بررسی مطبوعات چاپ کابل 24 سنبله 1399
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i115443-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_24_سنبله_1399
مصاف آینده و گذشته در دوحه؛دست طالبان خالی بود ، وقت رجز خوانی نیست،چرا رسوا و بی آبرو شدند، مهمترین عناوین سرمقاله های امروز روزنامه چاپ کابل است
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
سنبله 24, 1399 07:55 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 24 سنبله 1399

مصاف آینده و گذشته در دوحه؛دست طالبان خالی بود ، وقت رجز خوانی نیست،چرا رسوا و بی آبرو شدند، مهمترین عناوین سرمقاله های امروز روزنامه چاپ کابل است

روزنامه ی اطلاعات روز  در سرمقاله ای تحت عنوان مصاف آینده و گذشته در دوحه؛دست طالبان خالی بود چنین نوشته است :

هیأت جمهوری اسلامی افغانستان، به نمایندگی از نظام و مردمی در دوحه حضور یافت که در دو دهه‌ی گذشته، قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان را تصویب و نهایی کرد. قانون اساسی که در سطح منطقه کم‌نظیر است. در این ۱۹ سال، مشارکت سیاسی و اجتماعی افغانستان با وصف چالش‌هایی که در نهادینه‌شدن آن وجود دارد، به رسمیت شناخته شد و تنوع سیاسی، مذهبی و قومی هرچند که هنوز راه درازی در پیش دارد، در دست اجرا قرار گرفت. هیأت جمهوری اسلامی افغانستان حامل دو دهه تلاش و دستاورد برای به رسمیت‌شناختن و نهادینه‌شدن اصل مالکیت مردم بر حاکمیت ملی، آزادی بیان و رسانه‌ها، جامعه‌ی آزاد و برخوردار از حقوق مدنی و شهروندی و استراتژی عبور از گذشته و در آغوش گرفتن آینده بود.

اطلاعات روز می افزاید:

طالبان به چیزی جز خشونت، سرکوب و تفنگ مجهز نیستند که بتواند با توسل به آن، در مصاف با جمهوری اسلامی افغانستان از برنامه‌های‌شان برای توسعه، امنیت، آموزش، اقتصاد، صحت و عالمی از موضوعات اجتماعی، فرهنگی و جمعیتی کشوری به نیازمندی و آسیب‌دیدگی افغانستان، سخن بگویند. طالبان، نمایندگان گذشته و برگشت به گذشته هستند. نمادهایی از عشق و وابستگی عمیق به گذشته و جهانی که اساسا قرن‌هاست به تاریخ سپرده شده و مجال ابزار وجود در جهان مدرن ندارد. افغانستان، در ۱۹ سال غیبت این گروه، به آینده پیوسته و برگشت‌شان به گذشته ممکن نیست. طالبان برای پیوستن به این کاروان و زندگی مسالمت‌آمیز با آن‌ها، چاره‌ای جز پرکردن دست‌هاشان به ابزارهای سفر به آینده ندارند.

و وقت رجز خوانی نیست عنوان سر مقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:

میز مذاکرات، میدان جنگ نیست. آن‌جا محلی برای بحث منطقی برای رسیدن به یک توافق مطلوب است. رجزخوانی و جدل، مذاکرات را از مسیر اصلی آن منحرف خواهد کرد. تنها تواضع و فروتنی و شنیدن یک‌دیگر با نیت موفقیت مذاکرات، متضمن پیش‌رفت آن است.سخنان افتتاحیه مذاکرات از هر دو جانب امیدوارکننده بود. هم عبدالله عبدالله و هم ملا عبدالغنی برادر، با زبان و ادبیات ملایم و صلح‌جویانه مواضع دو طرف را اعلام کردند. امید می‌رود که این وضعیت در جریان مذاکرات اصلی نیز حفظ شود.

هشت صبح می افزاید : 

طرح این‌که چه جنایت‌هایی در گذشته انجام شده است و مقصر این جنایات چه کسانی هستند، کمکی به روند صلح نخواهد کرد. دلیل واضح آن این است که هیچ یکی از طرف‌ها خود را مقصر وضعیت کنونی و یا گذشته نمی‌دانند و هم‌چنان مذاکره به معنای محاکمه یک‌دیگر هم نیست. به همین شکل، رجزخوانی نیز فایده‌ای برای هیچ یک از طرف‌ها نخواهد داشت. این کار ممکن است روند مذاکرات را از مسیر اصلی آن خارج کند و فرصت کنونی برای صلح را هدر بدهد. حرکت مسیر بحث نیز مهم است. این مسیر باید از بحث روی مسایل ساده آغاز و به مسایل جنجالی منتهی شود. با رعایت این نکات می‌توان انتظار برد که مذاکرات بین‌الافغانی به نتایج مطلوب خود خواهد رسید.

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی آرمان ملی که در سرمقاله ای تحت عنوان چرا رسوا و بی آبرو شدند چنین نوشته است:

مصاحبه برخي از اعضاي هيأت مذاکره کننده ظاهراً با خبرنگاران طالبان با انتقادها و مسخره‌گي‌هاي تعدادي از کاربران شبکه‌هاي اجتماعي مقابل شده است.

خبرنگار طالب با يک آماده گي و برنامه از پيش سنجيده شده و هدف مند تعدادي از شرکت کننده گان را به چالش کشيد و آنها را در انظار عمومي مسخره کرد.اين چالاکي ظاهراً خبرنگاران طالباني چلوصاف تعدادي از اعضاي هيأت مذاکره کننده را از آب بيرون کرد و به مردم و شبکه‌هاي اجتماعي نشان داد و فهماند که برخي از اعضاي اين هيأت، از معلومات لازم و سواد کافي برخوردار نيستند به همين منظور آنها رسوا شدند و عزت و آبروي شان زير سوال رفت.

در پایان آرمان ملی می افزاید:

همين گونه برخي از خبرنگاراني که با هيأت مذاکره کننده به قطر رفته بودند، غير مسوولانه و غير مسلکي عمل کردند و آنها فراموش کردند که چگونه از فضاي پيش آمده استفاده لازم را به نفع منافع ملي و مردم افغانستان انجام دهند.

برخي از اين خبرنگاران با تملق وچاپلوسي وارد گفت و گو با نماينده گان طالبان مي شدند.

اگر خبرنگاري که با مسايل شرعي آشنا باشد و در برابر مردم و کشورش احساس مسووليت کند مي داند که از طالب چه بپرسد تا از بزرگ نمايي طالبان که کار شبکه هاي استخباراتي است جلوگيري شود.