بررسی مطبوعات کابل 8 عقرب
نا امنی و آشفتگی سیاسی در افغانستان
نا امنی و آشفتگی سیاسی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که درآن چنین آمده است :اختلافات رییس اجراییه با رییس جمهور و انتقادات معاون اول رییس جمهور ازکارکرد رییس جمهور و رییس اجراییه، اوج درگیری های سیاسی در درون ساختارسیاسی را بر ملا می سازد. وقتی انتقادها در این سطح به رسانه ها کشانده می شود و در افکار عمومی بازتاب می یابد، در لایه های مختلف اجتماعی چنین برداشت می شود که این ساختار به شدت شکننده و آسیب پذیر بوده، دیر و یا زود از هم می پاشد.
نویسنده می افزاید :متأسفانه در افغانستان بجای این که حکومت تلاش کند، مسئولیت های خود را درحفظ نظم و آرامش در کشور انجام دهد، همواره از ضعف مردم و شرایط حاکم برکشور برای کسب منافع شخصی، قومی و گروهی خود سود برده اند. اشتباه است اگر باور کنیم سران حکومت حتی برای یک لحظه درد و رنج خانواده هایی را که مردان آنها یا در صف پولیس و اردوی ملی در جای جای کشور به شهادت رسیده اند و یا در جریان گروگان گیری ها و آدم ربایی ها بیرحمانه کشته شده اند،درک کنند و ساده لوحانه است اگر بپذیریم سران حکومت، سوز آتش اشک های مادری را که به دلیل بی نانی، سفره خالی و گرسنگی فرزندان شان، جاری میگردد، احساس کنند؛ ولی این انتظار از حکومت همچنان پا برجاست که سران حکومت حداقل برای حفظ منافع خود، از نظم سیاسی موجود دفاع کنند و به آن آسیب نرسانند.
و اعتراف پاکستان و حقیقت انتخابات های ما عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین امده است :بهتازگی یک سناتور پاکستانی گفته است که ما در انتخابات ۲۰۰۹ به نفعِ کرزی دست به تقلب زدیم. مشاهدحسین، رییس کمیتۀ دفاعیِ سنای پاکستان به گونۀ علنی گفته است که حامد کرزی در انتخابات ریاستجمهوریِ سال ۲۰۰۹افغانستان، اسلامآباد را بر واشنگتن ترجیح داد و در عوض، پاکستان کاری کرد تا او برنده شود. همچنین او اضافه کرده است: «ما تمام ۳ میلیون رای مهاجرینِ افغان در پاکستان را به نفع کرزی رقم زدیم و به امریکا نیزتوصیه نمودیم که کرزی از همه باهوشتر است و مردم را میتواند بهسادهگی فریب دهد بدون اینکه آنها متوجه شوند.»
ماندگار می افزاید :اکنون که مشاهد حسین سناتور پاکستانی علناً از کمک و مساعدتِ کشورش درتقلباتِ انتخاباتی برای کرزی سخن میگوید، باید این نتیجۀ تلخ را ارایه کرد که در “دموکراسی افغانی” میزان رایِ مردم نیست، بلکه آنچه ملاک ومعیار است؛ خدعه و نیرنگ و حمایتِ سازمانهای جاسوسیِ بیگانه است.
و به سراغ روزنامه ی انصار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان آیا داعش از حاشیه به متن آمد چنین نوشته است :داعش که از زمستان سال 93 در افغانستان اعلام حضور کرده، هنوز نتوانسته استراتژی خود مبنی بر (حفظ قلمرو و توسعه سرزمینی) را همچون اقداماتی که در عراق و سوریه انجام داده، در آسیای میانه اجرا کند. یکی از دلایل پیدایش و قدرت گیری داعش در غرب آسیا، نبود قدرتهـای رقیب در آن نقطه بود.
از مهم ترین دلایلی که به احتمال محدودیت گسترش داعش در افغانستان قوت می بخشد، حضور قوی و جدی گروههـای (جهادی) است.وجود گروههـای ریشه دار و قدرتمند جهادی، جای خالی را برای یک گروه بیگانه که ایدئولوژی متفاوتی هم با آنهـا دارد باقی نمی گذارد. با این حال مرگ رهبران گروه ضد مردمی طالبان، (ملا عمر) و (ملا اختر منصور) دردو سال اخیر، باعث شده تا برخی از نیروهای طالبان به داعش بپیوندند.
در پایان انصار می افزاید :مهاجمان داعش پیشتر از اعضای طالبان بوده اند؛ با این حال، جذب نیرو برای داعش در افغانستان همچنان کار دشواری است و تروریستهـای صادراتی از جمله چچن، ازبک ودیگران در اولویت اند. استراتژی داعش از بدو تولد بر حفظ قلمرو و توسعه آن استوار بوده است. گسترش قلمرو آنهـا در عراق و سوریه ولیبی به دلیل نبود امنیت نظامی متمرکز در مکانهـایی که عمدتا کم جمعیت،وسیع و اماکنی که پیشروی در آن سادهتـر بود صورت گرفت.