بررسی مطبوعات چاپ کابل 20 قوس 1398
"چرا حقوق بشر محور کردن گفتگوهای صلح ناممکن است" ، " عدالت قربانی نشود" و" صلح امریکا-طالبان ؛ یک سرش معما سر دیگرش فکاهی" مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
چرا حقوق بشر محور کردن گفتگوهای صلح ناممکن است عنوان سرمقاله ی روزنامه ی اطلاعات روز است که در آن چنین آمده است:
همزمان با روز بینالمللی حقوق بشر، پیری مایدون، سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان گفته است که بحثها دربارهی روند مذاکرات صلح باید حقوق بشر محور شود. آقای مایدون و کمیسیون حقوق بشر در حالی بر حقوق بشر محور شدن گفتوگوهای صلح تأکید میکنند که گمانهزنیهای از توافق ابتدایی میان طالبان و امریکا وجود دارد و احتمال دارد در هفتههای پیشرو متن ابتدایی توافقنامه به امضای دو طرف برسد.
اطلاعات روز می افزاید :
سفیر اتحادیه اروپا انگشت را روی درد اصلی گذاشته است. حقوق بشر محور کردن گفتوگوهای کنونی میان امریکا و طالبان جدای از اینکه میتواند بر پایداری هر نوع توافقی برای صلح واقعی بینجامد، حس ترس و ناامیدی فراگیری که جامعه را در بر گرفته، نیز از بین ببرد.
اما حقیقت این است که برای طرفین گفتوگو، حقوق بشر اهمیتی در توافقنامهی سیاسی که قرار است به امضا برسد ندارد. مذاکرهکنندگان امریکایی که طی دو دههی گذشته با شعار حمایت از حقوق بشر و دموکراسی در افغانستان حضورشان را توجیه کردهاند، اکنون هیچ تمایلی به هزینهکردن برای این دستاورد یا ارزش در افغانستان ندارند.
و عدالت قربانی نشود عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:
تمام قربانیان جنگ حق دارند که به عدالت دسترسی داشته باشند. بازماندهگان قربانیان نقض حقوق بشر اگر به عدالت دست نیابند، احتمال آن زیاد است که دست به انتقامگیری شخصی و گروهی بزنند. حال که بحث حل سیاسی جنگ افغانستان بسیار داغ است، نیاز است که عدالت هم در آن لحاظ شود. صلح بدون دستیابی به عدالت، ممکن نیست. اگر صلح را آتشبس و خاموشی تفنگها تعریف کنیم، بدون عدالت هم میتوان به آن دست یافت؛ ولی روشن است که آتشبس پایدار نمیماند.
هشت صبح می افزاید:
وقتی از آتشبس به صلح گذار کرده میتوانیم که عدالت در محور تلاشهایی که برای حل سیاسی جنگ صورت میگیرد، قرار داشته باشد. اگر عدالتی وجود نداشته باشد و همهی کسانی که مرتکب نقض نظاممند حقوق بشر پس از سال ۲۰۰۱ شدهاند به نحوی معافیت حاصل کنند، هیچ تضمینی وجود ندارد که آتشبس به دست آمده پایدار بماند.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی ماندگار که در سرمقاله ای تحت عنوان صلح امریکا-طالبان ؛ یک سرش معما سر دیگرش فکاهی چنین نوشته است:
تأکید بر اینکه تحققِ صلح در افغانستان بر اساسِ راهبرد امریکا در این کشور باورش دشوار است، هر روز در هر خبر و رویدادی مورد تأییـد قرار میگیرد. در آخرین مورد اما وزیر دفاع امریکا به فاکسنیوز گفته است که پس از دستیابی به توافقِ صلح در افغانستان، «امریکا میتواند نیروهای خود را متوجه چیـن و روسیه کند که از دیرباز سبب نگرانی واشنگتن بودهاند.» شاید این پُررنگترین خبر در ناممکن ثابت کردنِ برقراری صلحِ پایدار در افغانستان باشد.آنچه در اظهارات وزیر دفاع امریکا آمده، علیرغم ایجاز و ابهامی که میتواند در بر داشته باشد، یک نکته را به گونۀ صریح بازگو میکند که میان صلحِ امریکا – طالبان با چین و روسیه پیوندی عمیق وجود دارد که روسها و چینیها بیش از سیاسیون و روزنامهنگارانِ افغانستان دربارۀ آن فهمیدهاند؛ از همینرو به طالبان نزدیک شدهاند و از پذیراییِ آنها دریغ نورزیدهاند.
درپایان ماندگار می افزاید:
آنچه وزیر دفاع امریکا دربارۀ توافق صلح در افغانستان میگوید، یک سرِ آن معما و سرِ دیگرش فکاهه است. انتظارِ روسها، چینیها، پاکستانیها و ایرانیها در برنامۀ صلح افغانستان، بیرون کردنِ پای امریکاییها از همسایهگی و حلقههای امنیتیشان است. بر این اساس، هر نوع توافق صلحی که بر اظهاراتِ وزیر دفاع امریکا استوار باشد، شکننده و ناپایدار است. در یک نتیجهگیریِ کُلی باید گفت که صلحِ پایدار در افغانستان اولاً منوط به ایجاد اجمـاع ملی در داخل کشور، ثانیاً اجماع منطقهیی در بیرون از کشور و ثالثاً سازش و اتصالِ منطقیِ این دو سطح با یکدیگر است.