بررسی مطبوعات کابل 19 سنبله
بزرگنمایی ارگ در مورد کنفرانس بروکسل
بزرگنمایی ارگ در مورد کنفرانس بروکسل، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است: در اینکه کنفرانس بروکسل یکی از بااهمیتترین کنفرانسهای جهانی در مورد افغانستان بوده، جای شک وجود ندارد؛ ولی نباید از آن تصویرهای اغراقآمیز و غیرقابلِ دفاع ارایه کرد. اینکه سخنگویانِ رییسجمهوری میگویند رهبرانِ دولت در کنفرانس بروکسل مورد سرزنش قرار نگرفتهاند، حرفِ دقیقی نیست.
دولت وحدت ملی با کارنامۀ قدرتمند وارد کنفرانس بروکسل نشد. این دولت به هیچیک از تعهداتِ خود در برابر جامعۀ جهانی عمل نکرده است که بتوان از آنها به عنوان دستاوردهای دولت یاد کرد. دولت وحدت ملی به اندازۀ دولتِ پیشین، ناکامی و ناتوانی در کارنامۀ خود دارد. این دولت ظرف دو سال گذشته، به اصلیترین تعهداتِ خود نتوانست عمل کند.- بنابراین - سخنگویان ارگ از چه دستاوردهایی سخن میگویند؟
ماندگار می افزاید:
آیا اصلاحات انتخاباتی، مبارزه با فساد، ارایۀ حکومتداری مورد قبول مردم، تأمین امنیت و دهها مورد دیگر انجام شده که کسی بگوید رهبران دولت با دستهای پُر وارد کنفرانس بروکسل شدند؟ شاید آقای غنی اسناد پروژههایی را که میخواهد انجام دهد، بهخوبی تهیه کرده باشد و سخنگویانِ ارگ هم از همین اسناد به عنوان دستاورد یاد کنند، اما این اسناد به هیچ صورت نمیتواند به عنوان کارهای عملیِ دولت به حساب روند. نباید کنفرانس بروکسل را چنان بزرگ کرد که نتوان بهصورتِ واقعگرایانه به ارزیابیِ دستاوردهای آن پرداخت. کنفرانس بروکسل زمانی اهمیت دارد که تعهداتِ انجامشده از سوی رهبرانِ دولت مو به مو صورتِ واقعی به خود گرفته باشد.
و روزنامه ی افغانستان در سرمقاله ای تحت عنوان آیا حکومت می تواند به تعهداتش عمل کند، چنین نوشته است:
نشست بروکسل برای افغانستان یک مؤفقیت به حساب می آید. تعهدات مالی جامعه جهانی این امیدواری را به وجود آورد که تا چهار سال آینده افغانستان از حمایت های جامعه جهانی برخوردار می باشد. در پانزده سال گذشته مدیریت ناسالم کمک ها سبب شد که باندهای بزرگ فساد در افغانستان شکل بگیرد. باندهای ریز و درشت فساد برای سؤ استفاده ی بیشتر از کمک ها، تلاش می کردند تا کمک ها را به سوی مناطق ناامن سوق دهند. این عمل در عین حالی که قیمت پروژه ها را به بهانه ناامنی تا چند برابر بالا می برد، به دلیل عدم نظارت از تطبیق پروژه ها امکان حیف و میل بودجه پروژه ها را به صورت کامل فراهم می کرد. اگر امروز گزارش هایی درباره مکاتب خیالی، شفاخانه ها و کلینیک های خیالی، پروژه های آبرسانی، زراعت و باغداری خیالی به نشر می رسند، به دلیل سیاست و مدیریت ناکارامد جامعه جهانی در مورد نحوه مصرف کمک ها در افغانستان بوده است.
نویسنده می افزاید:
حال مهم این است که آیا حکومت افغانستان که از یک طرف از ظرفیت و توانایی پایین در تطبیق سیاست های اقتصادی برخوردار است و از طرف دیگر با فساد درگیر می باشد، می تواند از این کمک ها برای نوسازی زیربناهای اقتصادی در کشور بهره ببرد و با ایجاد میکانیزمی کارا، شفافیت را در مصرف کمک ها تأمین و مؤثریت کمک ها را در کاهش فقر و بیکاری در افغانستان تضمین نماید یا خیر؟
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی چراغ که در سرمقاله ای تحت عنوان ابزار سازی مهاجرین افغان توسط کشورهای میزبان اروپایی چنین نوشته است:
در آستانه کنفرانس بروکسل، اتحادیه اروپا اعلام کرده بود که در صورتی که دولت افغانستان حاضر به پذیرش بازگشت اجباری ۸۰ هزار پناهجوی افغان نشود، کمک های خود را به این کشور قطع میکند. اتحادیه اروپا میخواهد، بر اساس استراتژی جدیدی که درباره کشورهای فقیر جهان روی دست گرفته، این تعداد افغانان مهاجر غیرقانونی را دوباره به افغانستان بازگرداند. در این میان هزاران تن از مهاجرانی که در کشور آلمان به سر می برند، قربانی فرصت طلبی این کشور و زیاده خواهی افغانستان می شوند. حال که سند "برگرداندن مهاجران افغانستانی" میان دولت و اتحادیه اروپا به امضا رسیده است، باید منتظر بحرانی انسانی باشیم. از سوی دیگر کشور با سیل عظیمی از بی جاشدگانی روبه رو است که با آمدن فصل سرما نه سرپناه دارند و نه غذایی برای خوردن و همچنان که طالبان به مرکز قندوز نفوذ کرده اند، مردم این ولایت بدون آب و غذا درون خانه هایشان محبوس شده اند. براساس آمار حکومت، روزانه 5000 مهاجر از مرزهای پاکستان وارد کشور می شوند و با فرارسیدن زمستان نیاز به سرپناه و کمک های غذایی دارند که اقدامی در این خصوص صورت نگرفته است.
در پایان چراغ می افزاید: معامله دولت بر سر مهاجران نشان می دهد که تفاوتی میان مردمی که در محاصره جان می دهد و مهاجری که در مرزها و آب ها می میرد، نیست و چه در افغانستان و چه هر کشور برای سیاست قربانی خواهند شد. هرچند که نهادهای حقوق بشر گفته اند که نباید شرطی در قبال کمک ها به افغانستان لحاظ شود، اما حکومت چنان از کاهش کمک ها به وحشت افتاده بود که قبل از مصلحت اندیشی، خواستار بازگشت مهاجران شد. حکومت می توانست همچنان که بحران مهاجران افغانستانی در کشورهای اروپایی را عزت مندانه مهارکند، به کمک های مالی نیز دست یابد زیرا جامعه جهانی با دانستن واقعیت افغانستان، هیچ گاه اقدام به قطع کمک ها نمی کرد. بی اهمیت بودن سرنوشت مردم برای حکومت همان سکوتی است در قبال مهاجرت میلیونی مردم به اروپا و اکنون معامله بر سر همان مردم برای رسیدن به دالرهای بیشتر.