بررسی مطبوعات کابل 25 میزان
عکس العمل ها در مقابل هشدار ها چیست
عکس العمل ها در مقابل هشدار ها چیست، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است:
مردم افغانستان به خوبی به یاد دارند که پیش از آنکه داعش در افغانستان عملا حضورش را اعلام و ثابت کند، هشدارهایی جدی از سوی نهادهای مختلف به نیروهای امنیتی داده شده بود که این گروه در بخش هایی از کشور حضور یافته و تهدیدی جدی برای افغانستان به شمار می رود. عکس العمل دولت و نهادهای امنیتی همانند همیشه بود. مثل همیشه ابتدا منکر حضور این گروه در افغانستان شدند، مدتی بعد که شواهد غیر قابل انکاری دال بر حضور گروه داعش در افغانستان به مشاهد رسید، ادعا کردند که دولت به زودی این گروه را ریشه کن خواهد ساخت و شهروندان به هیچ صورت نگران نباشند و در نهایت زمانی که این گروه دست به قتل و کشتار مردم افغانستان زد و فجایع زیادی را بر مردم و کشور تحمیل کرد، از اقداماتی برای سرکوبی گروه داعش خبر دادند.
نویسنده می افزاید:
از آغاز سال روان خورشیدی تا هنوز گروه داعش دست به جنایت های فجیعی علیه شهروندان کشور زده است. گروه داعش در حمله علیه تظاهرات کنندگان در میدان دهمزنگ صدها تن را کشت و زخمی کرد، همین گروه در حمله بر زایران زیارتگاه سخی در کابل ده ها تن دیگر را زخمی ساخت و به شهادت رسانید. حملات از نگاه زمان و مکان نیز قابل تامل است. هر دو حمله در زمانی اجرا شده اند که احتمال شعله ور شدن اختلافات مذهبی و قومی در حد بالای خود بوده است. تنها چیزی که باعث شده تا داعش به اهداف خود نرسد، میزان بالای آگاهی مردم و علم آنها به نیات شوم طراحان چنین حملات بوده است.
بهتر است دولت افغانستان به هشدارهایی توجه کند که از سوی منابع مختلف به خصوص دولتمردان داده می شود، کسانی که در راس امور این دولت قرار دارند.
گرچه دولتمردان و سیاستمدارانی که هشدار می دهند، از سویی خود می بایست دست به کار شوند و این هشدارها به خود آنان نیز است. مخاطب هشدارها در حقیقت خود آنها هستند که باید هشدارها را جدی بگیرند و اقدامات عملی را روی دست بگیرند، دیگر دولتمردان را آگاه سازند و عملا به طرح و اجرای اقداماتی مبادرت ورزند که جلو فعالیت های تروریستی و ضد مردمی گروه های تروریستی گرفته شود.
و به سراغ روزنامه ی چراغ می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان عصای سفید، دنیای تاریک چنین نوشته است:
فقر، ناامنی، ناآگاهی و مشکلات مادرزادی دلایلی هستند برای وجود بیش از 400 هزار نابینا در کشور که هر ساله به این تعداد 25 هزار تن دیگر افزوده می شود در حالی که نیمی از موارد نابینایی قابل درمان است.
کمک های هنگفت بین المللی که باید به جمعیت قابل توجه معلولان افغانستان زندگی تازه ای می بخشید، صرف فساد مقامات شد – اما این محرومیت بود که - نصیب نابینایان و دیگر معلولان گردید.
در پایان چراغ می افزاید:
وخامت وضعیت نابینایان بیشتر شامل 38 هزار کودکی است که تنها هزار تن آنان از آموزش بهره مند هستند و این آموزش هم بدون آشنایی معلمان به خط بریل می باشد!
نابینایان می توانند با کمک امکانات و آموزش، تبدیل به سرمایه هایی برای کشور شوند نه اینکه با محرومیت از فرصت های پیشرفت، باری بر دوش خانواده و جامعه شوند.