاف‌ها نشان می‌دهد که کابینت شرودینگر نه فقط از بیرون، بلکه از درون نیز در حال ترک خوردن است.
در بعد راهبردی و نظامی، تجربه افغانستان و پیامدهای آن تصویر روشنی از محدودیت‌های قدرت آمریکا ارائه می‌دهد. جنگی بیست‌ساله که در آن ۲.۲۶ تریلیون دلار هزینه کرد و بیش از ۷۷ هزار نظامی به میدان فرستاد که منجر به کشته شدن حدود ۲۵۰۰ نفر از آنان شد ، اما سرانجام به بازگشت طالبان به قدرت انجامید و به‌عنوان «شکستی تمام‌عیار» ثبت شد. 
اکنون در قبال ایران، جی‌پی‌مورگان اعتراف کرده که حتی نمی‌داند چگونه «بازی پایانی» را مدل‌سازی کند، زیرا تمام خطوط قرمز اقتصادی یعنی عبور نفت از ۱۰۰ دلار، نزدیک شدن بنزین به ۵ دلار و فراتر رفتن بازده اوراق خزانه از ۵ درصد  شکسته شده و راهبرد خروج روشن‌تر نشده است. ایران با تکیه بر توانمندی‌های نامتقارن خود در حوزه موشکی، پهپادی و سایبری، قادر شده هزینه‌های سنگینی بر آمریکا تحمیل کند و کنترل تنگه هرمز را به اهرمی راهبردی در دست بگیرد. رابرت کیگان، مورخ نومحافظه‌کار، نیز اذعان کرده که این درگیری می‌تواند نشانه‌ای از افول هژمونی آمریکا باشد و برخلاف شکست‌های پیشین، جبران‌ناپذیر و غیرقابل چشم‌پوشی است.
بنابراین، تصویر «بشقاب‌های شرودینگر» که قالیباف به کار برده، استعاره‌ای گویا برای وضعیت کنونی آمریکاست: قدرتی که در ظاهر سالم و مسلط به نظر می‌رسد، اما بدهی‌های سرسام‌آور، شکاف طبقاتی فزاینده، زیرساخت‌های فرسوده، قطبی‌شدگی سیاسی و بن‌بست‌های راهبردی در منطقه، آن را در آستانه شکستن قرار داده است. همان‌گونه که جی‌پی‌مورگان قادر به پیش‌بینی سرانجام این وضعیت نیست، مدل‌های سنتی قدرت نیز دیگر توان توضیح این پارادوکس را ندارند. آنچه مسلم است، این است که دست ایران بر دستگیره این کابینت قرار دارد و این خود آمریکاست که باید نگران لحظه باز شدن در باشد./

 

srm