بررسی مطبوعات کابل 13 قوس
"غنی متوجه حرف هایش باشد" ، "چین و پیشنهاد مذاکرات سه جانبه ی اقتصادی"و"اربابان تروریسم در تلاش برای نجات داعش" عناوین سرمقاله های روزنامه های امروز چاپ کابل است.
غنی متوجه حرف هایش باشد عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
رییسجمهور غنی، هفتۀ گذشته اظهاراتی داشت که سببِ ایجاد واکنشهایی درسطحِ جامعه شد. این اظهارات، از طرفِ نهادهای مدنی و رسانهها و نیز مردم و کاربران شبکههای اجتماعی، اظهاراتی خلافِ قانون و ارزشهای قبولشده در قانون اساسی و دیگر قوانینِ مجلس و جرگههای کشور عنوان شده است.
اظهاراتِ او در ولایتِ هرات در مراسم خاک سپاری جنرال غوری در موردرسانهها، باعث ناراحتیِ همۀ رسانهها و دستاندرکارانِ رسانه ایِ کشورشد اظهاراتِ وی بهسرعت سخنانی در مخالفت با آزادی بیان قلمداد شد و چنان نمود که آقای غنی هوایِ سرکوبِ رسانهها و بستنِ دهانِ دموکراسی را داردو میخواهد بیتوجهی به رسانهها را به یک امرِ عادی تبدیل کند و آن رااز کار بیـندازد.
ماندگار می افزاید :در شرایطی که ما به وحدتِ ملی و همدلیِ بیشتر نیاز داریم و باید به سمتِ آیندۀ خوب حرکت کنیـم، رییسجمهوری باید در اظهاراتش دقتِ لازم را به خرج دهد و متوجه باشد که خواسته یا ناخواسته حرفی از دهانِ او بیرون نشود که نظم و آرامشِ عمومی را مختل کند.
بدون شک اشتباهاتی که در هفتۀ گذشته در کلام رییس جمهوری رونما شد،اشتباهاتِ کوچک و عادی ای نیستند که از کنارِ آنها بهسادگی بتوان گذشت. ریاستجمهوری باید به ارزشها و فیصلههایی که در یکونیم دهۀ اخیراز مجراهای قانونی صورت گرفتهاند، احترام بگذارد و سخنان و اعمالش را براساسِ آنها آن تنظیم کند. مسلماً اگر ریاستجمهوری به این بیمبالاتی درگفتار و رفتار و متعاقباً تکرار اشتباهات ادامه دهد، رشتۀ نظمِ عمومی درجامعه خواهد گسست و گناه آن نیز به دوش سرقوماندان قوای اعلی مسلح خواهدبود.
چین و پیشنهاد مذاکرات سه جانبه ی اقتصادی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که درآن چنین آمده است :
افغانستان به دلیل ضعف ها و ناپایداری های که دارد، نمی تواند از منافع خودش در منطقه و جهان دفاع کند و یا دیگران را به تقبل یک سیاست مشخص منطقه ای تشویق کند. بنابراین این کشور بیش از پیش به همگرایی های منطقه ای و بین المللی نیازمند است. هماهنگی منطقوی حول دو محور می تواند راحتتر شکل بگیرد. یکی بر محور مسایل امنیتی و مبارزه با تروریسم. دیگری برمحور مسایل اقتصادی و اقتضائات جدید تجاری و ترانزیتی نویسنده می افزاید :همه کشورهای منطقه، توسعه روابط تجاری و اقتصادی را به نفع اقتصاد شان میدانند. موقعیت جغرافیایی افغانستان خود بخود این کشور را در محراق مذاکرات دوجانبه و چند جانبه اقتصادی قرار می دهد. افغانستان با انجام توافقات تجاری با کشورهای منطقه می تواند، از یک سو رقبای سیاسی خود راتحت فشار قرار دهد و از سوی دیگر باگسترش مناسبات اقتصادی میان کشورهای منطقه، اختلافات سیاسی و جغرافیایی افغانستان با همسایه ها تحت الشعاع قرار گیرد. چین با قدرت و توان اقتصادی و نظامی که در سطح منطقه و جهان دارد، می تواند یک گزینه خوب برای ایجاد همگرایی های منطقه ای باشد.
و به سراغ روزنامه ی انصار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان اربابان تروریسم در تلاش برای نجات داعش چنین نوشته است :
آزادسازی بیش از۴۰ درصد حلب شرقی طی دو روز که در اشغال تروریستهای تکفیری (لواء توحید) و ارتش آزاد و چند گروهک دیگر بود، اولین آثارانفعالی و پارادوکسیکال را بر مواضع و رفتار حامیان خود بجای گذاشت.
فرانسویها در شورای امنیت دستبهکار شدهاند، انگلیسیها و وزیرخارجهشان که نمونه تصویری و فکری از ترامپ است، دنبال منفعلسازی روسیه و ایران است، امریکاییها که در شوک نتایج انتخاباتی خود هستند، غافلگیرشدهاند، قطریها، پروتکلهای معمولی را کنار زدهاند علناً ازتروریستها و استمرار این سیاست حمایت میکنند، سعودیها سر در گریبان پرونده یمن هستند و فرصت موضعگیری پیدا نکردهاند، ولی محمد علوش که یکی از نمایندگان آنها در رهبری گروهک جیش الاسلام است، تمایل به مذاکره درمناطق باقیمانده در حلب را برای خروج تروریستها مطرح کرده و دیمیستورا(فرستاده سازمان ملل در امور سوریه) هم که وظیفهاش را پنتاگون (وزارت دفاع امریکا) معین میکند، نغمههای ملالآور بشردوستانه سر داده ونهایتاً اردوغان، که داغدار تروریستهای متحدش در مناطق آزادشده حلب شرقی است، بازهم دچار مواضع زیگزاکی شده است.
در پایان انصار می افزاید :همه ی این واکنشها حکایت از اهمیت حلب در پروژه تروریستی غرب و شرکای آنها در سوریه دارد و نشان میدهد که این پیشروی مقتدرانه در حلب شرقی تاچه اندازه، امیدهای واهی تروریستها را به سراب تبدیل میکند و حاصل این تغییر معادله میدانی گسترده، بر گزینهها و مانورهای سیاسی و یا کارتهای بازی نظامی غرب و باقی حامیان تروریسم تکفیری آثار محدودکننده به جای میگذارد.همانگونه که آزاد شدن ۴۰ درصد مناطق اشغالی در غوطه شرقی دمشق، ادبیات جیشالاسلام و وابسته به عربستان را تغییر داده، آزادسازی ۴۰ درصدی حلب شرقی، قاعده بازی، چه در حلب چه دیگر مناطق را دگرگون میکند، خصوصاًاینکه در عراق نیز، شیب پرشتاب عملیات ضدداعش، به مراحل پایانی نزدیک میشود و بازهم اردوغان، جیغ بنفش میکشد و فقط باید برای فراری دادن سران داعش دست به دعا یا اقدام شود.