بررسی مطبوعات چاپ کابل 29 میزان 1399
-
بررسی مطبوعات چاپ کابل 29 میزان 1399
"درماندگی سرباز" ،"چه کسی از توافق نامه تخلف ورزیده است" و " بازخوانی یک مقاله ، افغانستان ، زمان مداخله فرارسیده است" ، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
روزنامه ی اطلاعات روز در سرمقاله ای تحت عنوان درماندگی سرباز چنین نوشته است :
نیروهای امنیتی افغانستان روزهای دشواری را پشت سر میگذارنند. در هر گوشهای از افغانستان جنگ جریان دارد. بهرغم ایستادگی نیروهای امنیتی افغانستان، طالبان قدرتمندتر از گذشته در میدان جنگ حضور دارند. رقم تلفات نیروهای امنیتی درشت و روزافزون است. این وضعیتی است که رهبری نظامی افغانستان آن را انکار نمیکند. اما نگرانی این است که تا چه زمانی نیروهای امنیتی افغانستان میتواند با ادامهی این وضعیت دست بالا را در میدان جنگ حفظ کنند. طالبان این روزها چه از طریق جنگ و یا پروپاگندا تلاش میکنند که واقعیت جنگ را در افغانستان به نفع خود تغییر دهند. تا کنون واقعیت جنگ در افغانستان این است که نیروهای امنیتی افغانستان در میدان جنگ دست بالاتری دارند. البته این واقعیت به قیمت خون و فداکاری هزاران سرباز بهدست آمده است.
اطلاعات روز می افزاید :
نیروهای امنیتی در میدان جنگ است. وقتی سربازی در میدان جنگ راهی جز شبکههای اجتماعی برای کمکخواستن و جلب توجه ندارد، معنایش این است که رهبری دستگاه امنیتی از وضعیت نظامیان در میدان جنگ آگاه نیست. اگر غیر از این است چرا سربازی از میدان جنگ ناگزیر میشود دست به دامن شبکههای اجتماعی شود. این سهلانگاری مسئولان امور دفاعی کشور را میرساند؛ زیرا پس از انتشار گستردهی ویدیوی شکایت سربازان زخمی و گیرمانده در شبکههای اجتماعی، وزارت دفاع میتواند در کمتر از ۲۴ ساعت به وضعیت رسیدگی کند، چرا چهار روز درماندگی سرباز را نمیبیند و اقدام نمیکند؟
و چه کسی از توافق نامه تخلف ورزیده است عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است :
در یک هفتهی اخیر طالبان به گونهی بیپیشینهای، حملاتشان را بر نیروهای امنیتی افغانستان افزایش دادهاند. حمله بر هلمند که گفته میشد برای گرفتن مرکز این ولایت راهاندازی شده بود، کلانترین حمله از این نوع بود. همزمان با آن در ولایت بدخشان نیز حملات طالبان شدت گرفت. حمله موتر بمب بر مرکز ولایت غور نیز یک فاجعه بزرگ انسانی آفرید. این حمله در حدود ۱۵۰ نفر کشته و زخمی برجا گذاشت. در حملهی هلمند بر اساس گزارشها ۳۰۰ طالب کشته شدند. نیروهای امریکایی بر مواضع طالبان حملات شدید هوایی انجام دادند. این حملات باعث شد که طالبان به گونهی رسمی واکنش نشان بدهند و امریکا را به نقض توافقنامهی دوحه متهم کنند. آنها امریکاییها را متهم به «تخلف مکرر» از توافقنامهی دوحه کردهاند. همچنان در بیانیهی آنها هشدار داده شده است که این حملات میتواند به توافقنامهی دوحه آسیب برساند.
هشت صبح می افزاید :
حمله بر شهر لشکرگاه بحث کاهش خشونتها را پایان داد. این جنگ چنان سنگین بود که نیروهای امریکایی مجبور به واکنش شدند. نیروهای امریکایی وقتی میگویند که حملات هواییشان براساس توافقنامهی دوحه و اعلامیهی مشترک کابل-واشنگتن انجام یافته است، معنای تلویحی آن این است که طالبان خود توافقنامهی دوحه را نقض کردهاند. اگر در توافقنامهی دوحه به قول زلمی خلیلزاد مساله اصلی کاهش خشونتها بوده است، پس افزایش خشونتها به معنای نقض صریح آن توافقنامه است و طرفهای امضاکننده آن توافقنامه را به گونهی طبیعی به وضعیت پیش از امضای آن میبرند.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی راه مدنیت که درسرمقاله ای تحت عنوان بازخوانی یک مقاله ، افغانستان ، زمان مداخله فرارسیده است چنین نوشته است :
زلمی خلیلزاد در هفتم اکتوبر ۱۹۹۶ در واقع کمی پیشتر از ورود طالبان به کابل (۲۶سپتمبر ۱۹۹۶) با نوشتن مقالهیی در روزنامۀ واشنگتن پست با عنوان «افغانستان؛ زمان مداخله بار دیگر فرا رسیده » امریکا را ترغیب به حضور دوباره در سیاست افغانستان، اما این بار با پشتیبانی از طالبان کرد. طالبان در آن زمان گروهی ناشناخته از مجاهدان تندرو بود که به باور خلیلزاد میتوانست تنها گروه قادر به تشکیل حکومت مرکزی مقتدر باشد.
در پایان راه مدنیت می افزاید :
خلیلزاد بهعنوان مشاور کنسرسیوم نفتی ینوکال، ضمن لابی برای طالبان، خواستار به رسمیت شناختن این گروه با دیدگاههای جهادگرایی سلفی ابن تیمه، از سوی امریکا شد. او حضور امریکا (از جمله شرکتی که در آن کار میکرد) را برای پروژههای انتقال گاز آسیای میانه به جنوب، مناسب دانسته بود و از این جهت نیز واشنگتن را به نقشآفرینی دوباره در این کشور تشویق کرد.
تلاشهای او اگرچه به مداخلۀ امریکا منجر نشد، اما سرپوشی شد بر اعمال متحجرانۀ طالبان و نادیدهگرفتن جنایتهای این گروه در مورد زنان، کودکان، اقلیتهای مذهبی و قومی که نهایتا به انهدام مجسمههای تاریخی بودا در بامیان و حضور گستردۀ تروریستان بینالمللی در افغانستان انجامید.
بازخوانی مقالۀ سال ۱۹۹۶ زلمی خلیلزاد در روزنامه واشنگتن پست از این جهت مهم است که به نظر میرسد تلاشهای کنونی او بار دیگر، نه در جهت صلح که بیشتر در جهت تبرئۀ طالبان از اعمال تروریستی است.