بررسی مطبوعات چاپ کابل 20 میزان 1399
-
بررسی مطبوعات چاپ کابل 20 میزان 1399
"روزهای سخت کرونایی فراموش نشود" ، " هیچ کس در امان نیست" و"حکومت علیه حکومت" ، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
روزنامه ی اطلاعات روز در سرمقاله ای تحت عنوان روزهای سخت کرونایی فراموش نشود چنین نوشته است:
ارزیابی سازمان بهداشت جهانی از وضعیت کرونا در افغانستان این است که خطر این ویروس هنوز جدی است و احتمال فراگیرشدن موج دوم زیاد است. از اینرو، حکومت و مردم باید برای موج دوم کرونا آمادگی داشته باشند. در واقع شهروندان و حکومت نسبت به وضعیت بیاعتنا شدهاند. این بیاعتنایی میتواند فاجعهبار باشد. حکومت باید در گام نخست مردم را نسبت به جدیبودن وضعیت و خطر موج دو هشدار بدهد.
اطلاعات روز می افزاید:
در گام دوم، برای برنامهریزی و مدیریت سالم و موثر اقدام کنند. دوام بیاعتنایی میتواند فاجعهی بزرگتر از دور اول را رقم بزند. هم شهروندان و هم حکومت نباید روزهای سخت و دشوار دو ماه پیش را فراموش کنند. وضعیتی که حکومت حتا توان تأمین اکسیجن برای بیماران را نداشت و برای حفظ جان مردم سراسیمه و درمانده بود و شهروندان نیز برای تهیهی اکسیجن به هر دری میزدند تا عزیز خود را از کام مرگ بیرون بکشد.
و هیچ کس در امان نیست عنوان سر مقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:
در کابل و هرات – دو شهری که قلب سیاست، صنعت و تجارت افغانستان به شمار میروند – شهروندان کشور تلاش میکنند در همان ساعات اولیه شام، به خانههایشان بروند. آنها برای در امان ماندن از گزند سارقان، انتخابی جز پناه بردن به خانه، آن هم در ساعات نخستین شام، ندارند.افزایش جرایمی چون سرقتهای مسلحانه و آدمربایی، علاوه بر تأثیرات سوء بر روان و زندهگی مردم، بر اقتصاد کشور نیز تأثیرات بدی داشته است. ربودن تاجران و اعضای خانوادههایشان از مناطق امن شهرهای بزرگ کشور، باعث شده تا سرمایهگذاران از فعالیتهای اقتصادی در کشور دلسرد شوند.
هشت صبح می افزاید:
حکومت افغانستان تا اکنون در زمینه ارایه طرحی مدون که بتواند حملونقل سلاح در افغانستان را نظم ببخشد، ناکام بوده است. حمل سلاحهای غیرقانونی، وضعیت ناگواری را در افغانستان به ارمغان آورده است.
نهادهای عدلی و قضایی نیز باید با عاملان چنین رویدادهایی برخورد جدی کنند. بسیاری از سارقان مسلح پس از بازداشت توسط پولیس، در نیمهی راه توسط افراد زورمند آزاد میشوند. چه چیزی میتواند متأثرکنندهتر از این باشد که زورمندان و هر از گاهی سیاسیون کشور با سارقان مسلح همصدا و شریک جرم هستند؟ نهادهای ضد جرم باید تقویت شوند و با مجرمان برخوردهای قانونی اما سختی صورت گیرد.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی راه مدنیت که در سرمقاله ای تحت عنوان حکومت علیه حکومت چنین نوشته است:
فیض زلاند که سخنگوی یکی از تیمهای مطرح انتخاباتی بود، استاد رسمی دانشگاه کابل است، جایی که در آن بهترین استادان ما سالها پشت دروازه میمانند، اما یک همکار بالقوۀ تروریستها در آن صاحب کرسی است.او از حملات بیشتر به شفاخانه و مکتب حمایت میکند تا بعد دولت در موقع ضعف باشد و- به طالبان - بگوید چه میخواهید ما در خدمتیم!
چنین هیولایی در پوهنتون کابل از دولت معاش میگیرد؛ از مالیه کسانی که برای مردنشان آرزو میکنند و برنامه میریزند. اگر هم دولت بخواهد این آدم را دستگیر کند، صدها نفر در داخل دولت پیدا میشوند که از او حمایت کنند و او را بهعنوان شاعر و نویسنده تجلیل کنند.
ما واقعا برای که میجنگیم؟ سربازان ما که هر روز جنازههایشان در تابوت به بلخ ،بدخشان و اندراب و ننگرهار میرسند برای چه کسانی کشته میشوند؟ برای همین زلاندها. برای وحشیهایی که فرزندانمان به دستشان گروگان است و جان ما در کف دست خونینشان.چگونه امکان دارد؟! اما متاسفانه امکان دارد و هیچ کاری هم صورت نمیگیرد. حال آنکه دولت در خط باریک فنا و بقا حرکت میکند و مبادا همان اشتباه داکتر نجیب را به تصور خویشاوندی تکرار کند.
در پایان راه مدنیت می افزاید:
این کشور توان تاوان دادن و چهل سال جنگ داخلی دیگر را ندارد. باید او و همه همفکرانش دستگیر شوند و هر کسی هم که از آنها ضمانت و حمایت میکند بیتعارف دستگیر و مجازات شود.