بررسی مطبوعات کابل 19 عقرب
-
مطبوعات کابل
چگونه حکومت افغانستان به یک معضل کلان کشور مبدل شده است؟
چگونه حکومت به یک معضل کلان کشور مبدل شده است عنوان سرمقاله ی روزنامه ی چراغ است که در آن چنین آمده است :
حجم روابط گسترده خارجی در نبود تعادل داخلی و دولت ملی، در نبود خطوط اساسی و سیاست مدون خارجی و دستگاه دیپلماسی مجرب و بسیاری از مولفه هایی که توان ملی کشور را بر مقیاس گستردگی روابط خارجی بالا ببرد و جایگاه افغانستان را در نظام بین المللی تعریف و تثبیت نماید، برای کشور بحران زا شده است. این گستردگی روابط بی رویه و بی موازنگی سیاست خارجی، افغانستان را برای سالیان دراز، میدان کشمکش ها و رقابت های منطقه و فرامنطقه نگه خواهد داشت و با به میدان آمدن بازیگران بیشتر، کشور ما دستخوش رقابت های شدیدتر و جنگ های منافع بیشتر خواهد گردید.
چراغ می افزاید :
سیاست خارجی افغانستان نه بر اساس یک استراتیژی ملی و یک تعادل استوار است بلکه در گرو سلیقه های شخصی، بدون اصول اساسی، پشتوانه ملی و بدون بسیاری از مولفه های حیاتی یک سیاست خارجی موفق، پا در هوا باقی است.
در نتیجه، چون افغانستان هنوز هم زمینه های قوی تقابل قومی و رقابت های منطقه ای را دارا است، حجم روابط خارجی گسترده همزمان با ضعف شدید حکومت و رهبری سیاسی، کشور را برای سالیان متمادی همچنان بی ثبات تر و بحران ها را چند لایه تر خواهد ساخت.
و مشکلات تهیه ، تصویب و مصرف بودجه عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است :
بحث بودجه یکی از جنجالی ترین و چالش برانگیز ترین برنامه های ملی است که همه ساله با انتقادات نمایندگان پارلمان، کارشناسان و مردم مواجه می شود. در بودجه سالیان گذشته اغلب توازن در نظر گرفته نمی شد و در تخصیص بودجه به ولایات، اصل عدالت به فراموشی سپرده می شد و حجم زیادتر بودجه به ولایت ها و پروژه های خاص صورت می گرفت که تعداد اندکی از آن منتفع می شدند.
نویسنده می افزاید :
حداقل توقع در مصرف بودجه ملی این است که از مزایای آن همه مردم افغانستان بدون در نظر داشت ملیت، قوم، سمت و زبان بهره مند شوند. توزیع بودجه به گونه ای عادلانه و با توجه به اولویت ها و ظرفیت های اقتصادی در تحکیم وحدت ملی و رشد اقتصادی کمک می کند
کم کاری، بی مسؤلیتی و نبود ظرفیت از فاکتورهایی اند که می شود مصرف نشدن بودجه را به آنها نسبت داد؛ اما فاکتورهای یاد شده در اصل به یک مشکل عمیق و جدی دیگر ارتباط می گیرد و آن پدیده مخرب فساد است.
و به سراغ روزنامه ی ماندگار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان ضعف دوسویه در عدم مصرف بودجه ی انکشافی چنین نوشته است :
سالهاست که میبینیم بودجۀ وزارتخانهها، به مصرف نمیرسد و هیچ وزیری نیست که بتواند بیش از بیست الی سی درصدِ بودجۀ انکشافیاش را به مصرف برسـاند
یکی از دلایلی که بودجۀ انکشافی به مصرف نمیرسد، نادرست بودنِ سال مالیِ دولت و زمان تصویب و اجرای بودجه است. چنانی که در ۹ ماه اول هر سال، شرایط و زمینههای کار و تطبیقِ پروژهها فراهم میباشد اما در سه ماهِ پایانی به دلیلِ برف و سرما اجباراً کارها متوقف میماند. اما میبینیم که کارهای کلانِ اداراتِ دولتی در نیمۀ خزان و آغازِ زمسـتان راه میافتد که این خود یک مشکلِ فوقالعاده برای کار و انکشاف و توسعه است. زیرا آغاز کار در چنین شرایطی، به معنای ناکامی و کوتاهمدت بودنِ آن است؛ زیرا سرما و یخبندان فرمانِ ایست به اکثرِ پروژهها میدهد.
در پایان ماندگار می افزاید : .
با این حساب، اگر در نظر است که بودجۀ انکشافی به مصرف ـ آنهم مصرفِ سالم و موثر ـ برسد، باید در فصلِ زمستان کار تصویب بودجه پایان یابد و با آغاز کار مجلس نمایندهگان پیش از سال نو، به مجلس فرستاده شود و نمایندهگان مجلس نیز سعی کنند زمانِ تصویبش به درازا نکشد. همچنان میباید میکانیسمهای اداری و دولتی، کارا و شفاف تنظیم گردد. این کار باعث میشود که نهادهای دولتی در آخر ماهِ حمل و یا هم در ابتـدای ماه ثور آمادۀ کار و صرفِ بودجۀ انکشافی گردد. از جانب دیگر، نهادهای دولتی باید دارای برنامهها و راهبردهای انکشافی در حوزههای کاریشان باشند تا در پرتو آن، بتوان بودجۀ انکشافی را به مصرف رساند