بررسی مطبوعات چاپ کابل 10 قوس 1395
"استقبال توام با احتیاط از موضع جدید طالبان " ، "طالبان و این همه بصیرت ، محال است " و " بشر دوستی از نوع آلمانی"عناوین سرمقاله های امروز روزنامه های امروز چاپ کابل است.
استقبال توام با احتیاط از موضع جدید طالبان عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است : یک ماه قبل ارگ ریاست جمهوری اعلام کرد که تنها در مدت دو ماه گروه طالبان بیش از 30 میلیون دالر زیرساخت ها و ساختمان های دولتی را ویران کرده است.
حالا اگر مشابه این رقم در مدت زمان پانزده سال در نظر گرفته شود، معلوم می شود که خسارت ناشی از جنگ و ویرانی در پروژه های ملی تا چه حد بزرگ و غیر قابل جبران بوده است.
نویسنده می افزاید : حالا گروه طالبان با نشر اعلامیه ای گفته است که از طرحهای ملی که به نفع مردم افغانستان و باعث توسعه شود، حمایت میکند و همچنین متعهد به محافظت از آنها است.
این گروه همچنان ادعا کرده که به نیروهای وابسته به خود دستور داده که امنیت تمام طرح های توسعه ای مورد علاقه افغانستان و گروه طالبان را تأمین کنند.
البته این موضع طالبان ممکن است جنبه تبلیغاتی داشته باشد، اما به هر حال باید از آن استقبال کرد.
اگر حکومت بتواند با طالبان روی امنیت طرح ها و پروژه های ملی در مناطق نا امن به توافق برسد، یک گام خوب در راستای توسعه و آبادی افغانستان محسوب می شود .
"طالبان و این همه بصیرت ، محال است "عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
گروه طالبان که خود عاملِ ویرانیِ جادهها، مکاتب و مساجد و آتش زدنِ خانههای مردم و اماکنِ عامالمنفعه است، اعلام کرده که از طرحهای ملی که به سـودِ مردم افغانستان و مایۀ توسعۀ کشور است، حمایت میکند و متعهد به حافظت از آنهاست.
این اعلامیۀ طالبان، بعد از سفر اشرفغنی به ترکمنستان و افتتاح خطآهن میان دو کشور به نشر رسیده است.
طالبان در حالی مدعی شدهاند که از طرحهای شاملِ خط انتقال گاز ترکمنستان از مسیر خاکِ افغانستان به پاکستان و هند(تاپی)، انتقال برق قرقیزستان و تاجیکستان از طریق افغانستان به پاکستان (کاسا یکهزار) و همچنین استخراج مس عینک در ولایت لوگر که توسط یک شرکت چینی قرارداد شده، حمایت میکنند که این گروه پیش از این، بارها در مخالفت با این برنامهها عمل کردهاند و کارنامه شان سراسر با عملیاتهای خرابکارانه در کشور سیاه شده است.
ماندگار می افزاید : اعلامیۀ اخیرِ طالبان نهتنها یک دروغِ بزرگ و ادعایی مضحک به شمار میآید، بلکه به نظر میرسد این اعلامیه محصولِ برنامهها و علایقِ قومی ـ سیاسیِ حلقاتی در درونِ نظام است که میکوشند برای طالبان چهرهیی موجه و تازه بتراشند و آنها را نیروهایی ملی و وطندوست معرفی کنند که اگر به آنان فرصت داده شود، میتوانند داخل ساختار حکومت شده و مصدر خدمت به مردم گردند.
اما زهی خیال باطل، اولاً جنگ کردن هیچ سنخیتی با حمایت از پروژههای عامالمنفعه ندارد؛ یعنی کسی که حامیِ بازسازی و آبادی است، قبل از صدور اعلامیه باید از جنگ دست بکشد؛ ثانیاً اگر طالب عاملِ ویرانی نباشد و از عمران و آبادی حمایت کند، دیگر طالب نیست و اساساً باید نامی نو برای خود برگزیند؛ ثانیاً طالبان همواره در فصل زمستان تبِ صلحخواهی و آباداندیشیشان گُل میکند و تا آمدنِ گرما، بر تقویتِ سازوبرگِ نظامیشان میکوشند.
با این اوصاف، هرگز نباید به این اعلامیه دل خوش کرد و روی آن حسابی تازه ریخت.
این اعلامیه را باید در دایرۀ بازیهای استخباراتی ـ سیاسی و قومیِ جاری در کشور تأویل و تفسیر کرد؛ همان بازیهایی که یک بار طالب را “برادر ناراضی”، بار دیگر “مخالف سیاسی” و بار دیگر “مبارزان راه آزادی وطن” میخواند و در هر سه خوانش، تلاش بر تطبیقِ حقه ای تازه و تضییع حقوقی بیشتر از مردم را دارد.
و به سراغ روزنامه ی انصار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان بشر دوستی از نوع آلمانی چنین نوشته است :
دولت آلمان اعلـام کرده است که تعداد زیادی از مهاجرین، مخصوصا مهاجرین افغانستانی را برگشت خواهند داد.
در اینجا جالب است که بدانید دو کشور پاکستان و ایران، کشورهای با اقتصاد به مراتب ضعیفتر و با مشکلـات سیاسی و یا امنیتی و یا تحریمهـای بین المللی، بیشتر از سه دهه، هر کدام حدود 4 میلیون مهاجر افغانستانی را پذیرفته اند، اما کشوری پیشرفته و متمدنی! مثل آلمان، تحمل کمتر از یک میلیون مهاجر را ندارد؟!
اما موضوع اصلی بحث ما مواضع متضاد مرکل در برابر مهاجرین فلسطینی، سوری و افغانستانی است.
چطور مرکل با موضع متناقض در نقش یک سیاستمدار مهربان برای مهاجرین سوری ظاهر شده است؟ تفاوت سوریه و فلسطین چیست؟ برخی تحلیل گران معتقد هستند چون آوارگی فلسطینیهـا ناشی از اشغالگری صهیونیستهـا است و آنها سالهـا از ابزار تبلیغاتی هولوکاست برای سرپوش گذاشتن بر جنایات خود بهره برده اند، آلمان علـاقهای ندارد فلسطینیهـا در آلمان حضور داشته باشند.
انصار می افزاید : افغانهـا نیز به دلیل حضور 15 ساله نیروهای ناتو و سربازان آلمانی در کشور و هزینه میلیاردها دالر، اگر بیش از حد دست به مهاجرت بزنند، افغانستان کشور ناامن تلقی شده و به خودی خود، این موضوع حکایت از شکست مأموریت ناتو برای آوردن صلح در افغانستان دارد.
لذا کشوری مثل آلمان که از اعضای اصلی ناتو است، هر گز نمی خواهد مردم دنیا چنین برداشتی از اوضاع افغانستان داشته باشند، اما غافل از اینکه تعطیلی کنسولگری آلمان خود گویای واقعیات جامعه افغانستان و عملکرد 15 ساله ناتو را نمایان میسازد.
اما سوالی که آلمانها باید پاسخ دهند، اینکه آیا از نظر آنها بلـاخره در افغانستان امنیت برقرار است یا خیر؟
اگر امنیت موجود است، تعطیلی کنسولگری آن کشور در شهر امن مزار شریف به چه معنا است؟ و اگر امنیت در ولـایتی مثل بلخ وجود ندارد، پس برگشت دادن مهاجرین به بهانه وجود امنیت در افغانستان به چه معنا؟!