یادداشت- افغانستان؛ سرزمین تاریخ، فرهنگ، آزادگی و افتخار
-
یادداشت- افغانستان؛ سرزمین تاریخ، فرهنگ، آزادگی و افتخار
سیدروح الله موسوی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کابل در واکنش به اظهارات عباس جمشیدیفر بازیگر ایرانی که ناخواسته سبب رنجش مردم افغانستان شده بود، یادداشتی را در اختیار رادیو دری قرار داد.
در روزهای اخیر، اظهار نظر یکی از هنرمندان ایرانی در یک برنامه تلویزیونی درباره افغانستان، احساسات بخش گستردهای از مردم فرهیخته و شریف افغانستان را جریحهدار ساخته و واکنشهای فراوانی را در میان اندیشمندان، اصحاب رسانه، دانشگاهیان و کاربران فضای مجازی این کشور برانگیخته است. حساسیت ایجاد شده، بیانگر آن است که مردم افغانستان نسبت به هویت تاریخی، فرهنگی و ملی خویش احساس مسئولیت عمیق دارند و هیچگونه برداشت نادرست یا تعمیم ناروا درباره سرزمین خود را برنمیتابند.
بیتردید، سخنان مطرحشده از سوی یک هنرمند یا شخصیت رسانهای، هرگز بیانگر موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران، نهادهای فرهنگی و علمی این کشور یا نگاه ملت ایران نسبت به افغانستان نیست. همانگونه که هیچ ملت بزرگی را نمیتوان با دیدگاه فردی یک شخص معرفی کرد، روابط دیرینه و برادرانه دو ملت ایران و افغانستان نیز فراتر از اظهار نظرهای شخصی و مقطعی است.
افغانستان در حافظه تاریخی ملت ایران، نه با تصویری که برخی از روی ناآگاهی ترسیم میکنند، بلکه با نام مهد تمدن کهن، فرهنگ درخشان، شعر، عرفان، علم، مقاومت، غیرت و آزادگی شناخته میشود. افغانستان سرزمینی است که هزاران سال در شکلگیری تمدن اسلامی و فرهنگ فارسی و منطقهای سهمی بزرگ داشته است. شهرهایی چون بلخ، هرات، غزنی، بامیان، قندهار، کابل و بدخشان هر یک در دورهای از تاریخ، مراکز مهم علم، ادب، هنر و فرهنگ بودهاند. بلخ را «امالبلاد» و «مادر شهرها» نامیدهاند؛ هرات در عصر تیموریان یکی از بزرگترین مراکز فرهنگی جهان اسلام بود و غزنی قرنها پایتخت دانش، هنر و شکوه سیاسی منطقه به شمار میرفت.
نام افغانستان با مفاخر بزرگ ادبی، عرفانی و علمی گره خورده است؛ شخصیتهایی که نه تنها سرمایههای افغانستان، بلکه سرمایههای مشترک جهان اسلام و تمدن حوزه فارسی محسوب میشوند. مولانا جلالالدین محمد بلخی، شاعر و عارف بزرگ جهانی؛ خواجه عبدالله انصاری هروی، پیر هرات؛ ناصر خسرو بلخی، فیلسوف و شاعر نامدار؛ سنایی غزنوی، از پیشگامان شعر عرفانی؛ ابوریحان بیرونی، دانشمند کمنظیر جهان اسلام؛ ابنسینا که بخشی از دوران علمی خود را در این حوزه فرهنگی سپری کرد؛ جامی هروی، رابعه بلخی، عنصری بلخی، فرخی سیستانی و دهها اندیشمند دیگر، تنها بخشی از میراث ماندگار این سرزمیناند.
افغانستان همچنین سرزمین زیباییهای طبیعی و جاذبههای گردشگری کمنظیر است. دره سرسبز پنجشیر، بند امیر با دریاچههای فیروزهای و چشماندازهای شگفتانگیز، مناره تاریخی جام، ارگ تاریخی هرات، مسجد جامع هرات، باغ بابر در کابل، پارک ملی واخان، کوههای باشکوه هندوکش، درههای نورستان، دریاچههای بدخشان و صدها اثر تاریخی و طبیعی دیگر، افغانستان را به یکی از غنیترین کشورهای منطقه از نظر ظرفیتهای گردشگری تبدیل کرده است.
