بررسی مطبوعات چاپ کابل 1 میزان 1399
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i115839-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_1_میزان_1399
"پاشیدن نمک برزخم مردم" ،"در صورت تداوم جنگ و خشونت چگونه می توان به صلح امید بست" ، " از فقه حنفی استفاده ی ابزاری می کنند" ، مهترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
میزان 01, 1399 06:46 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 1 میزان 1399

"پاشیدن نمک برزخم مردم" ،"در صورت تداوم جنگ و خشونت چگونه می توان به صلح امید بست" ، " از فقه حنفی استفاده ی ابزاری می کنند" ، مهترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

روزنامه ی اطلاعات روز در سر مقاله ای تحت عنوان پاشیدن نمک برزخم مردم چنین نوشته است:

از نظر مردم افغانستان طالبان در دو دهه‌ی گذشته در افغانستان بر علیه مردم جنگیده‌اند. به همین دلیل در افکار عمومی جایگاهی ندارند. براساس نظرسنجی که قبلا بنیاد آسیا انجام داده، تقریبا ۹۳ درصد از شهروندان به این‌ نظرند که از روبه‌روشدن با طالبان، به‌خاطر دیدگاه افراط‌گرایانه و بی‌رحمی این گروه، ترس دارند. جنگ‌جویان طالبان، مانند بسیاری از گروه‌های شورشی، با بی‌رحمی تمام، غیرنظامیان و افراد دولتی را هدف قرار داده‌اند. بی‌رحمی طالبان منجر به بی‌جا‌شدن خانواده‌ها، آسیب‌‌زدن به غیرنظامیان و کاهش دسترسی به کمک‌های بشردوستانه، آموزش و مراقبت‌های بهداشتی شده است.

اطلاعات روز می افزاید :

گفته می‌شود هیأت مذاکره‌کننده‌ی طالبان در تلاش است که جنگ‌شان «مقدس» و کشته‌شد‌گان این گروه «شهید» خوانده شود. با این کار طالبان به دنبال مشروع‌سازی و قباحت‌زدایی از خودند و می‌خواهند که سال‌ها خون‌ریزی و خشونتی را که آنان راه ‌انداخته‌اند، جنگ مقدس جلوه دهند. این تلاش طالبان بیهوده و پاشیدن نمک بر زخم قربانیان جنگ است. برای هیچ کسی پوشیده نیست که طالبان در طول دو دهه جنگ، دست به کشتار غیرنظامیان زدند که مصداق روشن جنایت جنگی بوده است. در یک نگاه کلی‌تر، استدلال و روایت طالبان از ۱۹ سال جنگ خونین، ایجاد حکومت شرعی بوده است. درحالی‌که قانون اساسی کنونی افغانستان، در تضاد با شریعت نیست. تمام محاکم افغانستان در مطابقت با احکام شرعی حکم صادر می‌کنند و نظام حقوقی افغانستان برگرفته از شریعت است. بنابراین، روایت شرعی‌سازی طالبان بی‌بنیاد است. از طرف دیگر، طالبان حکومتی را که در دهه‌ی ۷۰ در افغانستان برپا کردند و مدعی شریعت بودند، نسبتی با اسلام و شریعت نداشت.

ودر صورت تداوم جنگ و خشونت چگونه می توان به صلح امید بست عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است :

مردم افغانستان که قربانیان اصلی جنگ‌اند و هر جنگ‌جویی که در دو طرف جنگ کشته می‌شود با یکی از خانواده‌های این مردم نسبت خونی دارد رنج مضاعف این خشونت‌ها را بردوش می‌کشند. این جنگ جز ویرانی قریه و قصبات، ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به پروسه صلحی که آغاز شده است ارمغان دیگری ندارد. مردم افغانستان به مذاکرات هیات مذاکره‌کننده در شهر دوحه چشم امید بسته‌اند. در شرایطی که گفت‌وگوها برای صلح آغاز یافته‌اند نباید تشدید خشونت‌ها امید صلح را در میان مردم از میان ببرد.

هشت صبح می افزاید :

در شرایط کنونی که اجماع بی‌پیشینه‌ای برای برقراری صلح در سطح منطقه و جهان پیش آمده است، ایجاب می‌کند که طرف‌های درگیر برای نشان دادن حسن نیت جنگ را متوقف سازند. باید آتش‌بس اعلام شود تا این آتش‌بس هم‌زمانی که اعتماد مردم را نسبت به روند صلح تحکیم می‌بخشد، فضای مذاکرات را نیز صلح‌آمیز بسازد، ناممکن است که فضای میدان‌های جنگ به میز مذاکرات دوحه سرایت نکند، جنگ جاری در سنگرها فضای مذاکرات دوحه را سرشار از کدورت خواهد ساخت. در آستانه مذاکرات صلح ایجاب می‌کند که مردم طعم صلح را بچشند تا حمایت گسترده و سراسری مردمی از این روند به وجود آید.

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی آرمان ملی که در سرمقاله ای تحت عنوان طالبان از فقه حنفی استفاده ی ابزاری می کنند چنین نوشته است :

دو پیشنهاد و نظر طالبان یعنی فقه حنفی واصل بودن توافقنامه با امریکا از سوی هیأت جمهوری اسلامی افغانستان، رد گردید و مذاکره و رای‌زنی جریان دارد تا هر دو طرف به توافق دست یابند.

در حالی که فقه حنفی دربرگیرنده تمام شریعت نیست و گاهی بنیان گذاران این مذهب برای حل مشکلات فقهی به فقه مذاهب دیگر حواله داده اند.به همین گونه فقه حنفی هم با آرای یک شخص که امام اعظم صاحب باشد، تدوین نشده است. شاگردان امام اعظم صاحب، ابو یوسف و ابو محمد هم در تدوین فقه حنفی نقش داشتند و فقه حنفی از آرای همین سه شخصیت اسلامی شکل گرفته است.در بحث و جدل‌ها گاهی امام اعظم یا ابو حنیفه با ابو یوسف هم نظر می شد و گاهی با ابو محمد و در برخی موارد هردو شاگرد او در موضع مشترک قرار می‌گرفتند و ابو حنیفه تنها می‌ماند.کسانی که کتب فقهی مذهب احناف را مطالعه کرده اند و یا آموخته اند، به این ظرافت‌ها آگاهی دارندو می‌دانند که در فقه حنفی هم اختلاف‌های زیاد میان بنیان‌گذاران آن وجود داشت واین فقه یک‌دست نمی‌باشد. اما نماینده‌گان طالبان با بهانه قرار دادن فقه حنفی می‌خواهند روند مذاکرات را به چالش بکشند و در راه توافق صلح، سنگ‌اندازی کنند تا از مذاکرات امتیاز بیشتر نصیب شان شود.

در پایان آرمان ملی می افزاید :

قانون اساسی افغانستان در پهلوی فقه حنفی، فقه جعفری را هم به رسمیت می‌شناسد. فقه جعفری در کشور به میلیون‌ها پیرو دارد و اگر ما تنها تمسک به فقه حنفی کنیم پاسخ این میلیون‌ها انسان دیگر را که مسلمان اند چه بدهیم؟

با مطرح کردن این مسایل واضح است که اختلاف مذهبی در افغانستان آغاز خواهد شد و این برای سلامت کشور بسیار زیان بار خواهد بود.