بررسی مطبوعات کابل 20 میزان
حمله به روزنامه نگاران حمله به روشنایی است
حمله به روزنامه نگاران حمله به روشنایی است، عنوان سرمقاله روزنامه ماندگار است که در آن چنین نوشته است:
کشورِ ما در پهلوی آنکه غرق در جنگ و دربهدری و نفاقهای قومی است، با گذشتِ هر روز نیز بیشتر از پیش در معرضِ آزادیستیزی و تنگشدنِ فرصتها برای فعالیتِ رسانهها و اصحابِ آن قرار میگیرد. در این اواخر، تهدید علیه روزنامهنگاران به شکلِ مستقیم و غیرمستقیم افزایش یافته است. به نظر میرسد که با توجه به شرایط تازهیی که در پیشِ رو داریم، فضا به گونۀ علنی بر رسانهها تنگ و نفسگیرتر میگردد. از سوی دیگر، نباید از کنارِ حوادث و اتفاقاتی که برای رسانهداران و روزنامهنگارانِ کشور میافتـد، بهسادهگی بگذریم؛ زیرا بیاعتنایی میتواند به روند (رسانهستیزی و اسـتبداد) سرعت ببخشد و زمینه را برای ترور و تهدید مساعدتر بسازد. دو شب پیش، مدیر مسوولِ یکی از روزنامههای معروفِ کشور، مورد سوءقصد قرار گرفته است. هرچند این روزنامهنگار از دستِ جنایتکاران جانِ سالم بهدر برده، ولی کموبیش مجروح گردیده است.
ماندگار می افزاید: حمله بر جانِ این روزنامهنگارِ کشور درحالی صورت میگیرد که آمار نهاد «نی» یا حمایتکنندۀ رسانههای آزاد افغانستان، نشان میدهد که در جریان هفتۀ گذشته، پنج خبرنگار در بخشهای مختلفِ کشور مورد خشونت قرار گرفتهاند. مقایسۀ این آمار با حوادثِ مشابهِ گذشته، نشان میدهد که میزانِ تهدیدها علیه خبرنگاران افزایش یافته و هیچ نقطۀ کشور برای آنها ایمن شمرده نمیشود. مسلماً روزنامهنگاران و خبرنگارانِ رسانههای کشور، سرگرمِ مبارزه در عرصههای مختلفاند؛ از سیاست گرفته تا اقتصاد، همۀ خبرها را رصد میکنند و از همۀ رازهایِ نهان پرده برمیدارند تا سببِ اصلاحات در کشور گردند. اما متأسفانه حکومت توجه چندانی به حفظِ جان این فعالانِ مهمِ جامعه ندارد. حال آنکه رسانهها بهخصوص روزنامهنگاران، در نقشِ چراغِ جامعه عمل میکنند و راه را از بیراهه مینمایند. آنان مسوولیتِ بزرگِ روشنگری و حقیقتگسـتری را بهدوش دارند و با فعالیتِ خود، به مقبولیت و مشروعیتِ نظام میافزایند.
و کارنامه ی سیاه دوران بان کی مون عنوان سرمقاله ی روزنامه ی انصار است که در آن چنین آمده است:
این روزها رسانههـای غربی مانور ویژهای بر سر انتخاب دبیر کل جدید سازمان ملل متحد میدهند. این در حالیاست که در صورت عدم اصلـاح ساختار سازمان ملل متحد و رهایی این سازمان از انقیاد سلطه غرب، اساسا تغییر دبیر کل سازمان ملل متحد چیزی جز یک امر تشریفاتی نخواهد بود. اعضای شورای امنیت به اتفاق آرا از (گوترس) پرتغالی برای تکیه بر صندلی دبیر کلی سازمان ملل حمایت کردند. طی جلسه پشت درهای بسته تمام 15 عضو شورای امنیت قطعنامهای را رسما به تصویب رساندند که در آن ذکر شده است (آنتونیو گوترس) انتخاب آنان برای تصدی سمت دبیر کلی سازمان ملل است.
انصار می افزاید: بان کی مون هشتمین دبیر کل سازمان ملل بود که از سال 1385 مسئولیت خود به عنوان دبیر کل سازمان ملل را آغاز کرد اما در طول 10 سال گذشته کارنامهای سیاه از خود به جای گذاشت. او همواره حامی سیاستهای زورگویانه و سلطه طلبانه غرب و رژیم صهیونیستی بوده و در مقابل به خاک و خون کشیده شدن ملتهای بیگناه در جهان اسلام سکوت کرد.
بدون شک کسی از انسانهای آزاده دنیا از بان کی مون به خوبی یاد نخواهد کرد. او همان کسی بود که در جریان به خاک و خون کشیدن شدن مردم غزه و لبنان سکوت کرد و در مقابل فشارهای آل سعود برای عدم قرار گیری نام پلید رژیم سعودی در لیست ناقضین حقوق کودکان در یمن تسلیم شد. بدون شک تا زمانی که ساختار سازمان ملل متحد اصلـاح نشود، تغییر دبیر کل نمی تواند تاثیری دراین خصوص داشته باشد. اصلـاح ساختار سازمان ملل متحد به دغدغهای مهم در بین ملتهای دنیا تبدیل شده است.
و به هیچ کس نباید اجازه ی اختلاف اندازی داده شود، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است:
موضوع حادی که در این روزها در رسانه های گروهی و اجتماعی خبرساز شده، اتهام های مسئولان علیه یکدیگر و کشانیدن موضوعات امنیتی و سیاسی به سطح رسانه های گروهی و اجتماعی و مخلوط کردن آن با بحث های اختلاف برانگیز است. احتمالا کسانی که تلاش می کنند چنین موضوعاتی را دامن بزنند، قصد دارند تا در پشت پرده تنش های قومی و لسانی پنهان شوند و از آبی که خود گل آلود کرده اند ماهی مقصودشان را بگیرند. شکی در این نیست که افغانستان، همان گونه که از نگاه امنیتی آسیب پذیر است، از نگاه اجتماعی نیز در حالت نابسامانی قرار دارد. بسیارند کسانی که حساسیت های مختلف را دامن می زنند تا بتوانند نقص ها و کاستی ها و اشتباهات خود را بپوشانند. این حربه در بسا موارد در افغانستان برای عده ای مفید واقع شده است.
در پایان نویسنده می افزاید: طرح مسایل تفرقه انگیز به هر بهانه ای و از طرف هر کسی که باشد، باید مورد پیگرد و توجه جدی قرار گیرد. کسانی که مسایل تفرقه انگیز را دامن می زنند و مطمین هستند که با چنین حربه فضای سیاسی و اجتماعی متشنج شده و گل می شود، و آنگاه آنان با خیال راحت به مقصود خود می رسند، باید از سوی حکومت شناسایی شده و به پنجه قانون سپرده شوند. ایجاد تفرقه میان مردم و اقوام در حال حاضر بدترین جرم است. دولتمردان، برای رهایی از چنین وضعیتی باید فرهنگ تهمت و افترا به دیگران را از بین ببرند. کسانی که ادعایی علیه کسی دیگری می کند، باید به صورت قانونی و حقوقی اثبات کند و در غیر این صورت باید به عنوان یک مجرم تحت پیگرد قرار گیرد. دولت نباید اجازه دهد که منسوبین دولتی به جای کار و قبول مسئولیت به دنبال تهمت و افترا بستن به یکدیگر باشند.