اما شاید برجستهترین ویژگی افغانستان، روحیه استقلالخواهی و آزادیطلبی مردم آن باشد. تاریخ معاصر افغانستان، تاریخ مقاومت ملتی است که هیچگاه سلطه بیگانه را نپذیرفته است. مردم این سرزمین در سه جنگ بزرگ علیه امپراتوری بریتانیا، با وجود نابرابری امکانات، استقلال کشور خود را حفظ کردند و افغانستان به عنوان «گورستان امپراتوریها» در ادبیات سیاسی جهان شناخته شد.
پس از آن، مردم افغانستان سالها در برابر اشغال اتحاد جماهیر شوروی سابق مقاومت کردند و بهای سنگینی برای آزادی و استقلال خود پرداختند. میلیونها انسان آواره شدند، صدها هزار نفر جان باختند، اما اراده ملت افغانستان برای حفظ استقلال ملی هرگز در هم نشکست.
در دهههای اخیر نیز افغانستان بار دیگر صحنه تحولات بزرگ جهانی شد و مردم این کشور، با وجود رنجهای فراوان، همچنان بر حفظ هویت، استقلال و تمامیت ارضی خود تأکید ورزیدهاند و آمریکا را با خواری و رسوایی بینظیر از سرزمین شان بیرون راندند. این پیشینه تاریخی، افغانستان را به نمادی از استقامت، پایداری و مقاومت در برابر سلطه خارجی تبدیل کرده است.
روابط ایران و افغانستان نیز صرفاً روابط دو کشور همسایه نیست؛ بلکه پیوندی است که بر پایه قرنها اشتراکات تاریخی، فرهنگی، زبانی، دینی و تمدنی شکل گرفته است. میلیونها خانواده در دو سوی مرزها، خاطرات، خویشاوندیها و پیوندهای فرهنگی مشترک دارند. زبان فارسی، شعر، ادبیات، هنر، آیینها، باورهای دینی و میراث تمدنی مشترک، سرمایهای است که هیچ حادثه یا سخن نسنجیدهای نمیتواند آن را از میان ببرد.
جمهوری اسلامی ایران همواره افغانستان را کشوری دوست، همسایه، مسلمان و برخوردار از پیشینه تمدنی درخشان دانسته و در اسناد رسمی، دیدارهای دیپلماتیک، همکاریهای فرهنگی و مواضع مسئولان عالیرتبه، همواره بر احترام به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و جایگاه تاریخی افغانستان تأکید کرده است. نهادهای فرهنگی، دانشگاهی و علمی ایران نیز در طول دهههای گذشته با افتخار آثار اندیشمندان، شاعران و نویسندگان افغانستان را معرفی و از ظرفیتهای مشترک فرهنگی دو ملت حمایت کردهاند.
بیتردید، هر جامعهای ممکن است شاهد بیان دیدگاههای شخصی از سوی افراد مشهور یا چهرههای رسانهای باشد؛ اما قضاوت درباره یک ملت یا یک دولت بر اساس اظهارات فردی، نه منصفانه است و نه با اصول روابط فرهنگی و بینالمللی سازگار.
امروز بیش از هر زمان دیگر، مسئولیت نخبگان فرهنگی، رسانهها و اندیشمندان دو کشور آن است که اجازه ندهند سوءبرداشتها و سخنان احساسی، بر روابط ریشهدار دو ملت سایه افکند. آنچه ایران و افغانستان را به هم پیوند میدهد، هزاران سال تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک، زبان مشترک، ایمان مشترک و احترام متقابل است؛ سرمایهای که باید با عقلانیت، گفتوگو و حسن نیت حفظ و تقویت شود.
در پایان، شایسته است بار دیگر تأکید شود که افغانستان در نگاه رسمی جمهوری اسلامی ایران، سرزمین تمدن، فرهنگ، دانش، ادب، مقاومت و آزادگی است؛ کشوری که فرزندان آن در طول تاریخ سهم بزرگی در اعتلای تمدن اسلامی و فرهنگ منطقه داشتهاند و بیتردید، روابط دوستانه و برادرانه دو ملت ایران و افغانستان بسیار عمیقتر و پایدارتر از آن است که با اظهارنظر شخصی یک فرد دچار خدشه شود. احترام متقابل، شناخت صحیح از تاریخ و پاسداشت کرامت ملتها، بهترین راه برای حفظ این روابط دیرینه و ارزشمند خواهد بود.