بررسی مطبوعات کابل 3 میزان
مبنای صلح با گروه های مسلح .........
روزنامه ی افغانستان در سرمقاله ای تحت عنوان مبنای صلح با گروه های مسلح چنین نوشته است:
بالاخره پس از گذشت سال ها و صرف هزینه های زیاد، حکومت یک گام به سوی صلح و آشتی برداشت و مؤفق شد با یکی از بزرگترین گروه جهادی و یکی از قطب های مهم گروه های مخالف مسلح دولت، وارد مذاکره شود و این مذاکرات را تا امضای موافقت نامه به پیش ببرد.
نویسنده می افزاید:
با این حال مردم افغانستان خواهان شفافیت دو موضوع مهم در پروسه صلح با مخالفان مسلح دولت اند: نخست این که وقتی ما از صلح سخن می گوییم، منظور کدام صلح است؟ صلحی که آتش بس و نهایتا ختم جنگ میان دو طرف را دربرداشته باشد؟ یا صلحی که امکان زیست مسالمت آمیز را در پرتو آزادی، عدالت و برابری به صورت پایدار فراهم سازد؟ و دوم بهایی که در برابر صلح پرداخته می شود، چیست؟ آیا می توانیم به بهانه این که هدف نهایی ما صلح است، از همه دستاوردهای خود صرف کنیم؟ می توانیم مفاهیم دموکراسی، عدالت، حقوق شهروندی و تکثرگرایی را در عوض به دست آوردن صلح نادیده بگیریم؟
و آقای غنی در چال خودتان گیر نیفتید، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین امده است:
محمد اشرفغنی، رییسجمهوری، روز پنجشنبه پس از امضای مقدماتیِ توافقنامه با حزب اسلامی حکمتیار، در دیدار با شماری از اعضای حزب اسلامی و هیأت سیاسیِ آن حزب در ارگ ریاستجمهوری، حرفی را به زبان آورد که از آیندۀ ترسناکِ توافقنامۀ سیاسی با حکمتیار خبر میداد. سخنانِ آقای غنی نشان داد که آوردنِ حکمتیار به کابل، تنها بههدفِ ایجاد ثبات نیست، بلکه یک سلسله استفادههای سیاسی در پیِ آن است و حکمتیار در این میانه به عنوانِ یک ابزار مورد استفاده قرار میگیرد.
رییسجمهور غنی در بخشی از سخنانش گفت که شریکان و رقیبان برای امضای این موافقتنامه منتظر بودند تا برضد و ضعیف کردنِ دیگران نه، بلکه بهخاطر منافع ملی به امضا برسـد و از همه مهمتر اینکه به مخالفینِ مسلح، پیام واضحِ صلح را بدهد.
ماندگار می افزاید:
رییسجمهور غنی به این کنایه و اشاره هم اکتفا نکرد و در بخشی از سخنانش افزود که حزب اسلامی که بهطور دموکراتیک، صلحآمیز و منسجم داخلِ صحنه میشود و در هندسۀ سیاسی تغییر میآورد.
بیگمان «تغییر هندسۀ سیاسی» به وضعیتی گفته میشود که گروههایی از چوکاتِ سیاست، حذف و گروههایی دیگر جاگزینِ آنها گردد. اما معنای نزدیکِ این فهم در معادلاتِ سیاسیِ افغانستان این است که بیلانسِ قدرت با یک سازش و تعاملِ قومی به شکلی برهم بخورد و برخی گروههای قومی و سپس سیاسی، صحنۀ قدرت را به یک جریانِ نیرومندِ قومی که در پیِ دست یافتن به امتیازهای جدید است، خالی کنند.
این وضعیت به خودیِ خود نشان میدهد که آمدنِ آقای حکمتیار میتواند برای مردم بسیار سنگین و آزاردهنده تمام شود؛ درحالیکه مردم انتظار دارند آقای حکمتیار از گذشته بیاموزد و روزهای آخرِ عمرش را بهآرامی و سلامت در کشور بگذراند و اگر منفعتی رسانده نمیتواند، دستکم شر نریزد.
و به سراغ روزنامه ی چراغ می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان صلح با حکمتیار و جنگ با طالبان، پیروزی تاکتیکی یا شکست استراتیژیک چنین نوشته است:
سرانجام پس از چند ماه تلاش توافقنامهی صلح حکومت با حزب اسلامی گلبدین حکمتیار نهایی و به روز پنج شنبه میان هیئت مذاکره کننده دو طرف امضا شد. این توافق در حالی نهایی میشود که تلاشهای پیهم و پرهزینهی حکومت از زمان حامد کرزی تاکنون برای وادار کردن طالبان به گفتگوهای صلح ناکام بوده و اکنون در بنبست قرار دارد.
در پایان چراغ می افزاید:
هرچند پیوستن این حزب به روند صلح، در بین اقشار مختلف مردم افغانستان و کشور های خارجی وجود دارد، اما اینکه پیوستن این حزب به روند مصالحه چقدر تامین کننده صلح و مشوق کننده گفتگو برای سایر جریانهای ناراض خواهد بود؛ حداقل در کوتاه مدت نمیتوان آنرا ارزیابی و پیش بینی کرد.
اما با این همه؛ این توافق برای رئیس جمهورغنی که تا اکنون از تلاش های صلح خویش سرخورده بوده است؛ یک پیروزی تاکتیکی میتواند به حساب آید زیرا تلاشهای چند سالهی حکومت در راستای تأمین صلح با گروههای مسلح و تروریستی که گاهی برادران ناراضی خطاب شدهاند، گاهی مخالفان سیاسی و در این اواخر نیز تروریست؛ ناکام بوده است.