بررسی مطبوعات چاپ کابل 7 جدی 1398
"پس از چهل سال جنگ ، آیا امید هست ؟ ، " تقابل با حاکمیت قانون" و "الزام توقف ادبیات نفرت در رقابت های سیاسی" ، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
پس از چهل سال جنگ ، آیا امید هست ؟ عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است : دیروز ششم جدی، چهلمین سالگرد تجاوز ارتش سرخ شوروی سابق به افغانستان بود. چهل سال پیش در چنین روزهایی شوروی سابق به عنوان یکی از دو ابرقدرت جهان، حکومت جمهوری محمد داود خان را از طریق کودتای نظامی سقوط داد و دست نشاندگان خود را بر افغانستان مسلط کرد و یک حکومت نظامی اقتدارگرای کمونیستی را با حمایت مجهزترین ارتش جهان بر سر کار آورد. از آن روز تا کنون که چهل سال تمام میگذرد، حتی یک روز در افغانستان صلح برقرار نبوده است و ما همچنان در آتش جنگ و جنون میسوزیم. در طی سالهای گذشته چندین بار روزنههای امید به روی مردم افغانستان گشوده شده است ولی هیچوقت ما نه تنها به صلح نرسیدیم بلکه بدتر از وضعیت گذشته را تجربه کردیم.
نویسنده می افزاید :
با نگاه واقعگرایانه به مساله افغانستان و فاکتورهایی که در حال تاثیرگذاری بر حوادث تلخ افغانستان است، چندان امیدی حداقل در اینده نزدیک دیده نمیشود. تقریبا همه فاکتورهای اصلی جنگ و خشونت همچنان سر جای خود هستند و هیچ چیزی تغییر نکرده است. تنها چیزی که تغییر کرده است، باورها و ارزش های مردم است. بدون تردید مردم افغانستان دیگر آن مردم سابق نیستند و ما هم اکنون صدها هزار نیروی تحصیل کرده با گرایش های جدید و باورمند به ارزش های جدید داریم. تنها روزنهای که به چشم میخورد همین نکته است. باور ما بر این است که در طی هیجده سال اخیر مردم افغانستان ارزش هایی را به دست آورده اند که مسلما حاضر به از دست دادن این ارزشها نخواهند بود.
و تقابل با حاکمیت قانون عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است :
حاکمیت قانون به معنای آن است که هیچ نیرویی دیگر نمیتواند در کنار آن برای خودش دم و دستگاهی درست کند. قانون صلاحیت قضایی را به محاکم رسمی داده است. صرف یک محکمهی رسمی میتواند شخصی را مجرم بشناسد و برای او مجازات در نظر بگیرد. تطبیق به اصطلاح حدود و شریعت در یک منطقهی خاص، در صلاحیت اشخاص و افراد نیست. قانون صلاحیت قضایی را به هیچ شخصی در نظر نگرفته است. هر شخصی ولو رییسجمهور باشد یا عالم دین صلاحیت قضایی ندارد. هر نوع محاکمهی خیابانی خلاف حاکمیت قانون است و نیروی تنفیذ قانون باید جلو آن را بگیرد. هیچ شهروندی صلاحیت ندارد که برای خودش دم و دستگاهی بسازد و زیر نام تطبیق حدود و نهی از منکر حقوق شهروندی را که فصل دوم قانون اساسی افغانستان آن را به رسمیت شناخته است، نقض کند.
هشت صبح می افزاید :
هر کسی که خلاف حاکمیت قانون عمل میکند باید به دادگاه کشانده شود. صرف محاکم رسمی صلاحیت دارند حکم قضایی صادر کنند. نیروی تنفیذ قانون باید به شخصی اجازه ندهد که برخلاف اصل حاکمیت قانون عمل کند. محاکم خیابانی و ایجاد محاکم موازی در کنار دستگاه قضایی رسمی، امری است که از شهروندان افغانستان همیشه قربانی گرفته است. همه به یاد دارند که در کنار مسجد شاه دو شمشیرهی کابل جمعیت خشمگین به حکم چند قاضی خیابانی به یک دختر بیدفاع حمله کردند و او را به آتش کشیدند.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی اطلاعات روز که در سرمقاله ای تحت عنوان الزام توقف ادبیات نفرت در رقابت های سیاسی چنین نوشته است :
دستههای انتخاباتی سرگرم جنگ روانی علیه یکدیگرند. به موازات که جنجالهای انتخاباتی بیشتر و پیچیدهتر میشود، بهکارگیری ادبیات نفرت از سوی دستههای انتخاباتی نیز زیادتر میشود. وضعیت به جایی رسیده که جنگ روانی در مبارزات انتخاباتی افغانستان هیچ مرزی را نمیشناسد. دروغپردازی، اتهام، تهمت و تهدید از روشهای معمول این رویاروییها حساب میشود. این وضعیت در رسانههای اجتماعی افغانستان برجسته و آشکار است. اگر به کارکردهای تبلیغاتی نامزدان و هواداران آنها دستکم در نزدیک به چهاره ماه گذشته که بحث انتخابات در افغانستان داغ بوده، نگاه شود، دیده میشود که ادبیات نفرت برجستهترین کاری است که در محراق بگومگوهای تبلیغاتی قرار داشته است.
در پایان اطلاعات روز می افزاید :
بهکارگیری ادبیات نفرت در تنشهای پساانتخاباتی پیامد خوبی ندارد. این کار میتواند شکافهای اجتماعی و ظرفیتهای نهفتهی خشونتورزی را در افغانستان فعال کند. این کار فرصت همگرایی اجتماعی را نابود میکند. در یک جامعه چیزی بهنام سرمایهی اجتماعی وجود دارد. سرمایه اجتماعی همان روحیهی همکاری و همگرایی مردم است. سیاستمداران نباید فراموش کنند که هنوز ریشهی خشونتورزی و نفرت حاکم، دستکم در چهار دههی گذشته افغانستان نخشکیده و ظرفیت بزرگ نفرت و خشونت اجتماعی نهفتهای وجود دارد. پس دستههای انتخاباتی نباید هیزمآور این آتش نفرت و خشونت شوند. دستههای انتخاباتی در تنشهای پساانتخاباتی حق دارند مواضع خود را بیان کنند و از جایگاه و حق خود دفاع کند، اما حق ندارند تولید ادبیات نفرت کنند.