بررسی مطبوعات کابل 1 عقرب
جنگ دوام دار و صلح ناپایدار در افغانستان
روزنامه افغانستان در سرمقاله ای تحت عنوان افغانستان؛ جنگ دوام دار و صلح ناپایدار چنین نوشته است :
جنگ در افغانستان باعث عقب ماندگی کشور از کاروان مدنیت گردیده و روند توسعه و رشد کشور را با موانع و چالش های فراوانی روبرو کرده است. جنگ زمینه حضور سیاسی و نظامی جامعه جهانی در افغانستان را فراهم آورده و اقتصاد و تجارت این کشور را به حداقل کاهش داده است.نا امنی، فقر و بیکاری نتیجه مستقیم جنگ به شمار می رود که متأسفانه امروزه زندگی بسیاری از هموطنان را در سراشیبی سقوط قرار داده است. اگر کارخانه های تولیدی با ورشکستگی روبرو می شوند، اگر تجارت و علاقمندی به تجارت کاهش پیدا کرده، اگر سرمایه ها از کشور خارج می شوند و اگر روند بازسازی در کشور متوقف گردیده، دلیل عمده اش جنگی است که سراسر کشور را در آتشش می سوزاند.اما پدیده صلح هنوز وجود خارجی پیدا نکرده است. هنوز گره کور جنگ با سر انگشت معجزه آسای صلح باز نشده است. از صلح تنها شعار داده شده است و از صلح تنها تعداد معدودی به ثروت های انبوه دست یافته اند.نویسنده می افزاید : از صلح تنها برای توجیه سیاست های تبعیض آمیز، ظالمانه و مستبدانه بهره برداری شده است. به همان اندازه که از صلح سخن گفته شده به همان میزان جنگ زندگی مردم را به تباهی کشیده است. هر زمانی که از افق روشن صلح نوید داده شده، قامت های بیشتری در گودال خونین جنگ خم شده است. از نظر مردم صلح تنها حرف است. صلح صرف یک پروژه است. صلح فریب است. صلح پوشش فریبنده برای دوام جنگ است.بیش از یک دهه است که به صورت جدی از صلح سخن گفته می شود و در این راستا میلیون ها دالر سالانه به مصرف می رسد، اما دستاورد عملی آن برای مردم افغانستان مشهود نبوده است. پروژه جنگ در افغانستان به دست کشورهای خارجی است و تا زمانی که حمایت کشورهای منطقه از روند صلح جلب نشود، صلح پایدار و واقعی در کشور بر قرار نخواهد شد.
و روز نامه ی ماندگار نیز در سرمقاله ای تحت عنوان پس امضای صلح با حکمتیار به چه معنا بود؟ چنین نوشته است : در شرایطی که بحثِ صلحوجنگِ افغانستان پیچیدهتر میشود، اتفاقاتی نیز شکل میگیرند که این دو بحث را بیش از پیش حیرتآور میسازند. انتظار دولت و یا دستکم ادبیاتِ دولت این بود که با پیوستنِ گلبدین حکمتیار به دولت، شاخه ای از طالبان نیز که زیر نظرِ ملا رسول بودهاند، به روند صلح میپیوندند؛ چنانکه بعد از امضای توافقنامۀ صلحِ غنی و حکمتیار، در یک برنامۀ ویدیویی که توسط حزب اسلامیِ حکمتیار در ارگ پخش شد، اعلامهای منسوب به شاخۀ ملا رسول در حمایت از پیوستن حکمتیار به دولت نیز به نشر رسید. اما برعکس، هفتۀ گذشته رسانهها ویدیویی را منتشر کردند که در آن ملا رسول رهبر طالبانِ انشعابی، در برابرِ صلحی که با حکمتیار صورت میگیرد سخن گفت و تصریح کرد که بحث صلح با حکمتیار “برنامۀ پاکستان” است و ما آن را رد میکنیم. این واکنش نشان میدهد که اعلامیۀ قبلیِ منسوب به طالبانِ منسوب به شاخۀ ملا رسول، تقلبی بوده است.ماندگار می افزاید : در چنین شرایطی رییسجمهور غنی طی فرمانی که روز پنجشنبه صادر شد، از دادستانی کُل خواسته است”ظرف مدت دو ماه، مصونیت رهبر و اعضای حزب اسلامی را نسبت به اقداماتِ قبلی سیاسی و نظامیشان تأمین کند”. حزب اسلامی افغانستان مطابق با احکام قانون اساسی و سایر قوانین کشور، از تمامِ حقوق مدنی و سیاسی برخوردار است و با رعایت قانونِ احزاب و سایر قوانین کشور، به فعالیت سیاسی میپردازد. همچنین آقای غنی گفته است که دولت نباید بر مراکز حزب اسلامی بعد از این حمله کند؛ ادعایی که هیچگاه مصداقِ عینی نداشته است.احتمال میرود تا دو ماه دیگر، به آقای حکمتیار مصونیتِ قضایی داده شود؛ امری که بهشدت در برابرِ خواستِ اکثریتِ مردمِ افغانستان قرار دارد. با این حساب، مردم میدانند که صلح با حکمتیار نهتنـها هیچ دردی را دوا نکرده و نمیکند، بلکه مخارج و مصیبتهای کلانی را بر شانههای آنها قرار داده و خواهد داد. دیگر هیچ نیازی به اغراق در موردِ برنامۀ صلح با حزب اسلامی نیست و آقای غنی اصلاً به خود زحمتِ بزرگسازیِ حکمتیار را ندهد!
و به سراغ روزنامه ی چراغ می رویم که در مطلبی تحت عنوان ایا عربستان ازحمایت فکری ومعنوی طالبان دست برمیدارد چنین نوشته است :
اخیراً رئیس اجرایی دولت وحدت ملی به همراه یک هیئت عالی رتبه به شمول ۷ وزیر و ۲۰ تاجر ملی به عربستان سعودی سفر کرده بود. هدف از سفر داکتر عبدالله عبدالله به این کشور بزرگ و ثروتمند عربی گفتگوهای گسترده با مقامات عربستان در مورد روند صلح دولت افغانستان با طالبان عنوان شده است. سؤال مهم اینجاست که این سفر تا چه حد میتواند این کشور شاه نشین عربی را مجاب کند تا نقش کلیدی و صادقانه در کشاندن طالبان به پای میز مذاکره با دولت افغانستان ایفا کند.در پایان چراغ می افزاید :
نکته مهم دیگری که در این عرصه قابل یادآوری است سیاست عربستان در زمان تشکیل دولت مجاهدین در افغانستان است؛ عربستان در آن زمان از بین طالبان و دولت مجاهدین، طالبان را انتخاب کرد و خیلی به تقویت دولت مجاهدین علاقه نشان نداد.سفر داکتر عبدالله عبدالله اگر بتواند عربستان سعودی را مجاب کند تا حمایت فکری و اعتقادی خود از طالبان را بردارد یا حداقل از این نفوذ روی طالبان استفاده کند تا مذاکرات صلح با دولت وحدت ملی را جدی تر، عملی تر و صادقانه تر دنبال کند، میتواند راهگشا باشد.