تفسیر| حملات آمریکا به ایران چگونه به بحران انرژی در اروپا انجامید؟
مهر ۰۶, ۱۴۰۵ ۱۹:۳۵ Asia/Tehran
-
حملات آمریکا به ایران چگونه به بحران انرژی در اروپا انجامید؟
پارستودی - کمیسیون اروپا از کشورهای عضو خواست مصرف گاز و برق را «تا هر زمان لازم باشد» کاهش دهند.
این درخواست کمیسیون اروپا فقط یک توصیه فنی برای مدیریت مصرف نیست، نشانهای روشن از آن است که شوک انرژی ناشی از تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، از بازار نفت عبور کرده و اکنون مستقیماً به امنیت انرژی و هزینه زندگی در اروپا رسیده است. دان یورگنسن، کمیسر انرژی و مسکن اتحادیه اروپا، در نامه ۲۵ سپتامبر به وزیران انرژی کشورهای عضو تصریح کرده است که اروپا با «بحران قیمت» مرتبط با «بحران عرضه» روبهروست و کاهش تقاضا میتواند برای مهار قیمتها مؤثر باشد. کمیسیون اروپا همزمان تأکید کرده است که فعلاً خطر فوری برای امنیت عرضه وجود ندارد. همین دو گزاره در کنار یکدیگر، واقعیت بحران را آشکار میکند. اروپا هنوز با خاموشی و کمبود فوری گاز مواجه نیست، اما برای جلوگیری از تبدیل فشار قیمتی به بحران عرضه، ناچار به مدیریت مصرف شده است.
ریشه این وضعیت را باید در جغرافیای انرژی جستوجو کرد. تنگه هرمز فقط یک آبراه منطقهای نیست، یکی از گلوگاههای اصلی بازار جهانی انرژی است. آژانس بینالمللی انرژی برآورد کرده است که پیش از جنگ، نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی LNG از این مسیر عبور میکرد. اختلال در عبور کشتیها، عرضه LNG از قطر و امارات متحده عربی را بهشدت کاهش داد و در مقطعی نزدیک به ۲۰ درصد عرضه جهانی LNG را از دسترس بازار خارج کرد.
ضربه برای اروپا شدیدتر است، زیرا این قاره در سالهای اخیر وابستگی خود به گاز روسیه را کاهش داده، اما در مقابل به بازار جهانی LNG وابستهتر شده است. اتحادیه اروپا واردات گاز روسیه را بهسرعت کاهش داده و در سال ۲۰۲۵ سهم روسیه از واردات گاز خود را به حدود ۱۲ درصد رسانده است. این تغییر، امنیت انرژی اروپا را متنوعتر کرده، اما وابستگی آن به بازار جهانی LNG و رقابت برای محمولههای محدود را افزایش داده است.
آمارهای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که قیمت گاز اروپا در سهماهه دوم ۲۰۲۶ همچنان ۳۲ درصد بالاتر از سال قبل بوده و میانگین قیمت شاخص TTF به حدود ۱۶ دلار به ازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا رسیده است. در همان دوره، رقابت در آسیا برای LNG شدت گرفت و بخشی از محمولهها به سمت بازارهای آسیایی رفت.
در چنین شرایطی، ذخایر گاز اهمیت تعیینکننده پیدا میکند. گزارشهای اخیر، سطح ذخایر اروپا را حدود ۶۸ تا ۶۹ درصد نشان میدهد که بسیار پایینتر از میانگین پنجساله است. روی کاغذ هنوز بحران فوری عرضه وجود ندارد، اما فاصله با سطح مطلوب ذخیرهسازی و نزدیک شدن فصل سرما، حاشیه امنیت اروپا را کاهش داده است. کمیسیون اروپا نیز پیشتر به کشورها اجازه داده بود با استفاده از انعطاف مقررات، هدف ذخیرهسازی ۲۰۲۶ را تا ۸۰ درصد کاهش دهند تا از خرید هیجانی و فشار بیشتر بر قیمتها جلوگیری شود.
اینجا است که درخواست بروکسل برای کاهش مصرف، معنای سیاسی و اقتصادی خود را پیدا میکند. اروپا برای جبران اختلال در عرضه، فعلاً بخشی از بار بحران را از سمت عرضه به سمت تقاضا منتقل میکند. کمتر مصرف کنید تا کمتر بخرید؛ کمتر بخرید تا قیمتها بیشتر جهش نکند. این همان مکانیسمی است که آژانس بینالمللی انرژی نیز در واکنش به بحران جهانی انرژی بر آن تأکید کرده است.
اما مسئله فقط زمستان پیشرو نیست. آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده است که آثار اختلال در LNG خلیج فارس میتواند تا سالهای آینده ادامه داشته باشد. آسیب به زیرساختهای LNG در منطقه و تأخیر در پروژههای توسعهای، از نگاه این نهاد، میتواند بازار جهانی گاز را در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ محدودتر از پیشبینیهای قبلی نگه دارد. اندیشکده چتمهاوس نیز پس از توافق موقت ایران و آمریکا هشدار داد که حتی بازگشایی هرمز بهتنهایی آسیبپذیری اصلی اروپا را برطرف نمیکند؛ زیرا اروپا همچنان به گاز وارداتی و پرهزینه وابسته است و کاهش تقاضا باید بخشی از راهبرد امنیت انرژی آن باشد.
بنابراین، زمستان گران اروپا را نمیتوان فقط با نمودار قیمت گاز توضیح داد. بحران کنونی نشان میدهد امنیت انرژی اروپا تا چه اندازه به تحولات خلیج فارس و تصمیمهای بازیگران بیرون از مرزهای این قاره گره خورده است. جنگی که واشنگتن با حمله به ایران آغاز کرد، اکنون در قالب قبض انرژی، هزینه حملونقل، قیمت سوخت و نگرانی از زمستان سرد به داخل اروپا رسیده است. بروکسل حالا از شهروندان خود میخواهد مصرف را پایین بیاورند. این شاید سادهترین دستور برای مدیریت بحران باشد؛ اما همزمان یکی از روشنترین نشانهها از هزینهای است که جنگ تنگه هرمز بر اقتصاد اروپا تحمیل کرده است.
mm
کلیدواژه