بررسی مطبوعات کابل 4 میزان
یمن قربانی جنگ های نیابتی است، عنوان سرمقاله روزنامه انصاف
یمن قربانی جنگ های نیابتی، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی انصاف است که در آن چنین آمده است:
قرار است دولت ایالات متحده ی امریکا به ارزش 15/1 میلیارد دالر تجهیزات نظامی را به دولت عربستان سعودی بفروشد. این تصمیم دولت آمریکا در حالی گرفته می شود که زمزمه هایی مبنی بر مخالفت سنای این کشور با فروش تسلیحات نظامی مذکور به دولت عربستان وجود دارد. قرار است در همین روزهای اخیر، لایحه ی تصمیم دولت مبنی بر فروش این حجم عظیم از تجهیزات نظامی به سنای این کشور فرستاده شود و گمانه ها بر این است که این لایحه نتواند موافقت مجلس سنای امریکا را کسب کند که در آن صورت با واکنش تند دولت اوباما روبه رو خواهد شد.
در هر صورت، چه لایحه ی مذکور از جانب مجلس سنای امریکا پاس شود یا نه، یک موضوع واضح است و آن، حضور فعال دولت امریکا در قالب جنگ های نیابتی این کشور با رقبای خود ساخته ی خویش در منطقه ی خاور میانه می باشد.
انصاف می افزاید:
از دید بسیاری از کارشناسان، فروش تسلیحات با این حجم سنگین به دولت سعودی، صرفا از نقطه نظر سود اقتصادی منظور نظر دولت اوباما نیست و ایالات متحده در پشت این معامله ی اقتصادی، به اهداف استعماری خویش در قالب دامن زدن به جنگ های نیابتی در منطقه نظر دارد. به باور آگاهان، دولت سعودی وظیفه دارد تا با به دست آوردن حجم وسیعی از تسلیحات و تجهیزات نظامی و تدارکاتی، به جنگ نیابتی امریکا در یمن بپیوندد و در واقع خود بازیگر فعال این گونه نبرد در یمن و کشور های دیگر خاور میانه باشد.
و از این کنفرانس تا کنفرانس دیگر عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
در این روزها ارگ ریاستجمهوری دست به اقداماتی میزند و نشان میدهد که در تلاش و تکاپو برای بهتر شدنِ وضعیت است؛ از جمله اینکه به تطبیق توافقنامۀ سیاسی توجه صورت میگیرد، قانونِ انتخابات به بحث گذاشته میشود، توافقنامۀ صلح با حکمتیار امضا میگردد و سپس کمپاینهایی که در موردِ اینهمه صورت میگیرند. همچنان از افزایش عواید سخن گفته میشود و نیز اینکه دولت پنج سند را برای کنفرانس بروکسل آماده کرده و همچنان سخنانی مبنی بر داشتنِ برنامه و طرحهایی در سطحِ ملی به زبان میآید؛ اما در نهایت هیچ کاری در عمل صورت نمیگیرد.
به باور ماندگار:
یقیناً تا زمانی که آقای غنی به عنوانِ یک سیاستمدارِ صادق از علایقِ قومی و قبیلهیی بیرون نشود و به تعهداتش عمل نکند یعنی قانون را تطبیق و توافقنامۀ سیاسی را اجرا نکند، نمیتوانیم شاهدِ هیچ دستاوردی بعد از کنفرانس بروکسل باشیم. زیرا کمکهایی که بعد از کنفرانس بروکسل بهدست میآید، همه در محورِ برنامههای قبیلهیی و تیمی به مصرف میرسد و تا کنفرانسِ دیگر، هیچ طرح و ادعایِ گزافی وجود ندارد تا اینکه به موعدِ کنفرانسی دیگر نزدیک میشویم و موجی از تحرکات به مشاهده میرسد و بعد دوباره خاموش میگردد!
و به سراغ روزنامه ی چراغ می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان احیای دوباره ی جاده ی ابریشم شرایط را به نفع ما ورق می زند چنین نوشته است:
احیای جاده ابریشم برای افغانستانی که به بندرهای آزاد دسترسی ندارد؛ می تواند راهی برای رشد اقتصادی و کاهش وابستگی به کمک های خارجی باشد و یک بار دیگر شاهد بازگشت شکوفایی در این سرزمین باستانی باشیم.
این جاده می تواند افغانستان را به مرکز ترانزیتی آسیای مرکزی و جنوب آسیا در جهت ثبات و امنیت افغانستان تبدیل کند و بستر مناسبی برای همگرایی منطقه ای باشد.
احیای دوباره جاده ابریشم که اولین بار در سال 2013 از سوی رییس جمهور چین برای گسترش تجارت این کشور در جهان مطرح شد، می تواند در دوراندیشی مسوولان برای افغانستان به مانند تاریخ گذشته رونق اقتصادی داشته باشد.
با احیای جاده ابریشم فراموش شده در تاریخ، 64 کشور و چهار و نیم میلیارد جمعیت جهان به هم وصل می شود، جاده ای که دو هزار سال پیش مسیر مهم اقتصادی و فرهنگی میان آسیای میانه، آسیای جنوبی، افریقا و اروپا بود.
در پایان چراغ می افزاید:
افغانستان باید از طریق مذاکرات سیاسی درصدد تعریف نقش و جایگاه کشور در پروژه به بزرگی راه ابریشم باشد و با تقویت روابط با چین و دیگر کشورهای در مسیر این جاده، نقش تاریخی و امروزی افغانستان را تثبیت کند.
با فساد گسترده ای که کل کشور را فلج کرده است و در شرایطی که افغانستان با وجود محصولات با کیفیت تنها به کشوری وارد کننده تبدیل شده است، بیم آن می رود که این پروژه نیز نه تنها برای کشور منفعتی نداشته باشد بلکه راهی باشد برای فساد بیشتر و لکه دار شدن تاریخ گذشته.