بررسی مطبوعات کابل 2 عقرب
انزوای مخالفان دولت سوریه در انصار
انزوای مخالفان دولت سوریه عنوان سرمقاله ی روزنامه ی انصار است که در آنچنین امده است:
جانکری وزیر خارجه امریکا در لندن تایید کرد که پایتختهای غربی ازهیچگونه اقدام نظامی علیه بشار اسد و متحدانش در سوریه حمایت نمیکنند وگزینهای جز دیپلماسی در چنته ندارند؛ به نظر میرسد این مواضع مقامات غربی در این مقطع از جنگ سوریه نشان میدهد آنها پس از پنج سال با واقعیتهای روی زمین کنار آمدهاند و بنابراین چارهای جز عقب نشینی درسطح سیاسی ندارند و اولین گام جدی این عقب نشینی به نظر میرسد، با کنفرانس لوزان شروع شده است.
انصار می افزاید: مقامات امریکایی در حالی اعلام میکنند گزینهای جز دیپلماسی ندارند که سوریه و متحدانش بدون توجه به فشارهای رسانهای و دیپلماتیک غرب، به نحواحسن در حال استفاده از گزینه نظامی برای بیرون راندن القاعده از حلب هستند و تاکید دارند مبارزه با تروریسم مثل هر جای دیگری فقط راهحل نظامی دارد. در این میان به نظر میرسد غرب چارهای جز کنار آمدن با این واقعیت و قبول شکست پروژههای خود در سوریه ندارد.
و زوایای پنهان دور جدید گفتگوهای صلح عنوان سرمقاله ی روزنامه یافغانستان است که در آن چنین آمده است:
در این روزها بار دیگر موضوع گفتگوهای صلح با طالبان داغ شده است. چندروز پیش گزارشهایی به نشر رسید نمایندگان طالبان و نمایندگانی از دولت افغانستان با حضور یک دیپلمات آمریکایی در دوحه قطر با هم دیدار کرده ودر مورد آغاز دوباره روند صلح صحبت نموده اند. هرچند، همانند همیشه گزارشهای ضد و نقیضی در مورد این گفتگوها به فضای عمومی رخنه می کند، امااین امر مسلم است که باری دیگر گفتگوهای صلح به هدف حاضر شدن طالبان به میز مذاکره آغاز شده است.
نویسنده می افزاید: در هیچ یک از دوره های گفتگوهای صلح با طالبان در گذشته، دولت افغانستان موضع واحد، شفاف، فراگیر و تعریف شده ای نداشته است. دولت افغانستان برای رسیدن به صلح یک موضع واحد و تعریف شده را در قبال طالبان و صلح با آنهاباید داشته باشد. سردرگمی و گفتگوهای پنهان و پشت درهای بسته، در نبود اجماع و وحدت نظر در مورد گفتگوهای صلح، تا هنوز افغانستان را در گفتگوها ناکام ساخته است. برخورد به مسئله صلح به عنوان یک مسئله ملی، نیازمند راهکارهای روشن، شفاف و ملی است. پنهان کاری ها و برخوردهای سلیقه ای باموضوع صلح، بیش از هر چیزی به ضرر مردم و دولت افغانستان خواهد بود و به طالبان فرصتی برای تجدید قوا و تهدید بیشتر دولت افغانستان خواهد داد. دولت افغانستان تجربه بیش از یک دهه ناکامی در گفتگوهای صلح را داشته است. این تجربه باید بتواند دولت افغانستان را متقاعد کند که به مردم به عنوان یک اصل و طرف اصلی گفتگوهای صلح با مخالفین دیده شود.
و به سراغ روزنامه ی ماندگار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان چرا قندوز تصفیه نمی شود، چنین نوشته است:
جنگ و حملۀ طالبان به شهرها را میتوان سریالِ دامنهداری خواند که پایانی ندارد و هر روز بیش از پیش شدت مییابد. اما هر بار که طالبان به شهری حمله میکنند، بهمحضِ سقوطِ آن مانند سقوط کندز، به جانِ مردمِ ملکی و غیرنظامی میافتند و همان جنایتهایی را انجام میدهند که سالِپار انجام داده بودند. همین اکنون، مردمانِ شهر کندز و حتا منسوبانِ دولتی میگویند که طالبان فقط از سرک عمومی کنار زده شدهاند و هنوز هم در همین شهر، در خانههای هواداران و حامیانشان به سر میبرند. اکنون که شهر بعداز چند روز سقوط، آزاد شده و فرمانِ توقفِ جنگ نیز صادر شده است، هنوز همدولت به معنای واقعیِ کلمه بر کندز اشراف و تسلط ندارد. در پایان ماندگار می افزاید: شکی نیست که طالبان در شهر قندوز حضورِ بسیار دیرینه دارند و این حضورنزدیک به بیست سال است که مشاهده میشود. به گفتۀ برخی از باشندهگان کندز، طالبانِ این ولایت بیشتر آنانیاند که خودشان باشندهگانِ قندوزاند و در برابرِ تبارهای دیگر حساسیت دارند. در صورتی که چنین باشد، بایدپیشبینی کرد که نزاع و دشمنی میان اقوام ساکنِ آن ولایت افزایش خواهدیافت. اما مسلماً آنانی که در کندز در کنارِ طالبان میایستند و در سایۀآنان میخواهند بر دیگران ظلم کنند، جفای بزرگی را هم در حقِ خود و هم درحقِ دیگران مرتکب میشوند. دولت وحدت ملی باید به این مسأله توجه کند؛ زیرا بحث جنگ در قندوز، ابعادی متفاوتتر از دیگر ولایتها دارد و باید دولت ریشۀ استفادههای قومی از طالبان در این ولایت را بخشـکاند و فضای اعتماد را به کندز بازگرداند. دولت باید به تصفیۀ قاطعِ کندز از وجودِ طالبان فرمان دهد و دستِ حمایتگرانِ محلی در این عرصه را نیز کوتاه سازد. در غیر آن، قندوز دچارحوادثِ دلخراشی خواهد شد که نفعِ هیچ کسی در آن نهفته نیست.